انجام پروژه مرمت و استحکام بخشی سنگ سر در در گاه ورودی مسحد جامع عتیق شیراز که از مرکز شکسته بود و کتیبه ای با متن (بسم الله الرحمن الرحیم)روی آن حک شده بود، توسط مرمتکاران رسمی اداره میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری مرودشت که از اواسط مهرماه با هماهنگی معاونت حفظ واحیاء اداره کل متبوع فارس جناب آقای مهندس نصیری و ریا ست اداره متبوع مرودشت جناب آقای کشتکار آغاز گردیده بود به سرپرستی مسئول دفتر فنی این اداره کارشناس مرمت آثار هنری اقای ناظم زارع و تیم مرمتی اعزامی متشکل از 5 نفرکارشناس مرمت آثار هنری آقاین جهانمیر ستوده، ایوب صفی زاده ،خشایار زارع، محمد زارع و جمشید زارع روز یکشنبه مورخ 6/9/90 با موفقیت کامل به اتمام رسید . این عملیات با سبک جهانی مرمت سنگ اجرا و در نوع خود بی نظیر بوده و یکی از موفقیت آمیزترین عملیاتهای مرمت سنگ در سطح کشور می باشد که علاوه بر گستردگی و حساسیت کار با کمترین هزینه و در مدت حدود 45روز توسط این تیم مرمتی انجام پذیرفته است.
ناظم زارع
مسئول بخش فنی
اداره میراث فرهنگی مرودشت
تحقیق در معماری گذشته ایران
پیش از آنکه بحث اصلی را شروع کنم لازم است کلیاتی درباره معماری ایران بگویم . سپس درباره انتخاب موضوع در یک تحقیق معماری و منابع مورد نیاز به خصوص برای دانشجویان معماری مطالبی را توضیح میدهم . امروز معماری سنتی ما در جهان شناخته شده است ولی تا نیم قرن پیش معماری ما ناشناخته بود . برای نمونه روش تحلیل و تفسیر مستشرقین از بناهای پیش از اسلام ما متفاوت با انچه امروزه مطرح می شود ، بود . بنایی مانند تخت جمشید و نظایر آن را در دسته بندی با بناهای سومر ، آکاد و آشور می دیدیم . به این ترتیب بناهای پش از اسلام ایران را نیز با بناهای دیگر کشورها در یک دسته قرار می دادند و حتی برخی نیز به دوره ای ازآن "معماری عربی" می گفتند . همانگونه که می دانید معماری ایرانی با معماری عربی بسیار متفاوت بوده است . البته این به معنی عدم پیشرفت معماری اعراب نیست زیرا در آن زمان کشورهایی چون مصر و شام دارای معماری غنی بوده اند . در شمال آفریقا نیز معماری مغرب که شامل دو بخش اسپانیا و مراکش میشود بسیار غنی بوده است . یکی از مکاتب بزرگ معماری اسلامی هم از حیث پرکاری در آثار و هم از جهت تعداد بناهای ساخته شده و دامنه نفوذ گسترده آن که حوزه نفوذی از عراق کنونی ، هندوستان تا اندونزی داشته ، معماری ایران است . البته بعضی ]مانند پروفسور گالدیری [ نیز تاثیر معماری ایرانی را تا شمال آفرقا وحتی بعضی بناهای آندلس میدانند. برای اینکه از تاثیر معماری ایرانی و اسلامی بر معماری دیگر کشورها تصویری داشته باشیم کافی است که بعضی از کتب نوشته شده درباره معماری هند را ورقی بزنیم . هنگامی که از معماری پیش از اسلام ان به معماری پس از اسلام می رسیم ناگهان تغییرات اساسی در معماری آنها مشاهده می کنیم . از استوپه های یکنواخت ( به جای دخمه استوپه(استوپا) داشته اند ) به آثار علی گرد و تاج محل می رسیم تو گویی صبح میدمد و واقعا همه چیز تغییر می کند . من در اینجا قصد تنقید از معماری باستانی هند را ندارم زیرا در نوع خود با ارزش است و با دیدن همین معماری است که ما به تغییر و تحول در معماری پس از اسلام این کشور پی می بریم . با وجود ویژگیهای معماری ایرانی ، متاسفانه تا کنون چیز در خوری درباره ان نوشته نشده است . گاهی من فکر می کنم شاید تاسفی نیز نداشته باشد ، شاید بدین گونه بهتر باشد زیرا امکان داشته است که بعضی از روی غرض درباره آن بنویسند همانگونه که شده است و شاید بعضی هم با عدم شناخت درباره آن مطالبی بنویسند . اما در حال تاسف بار این است که ما ایرانیان نتواسته ایم هیچ کاری در این زمینه انجام دهیم . من در حال حاضر تعداد زیادی جوانان را میشناسم که به معماری ایران علاقمند هستند . این جوانان بهتر است به بررسی معماری کشورمان بپردازند و واقعا با عشق بررسی کنند تا این معماری را خوب بشناسند و کار انها صرفا تکرار نظرات چند نویسنده غربی نباشد . البته همانگونه که بارها گفته ام و در ادامه نیز خواهم گفت بعضی از این نویسندگان غربی مانند مرحوم ماکسیم سیرو معماری ایران را خوب می شناختند و آنچه درباره معماری ایران نوشته اند فوق العاده است . اما از بعضی کارهای محققان دیگر بوی غرض به مشام می رسد و استناد به این نوع کارها چندان صحیح نیست . آنچه که خود درباره معماری ایران انجام داده ام و به ان رسیده ام اینست که این معماری را باید دید ، باید در آن قدم زد و زندگی کرد . همانگونه که در بخش پیش گفتم من با توجه به اینکه نائینی یزدی هستم در شهر یزد با این آثار بزرگ شده ام . انها را تماشا می کردم و از دیدن قسمتهای مختلف ان لذت می بردم . از جمله مسجد جامع یزد که متاسفانه بخشهایی از آن مسجد را تخریب کرده بودند که با ارزشترین و قدیمی ترین بخشهای مسجد بود .بر روی مسجد بومسلمی یک شبستان جدید ساخته اند . این بنا (مانند مساجدی چون جامع اصفهان و اردستان ) در دوره های مختلف ساخته شده و دارای اثار متنوعی می باشد . آنچه که از این مسجد به جای مانده است به همت مرحوم وزیری ( رحمت الله ) باقی مانده است .این مرد بزرگوار چندین سال چه بر روی منبر و چه در بازار و دیگر جاها ، با خواهش و تمنا و گاهی با تندی کاری کرد که مسجد از ویرانی کامل نجات یابد ، وگرنه اینجا از مسجد جامع ورامین خراب تر بود . این قضیه را ، من که از کودکی در مسجد قدم می زدم به خوبی به خاطر دارم.
● توجه به میراث گذشته و استاد کاران قدیمی
من ازآن زمان متوجه شدم که فهمیدن و شناخت معماری ایران در وهله اول نیاز به دقت و دیدن خود بنا دارد . سپس در کنار اساتید معماری نشستن ، یعنی همان معمارانی که آنها را بی سواد می خواندند و با کمال تاسف کسی به آنها توجه نداشت .همانگونه که گفتم وقتی من از آنها صحبت میکردم حتی دوستان هم دوره دانشگاهی من آنها را معماران بی سواد می نامیدند و مراجعه به آنان را بی حاصل می دانستند .آنها از دریای معارف معماری که در سینه های این معماران بود آگاه نبودند و خیلی ها با آن دیدگاهشان نتوانستند از آنها استفاده کنند . اما من با کمال فروتنی در کنار آنها می نشستم به طوری که حتی مانند شاگردانشان به من پرخاش می کردند ، و من به این برخوردها اهمیتی نمی دادم . البته بعضی متوقع هستند که این معماران پاسخگوی بعضی سوالات هنری یا نظری روز باشند و مانند آنچه در دانتشگاهها برایشان توضیح داده اند ، پاسخگو باشند . این کارامکان پذیر نیست .باید کنار دست آنها نشست ، در کار آنها دقت کرد و زبان آنها را فهمید . این معماران زبان خاص خود را دارند . در چند دهه قبل می شد از اطلاعات این معماران استفاده کرد ولی متاسفانه کمتر کسی به این کار اقدام نمود . تعداد زیادی ا زآنها دیگر در میان ما نیستند ، خدا همه آنها را بیامرزد . پیش ازاین من برای شما ، مثال استاد محمد علی را آوردم و گفتم که او چگونه موضوع جالب توجه هنجاررا بر روی زمین نکیز می کرد .آنها مطالب زیادی را سینه به سینه حفظ کرده اند که یک از آنها را زمانی که من به دکتر هشترودی انتقال دادم ، او گفت که نه در ریاضیات شرق و غرب آن را دیده است . من در ۵۵ سال گذشته هم شاگردی آنها را کرده ام و هم در کنار آنها بوده ام . بعضی از مطالب را حتی از یک کارگر ساده که در حال کار کردن بوده یاد گرفته ام .برای نمونه ترسیم پنج ضلعی بوسیله ریسمان است که با دو میخ ، ریسمان و گونیا انجام می شود . اگر از او توضیح روش را با فرمول بخواهی حتما به تو جواب نخواهد داد. این به وسیله این ابزار رادیکال ۵ را می ساخت و سپس پنج ضلعی را از روی آن رسم می کرد . این کار خارق العاده ای بود آنها در عمل اینها را یاد گرفته بودند . این وظیفه ماست که این مطالب را ابتدا یاد بگیریم ، آن را بفهمیم و سپس به عنوان یک موضوع مورد تحقیق مطالعه قرار دهیم . برای نمونه یافتن پاسخ اینکه چگونه معمار گذشته با کمال راحتی و با داشتن یک ضلع ازیک پنج ضلعی می توانسته آن را رسم کند . همان گونه که بارها عرض کرده ام معماری ایران را از لحاظ هنری باید رفت و دید . با دیدن آثارمتوجه می شویم که این معماری شنیدنی نیست بلکه دیدنی است .در اینجاست که انسان پی می برد که تاسفی هم ندارد که تا به حال کتابی درباره این معماری نوشته نشده است. اما درحال حاضر باید درباره آنها نوشت زیرا اغلب این آثار صدمه دیده و در حال زوال می باشد . در شهرهای تاریخی ما خانه های وجود دارد که به حد تکامل خود رسیده بودند و با وجود زیبایی خیره کننده خود ، همه دارند ازبین می روند ، تعداد زیادی از آنها نیز ازبین رفته اند . خانه نواب رضویها ، یکی از خانه های شاخص یزد را من اینگونه ثبت و ضبط کردم . در یک تابستان گرم که دوستان در زیرزمین خنک آن نشسته بودند ، من گریان در خرابه های ان می گشتم و آن را اندازه گیری و بازنگاری می کردم . این کار توسط یکی از همکارانم خانم مهندس اسدی ترسیم شد و در نهایت آنچه ارائه شد کار فوق العاده ای بود .بعدها وقتی دانشجویان را برای بازدید به آن محل فرستادم ، پس از بازگشت گفتند که چنین اثری در آنجا وجود ندارد . پس از مراجعه به آنجا کار تعمیر شده را دیدم که با آنچه در اصل بود کاملا متفاوت داشت. از ان آثار چند نمونه دیگر هنوز باقی مانده است که می توان از آنها بی نهایت استفاده برد . به نظر من دیدن بنا ، فهم آن و بهره گیری از افراد متخصص قدیمی و آشنایی باروش کار آنها و استنباط از گفته ها و اعمالشان ، اصلی ترین بخش تحقیق در معماری گذشته ایران است.
● انتخاب موضوع (در معماری ایرانی برای تحقیق و مشکلات خانه ها و بافتهای قدیمی و تاریخی )
دربحث های مربوط به معماری ایران باید به بعضی موضوعات کاربردی توجه خاص بشود . چیزی که با کمال تاسف در دانشگاههای ما نادیده گرفته می شود . ازطرف دیگر به موضوعاتی تا حدی خیالی نیز پرداخته میشود برای مثال « ایستگاه قطار در کره زهره !» و چیزهای دیگر نظیر این . البته علت آوردن این مثال ، نشان دادن جنبه غیر کاربردی و صرفا خیالی بعضی موضوعات است . ما می توانیم درباره موضوعاتی کار کنیم که به جنبه کاربردی آن بیشتر توجه شود . موضوع مسکن درحال حاضر از بزرگترین مشکلات و گرفتاریهای جامعه است . نداشتن مسکن دغدغه قشر بزرگی از جامعه به خصوص جوانان است و این مشکل به وضع خطرناکی تبدیل شده است . درگذشته یک روستایی با مصالح بوم آورد و دم دستی ، خانه خود را می ساخت و هر وقت نیاز بود آن را تعمیر می کرد . ولی حالا بعضی مصالح مانند آهن و سیمان از دور دست برای او بار میشود و خانه ای با دو یا سه اتاق برای او ساخته می شود . حال اگر گوشه ای از خانه او خراب شود چه باید بکند ؟ آیا دوباره باید از تهران برای او مصالح فرستاده شود ؟! باید این مشکل را حل کرد . البته من نمی گویم که باید استفاده مجدد از طاق و خشت داشته باشیم ، به خصوص در مناطقی که یکبار زلزله آمده است اصلا نباید از طاق استفاده کرد . اما در بسیاری مکانها هنوز می توانیم از مصالح بومی برای رفع مشکل مسکن استفاده کنیم و نیازی را که داریم به خوبی برطرف نماییم . این کارها باید از دانشکده های معماری ما شروع شود . موضوع مسکن می تواند از سالهای نخست در دانشکده – وقتی که دانشجو پروژه مسکن دارد – ارائه شود و این کار چندین بار در سالهای مختلف تکرار گردد . در این موضوعات نه تنها خانه روستایی بلکه موضوع آپارتمان را در تهران برای یک خانواده ۴ نفره یا خانواده پر جمعیت ارائه نمود .از دانشجو یک طرح منطقی خواسته شود و اینکه چگونه می توان خانه ای با صرفه طراحی کرد . من آرزو داشته ام چنین کارهایی را ببینم ولی متاسفانه تا به حال به ندرت در پروژه ها و پایان نامه ها به این نوع موضوعها بر خورده ام . موضوع دیگر تحقیقاتی می تواند بافتهای قدیم و احیاء بافت محلات تاریخی باشد . در بافتهای کهن این کشور سرمایه های عظیمی وجود دارد . آیا این سرمایه ها باید مانند زباله از طرف شهرداریها در خندق ریخته شود ؟ از دست دادن این سرمایه ها حیف است . این حرف به معنی آن نیست که مردم را مجبور کنند که در داخل خرابه ها زندگی کنند . به خاطرم می آید که صحبتی درباره محله عودلاجان داشتیم . یکی از دوستان در مقاله ای در روزنامه نوشته بود که : « پیرنیا می گوید که مردمان این محله در این خانه ها بنشینند تا او سالی یکبار از باغ زیبایش بیاید و شما را نگاه کند . اگر اینجا زیباست شما بیا اینجا زندگی کن و ما شما را تماشا کنیم !»، البته این منطقی نیست که ما به آنها بگوییم با این مشکلات باید در این مکانها زندگی کنید .شاید بخشی از این مشکل تقصیر من بوده باشد که به ساکنان این محلات اجازه نمی دادیم که دخل و تصرفی د رخانه ها داشته باشند . باید به مردمی که به علت خرابیهای موجود آن را رها کرده اند و آنجا متروک مانده است حق داد .محله ای که نه آب نه برق نه گاز درست دارد حتی بعضی وقتها هیچ چیز ندارد و قابل سکونت نیست . گاهی من می بینم که خانه ای در یکی از این محلات خراب شده و به صاحبخانه گفته شده است که حق دست زدن به آن را نداری و از طرف دیگر نیز کمکی به او نمی شود . همچنین برای برخی چیزها دولت هم نمی تواند کمکی ارائه دهد .فرضا در گره سازی شده ای در خانه ای نیاز به ترمیم داشته باشد . این کار هزینه های زیادی می خواهد که از عهده تشکیلات دولتی ما خارج است . اما می توان درباره راه حلهای دیگر برای احیای محلات فکر کرد . زمانی من پیشنهاد نمودم که در جلسه ای مورد استقبال قرار گرفت به خصوص از طرف مرحوم مصطفوی. برای نمونه محله یوزداران یزد را بررسی می کنیم که دارای یک کوچه اصلی است این کوچه را می توان با هزینه کم تعمیر کرد بدین ترتیب که زمین آن سنگ فرش یا آژیانه شود (سنگهای تخم مرغی شکل که در میان بندهای آجری با نقوش مختلف قرار می گیرد ) .این کار چند حسن دارد یکی اینکه تعمیر آنها آسان است و اگر سنگی کنده شود می تو.اند به آسانی جایگزین شود و کاربرد آن از آسفالت و بتن حتما بهتر است . همچنین روشی مرسوم در بیشتر شهرهای ایران بوده است و ما نمونه های زیبای آن را در شهر دزفول با نقشهای متنوع می بینیم . در شمال ایران نیز با روش مخلوط با آجر بزرگ و سنگ کار شده است . دیوارهای کوچه ها را نیز می توان کاهگل کرد . انچه در نمای کوچه می ماند سردر خانه هاست . این سردر ها را می توان تمیز و مرتب کرد و آنهایی را که نیاز به تعمیر دارد مرمت و نواقص آن را برطرف نمود . در اینجا اگر صاحبخانه استطاعت تعمیر آن را نداشت دستگاههای مسئول باید به آنها کمک کنند . واقعا احیاء کنه سر در یک خانه قدیمی به وسیله یک نفر مقدور نمی باشد . تعمیر ، نظافت و بر طرف کردن نواقص سردر نیز کار یک نفر نیست . برای نمونه اگر یک در چوبی را بخواهند تعمیر کنند پرداخت هزینه آن از طرف یک پولدار هم بر نمی آید . در یک دسته بندی کلی از کیفیت خانه ها در محلات قدیم ، می توانیم آنها را به سه دسته تقسیم کنیم : نخست خانه هایی که اصلا قابل استفاده نیست . به ساکنان این خانه ها نمی توان گفت شما در این خانه ها زندگی کنید ، آنها انسان هستند و اگر کسی این نظر را داشته باشد باید به او گفت « خودتان در آنجا زندگی کنید !». باید به او اجازه داده شود که با همان حجم و ارتفاع و با حفظ فضای باز یا همان مساحت حیاط که در اصل داشته است ، خانه ای بسازد . او را نیز در انتخاب نوع مصالح آزاد بگذاریم تا حدی که با شرایط اقلیمی محل سازگار باشد . برای نمونه دیده شده که در شهرهایی چون کاشان و یزد خانه ها را سنگ روکار می کنند . این واقعا کشنده است و خانه را تبدیل به یک کوره می کند . در اینجا بهترین نوع مصالح کاه گل ارزه است ( یا کاهگل دم گیری ) که گزش آفتاب را می گیرد و از طرفی رنگ زیبایی دارد . دلایل این نوع کارها را می توان به مردم آموزش داد و به آنها فهماند که هم عمل به آن ساده است و هم برایشان ارزانتر تمام می شود . با توجه به حجم و ارتفاع ساختمانهای قدیمی سازنده به راحتی می تواند دو یا سه طبقه در آن بسازد . فضای حیاط خانه را می توان به همان شکل و اندازه حفظ کرد اما در طرح جدید می توان تغییراتی در آن ایجاد کرد . همچنین در طرح جدید سعی شود پنجره ها رو به کوچه باز نشود . اگر این ویژگیها رعایت شود ، وقتی از کوچه گذر کنیم خواهیم دید که خانه سردر و دیوارهایی تمیز و همچنین فضایی مناسب در داخل دارد که ساکنان آن می توانند در آنجا راحت زندگی کنند . دسته ای دیگر از خانه ها را در بافتهای قدیمی ، خانه های قابل تعمیر تشکیل می دهند . معمولا صاحبان این خانه ها استطاعت ندارند تا به روش علمی آنها را تعمیر کنند . در اینجا باید سازمانهای مربوطه ، به آنها هم از لحاظ مالی و هم از لحاظ فنی کمک کنند به نحوی که ساکنان آنها احساس راحتی نمایند . بعضی از خانه ها پدر سالاری هستند که معمولا بسیار بزرگ می باشند . زندگی کردن در این خانه ها برای یک خانواده دشوار است و تعمیر آنها از عهده ساکنان آن بر نمی آید . حتی جارو کردن و نظافت این خانه ها نیاز به ده نفر نیرو دارد . ما نمی توانیم از ساکنان این خانه ها توقع داشته باشیم که بتوانند از ان محافظت کنند و ان را سالم نگاه دارند .اینها می توانند به راحتی به موسسات عام المنفعه مانند مدرسه تبدیل شود . اغلب این خانه ها به راحتی می توانند عملکرد مدرسه را داشته باشند همانگونه که در شهر یزد خانه رسولیان به دانشکده معماری و شهرسازی تبدیل شد . اغلب محلات قدیمی نیاز به تعدادی دبستان و دبیرستان دارند و با تعمیر این خانه های بزرگ این مشکل را می توان مرتفع کرد. برای تعمیر این خانه ها کارهای متنوعی می توان انجام داد . مانند تجدید کاهگل ها و فرش مجدد فضاها ، گچ کاری اتاقها ، بازسازی تاقهای شکسته شده و تغییر عملکرد اتاقها . اتاقهای کوچک می توانند برای مقاصد اداری استفاده شود و اتاق طنبی و ارسی به سالن تبدیل شود. یکی از مشکلات بزرگ ساکنان این محلات ، نداشتن درمانگاه می باشد . برای نمونهبعضی می گویند که وقتی زنی پا به ماه می باشد و زمان وضع حمل او فرا می رسد تا رساندن مادر به بیمارستان هر دو از بین خواهند رفت و این حرف درستی است . یکی از این خانه های بزرگ به راحتی می تواند تبدیل به یک زایشگاه شود . اگر ما امکانات را به آنها دادیم و همه تجهیزات را در اختیار آنها گذاشتیم دیگر بهانه ای وجود نخواهد داشت و از همان کوچه ۵/۱ متری می توان مریض را با برانکا به درمانگاه رساند . این کارها از نگرانی ساکنان این محلات می کاهد . این محلات نیز مانند محلات جدید همه امکانات رالازم دارند مانند شعبه اداره ثبت ، کلانتری ، شهرداری ، فضاهای درمانی و آموزشی ، که خانه های بزرگ را می توان به این کارها اختصاص داد .این در صورتی عملی خواهد شد که زیر نظر یک نهاد مسئول ، مانند میراث فرهنگی و با د نظر گرفتن شرایط فنی دقیق محلات را باز پیرایی کنند و در صورت وجود موانع و نواقص ، آ نها را مرتفع سازند . به این ترتیب این محلات برجا خواهند ماند ولی اگرکاری د این زمینه صورت نگیرد تا چند سال دیگر چیزی از آنها باقی نخواهد ماند . همچنانکه در یزد و کاشان و دیگر جاها مشاهده می شود که چه بر سر محلات قدیمی آمده و چند خیابان از داخل آنها رد شده است . بقیه نیز اینگونه خواهند شد .
▪ الهام گرفتن از معماری سنتی – رون – پنام – عدم تقلید
یکی از موضوعات مهم برای دانشجویان و محققان معماری می تواند بحث چگونه الهام گرفتن از معماری گذشته باشد . در اینجا باید توجه داشت که الهام گرفتن با ادا درآوردن فرق دارد . در حال حاضر به محض اینکه می گوییم یک ساختمان ایرانی یا اسلامی طراحی کن یا بساز از قوسهای جناغی و مانند آن استفاده می کنند . آنچه که ما در معماری گذشته به عنوان جناغی می بینیم به این خاطر بوده است که این فن از پیشرفته ترین فنون ساختمانی زمان خود بوده است مانند انچه در جناغی های دور میدان نقش جهان مشاهده می کنیم . جناغی وسیله ای بوده برای پوشش دهانه های بیش از ۳ متر . اما این کارها در حال حاضر به چه معنی می باشد ؟ این کارها وقتی در شهرهای بزرگی چون تهران انجام می شود دیگر منطق ندارد ، نمی توان به ان الهام از هنر ایران گفت ، این اسمش ادا در آوردن می شود . اما موضوعهایی وجود دارد که می توان به آنها الهام گرفتن از هنر ایران گفت . آنچه که در آنها منطق وجود دارد .یکی از آنها که در گذشته توجه زیادی به آن داشته اند ولی در دوره معاصر توجهی به آن نشده موضوع " رون " است . " رون " در اصطلاح معماری به معنی جهت است و همانگونه که می دانیم در ساخت شهرها و جهت بنا از سه رون راسته ، اصفهانی و کرمانی استفاده شده است . حال مختصرا توضیح می دهیم که رون چه بوده و عدم توجه به آن چه مشکلاتی دربر داشته است . رون راسته ، به بنا جهتی شمال شرقی – جنوب غربی می داده است .مانند آنچه در شهرهای کاشان ، تهران ، یزد و تبریز داشته ایم . یکی از عوامل تاثیر گذار در انتخاب این رون قرارگیری شهرها در مجاورت یک کوه یا چند کوه بوده است . برای نمونه شهر یزد بین شیر کوه و کوه خرانق قرار گرفته است . در گذشته این اعتقاد وجود داشته است که قرار گیری شهر در جایی که بالای آن به وسیله کوه گرفته شده باشد مشکلات متعددی خواهد داشت .برای نمونه شهر ری به وبا خیز بودن مشهور بوده است . زیرا در شمال شهر ری کوه تبرک ( بی بی شهربانو) قرار داشته و جای آن چندین بار تا به حال عوض شده است . این یک واقعیت است . به تهران امروز نگاه کنید و گرفتاری این شهر را ببینید .گاهی اعلام می شود که برخی از مناطق مرکزی از آلوده ترین مکانهاست و تردد در آنجا برای مردن خطرناک است . البته برای تهران باید فکر اساسی شود ولی در سایر شهرها می توان رون های سابق را در نظر گرفت .
رون اصفهانی جهتی از شمال غربی به جنوب شرقی دارد . همانگونه که می دانیم اصفهان بین دو کوه صفه و آتشگاه قرار دارد و این جهت جوابگوی این شهر بوده است . در بناهای این شهر رعایت این رون شده است . میدان نقش جهان دقیقا نشان دهنده این جهت است . هنگامی که استاد علی اکبر هنرمند بزرگ اصفهان اقدام به ساخت مسجد امام می کند ، به زیبایی تغییر جهت را حل کرده است . من به خاطر دارم هنگامیکه آندره گدار وارد این مسجد می شد در جایی که نام استاد نوشته شده بود به رسم احترام به آفریننده این شاهکار بزرگ و فوق العاده ، کلاه خود را بر می داشت . در اصفهان و در اغلب نقاط فارس مانند شیراز و تخت جمشید با توجه به وجود کوههای متعدد آنها از رون اصفهانی استفاده شده است . رون کرمانی جهتی شرقی –غربی دارد . در کرمان چون کوهها در شمال و جنوب آن قرار دارند و شهر همدان به خاطر وضع باد و برف که از دره عباس ] آباد[ به طرف شهر می وزد از این رون استفاده شده است . در شهرهایی چون یزد و کاشان اعتقاد دارند که جهت شرقی – غربی نکبت بار است . در حال حاضر عدم مراعات این موضوع باعث مسائل عدیده ای در بعضی شهرها چون یزد شده است . در گسترش جدید شهر در محله صفائیه متاسفانه جهت صحیح به کار گرفته نشده است . بدون اینکه قصد توهین داشته باشم باید بگویم که شهرساز این بخش مهندس اداره ثبت بوده است . اما آنها به دنبال بهره برداری هرچه بیشتر از زمین می باشند و با همین منطق تعداد زیادی خانه ا به جهت کرمان ساخته اند . این گونه خانه ها در تابستان بسیار گرم و در زمستان بسیار سرد است و قابل سکونت نیست .
از کسانی که این موضوع را خوانده اند و می دانند نویسنده آن کیست به من هم اطلاع دهند تشکر
ناظم زارع
معرفی مناطق نمونه گردشگری شهرستان مرودشت
1. منطقه تنگ بستانک مشهور به بهشت گمشده :ا
ین تفرجگاه در فاصله تقریبی 120 کیلومتری شمال غربی شهرستان مرودشت و در بخش کامفیروز جنوبی واقع شده و بدلیل وجود چشمه سارهای طبیعی و انبوه درختان جنگلی و کوههای بلند و مصفای آن که چشم هر گردشگر و بیننده ای را خیره می نماید به بهشت تشبیه شده و هر ساله پذیرای میهمانان و طبیعت گردان زیادی از اقصا نقاط استان وکشور می باشد . این مکان از امکانات اولیه راه ،دسترسی برق،سرویس بهداشتی، و پارکینگ برخوردار است و فاصله کمی تا بخش کامفیروز دارد.
2. مجموعه سد درودزن :
ا ین تفرجگاه طبیعی در فاصله حدود 90 کیلومتری شمال غربی شهرستان مرودشت و در منتهی الیه قسمت جنوبی بخش کامفیروز قرار دارد و در این مکان علاوه بر وجود دریاچه مصفا و بزرگ درودزن طبیعت بکر و چشم نواز اطراف سد ،وجود جنگلهای طبیعی و امکانات دیگر مجموعه از جمله هتل و مجموعه اقامتی آن و امکانات دریاچه گردی از جمله مزایای آن مجموعه می باشد که هر ساله پذیرای میهمانان زیادی می باشد.
3. تنگ خوش(تنگ خشک ) سیوند:
این تفرجگاه طبیعی در فاصله 30 کیلومتری شمال شرقی شهرستان مرودشت و در روبروی دهستان سیوند واقع شده و بصورت تنگه ای است با طول تقریبی 20 کیلومتر و عرض 2 کیلومتر که دارای پوشش گیاهی انبوه و چشم نوازی از درختان بنه ،ارژن، بادام کوهی، کیکم می باشد و بکر و دست نخورده است . این تفرجگاه بسیار زیباست . معادن سنگ دوره هخامنشی و کتیبه دوره پهلوی در محدوده این دره واقع شده است .
4. تخت جمشید:
این بنای با شکوه تاریخی در فاصله تقریبی 10 کیلومتری شمال شرقی شهرستان مرودشت و در دامنه کوه مهر (رحمت ) واقع شده وسعت عرصه تاریخی آن حدود 13 هزار متر مربع و شامل بقایای کاخهای زیبا از شاهان دوره هخامنشی چون داریوش ،خشایارشاه، اردشیر می باشد. و هر ساله پذیرای صدها هزار نفر گردشگر داخلی و خارجی است . در این مجموعه تاریخی امکانات و فضاهای زیادی موجود و ار همه لحاظ پاسخگوی نیازهای هر گردشگر می باشد.
5. امامزاده سید محمد از فرزندان امام موسی کاظم (ع) معروف به سلطان ولایت :
در فاصله 35 کیلومتری شهرستان مرودشت در نزدیکی روستای سلطان ولایت و در بالای کوه واقع شده و دارای درختان کثیری از انواع مختلف با سایه های بلند جهت آسایش زوار محترم،یک ساختمان و چشمه ای با صفا با آبی سرد و شیرین در سینه کوه که زوار زیادی از قدیم الایام از راههای دور و نزدیک خصوصاً در شبهای جمعه و روزهای تعطیل به زیارت این بقعه متبرکه می آیند بطوری که سالیانه حدود 10000 نفر از این مکان مقدس دیدن می فرمایند و دارای امکانات آب ، برق و ساختمان زائر سرای آن هم در حال ساخت و ساز است .
6. بقعه متبرکه حضرت ایوب نبی(ع) :
در 42 کیلومتری شهرستان مرودشت و 78 کیلومتری شمال شیراز در مسیر جاده سد درودزن و در دامنه کوه ایوب و مجاورت روستای چمنی بقعه متبرکه حضرت ایوب نبی(ع) و همسرش بانو بی بی رحیمه قرار دارد ، چشمه ای با صفا با دو حوضچه کوچک و بزرگ و درختان کهنسال زیادی که در کنار بقعه قرار دارد روح انسان را جلا می بخشد ، از قدیم الایام زوار زیادی از راههای دور و نزدیک و کشورهای همجوار جهت دعا و نیایش و گذراندن تعطیلات به این مکان مقدس می آیند بطوری که سالانه 30000 هزار نفر از این محل دیدن می فرمایند. در گوشه دیگری از این مکان درختچه های موجود است که از دور شبیه گوسفند و به گله ایوب نبی (ع) معروف است . این مکان دارای امکانات آب ، برق می باشد و به جهت قدمت زیاد ساختمان ، اداره اوقاف مرودشت در سال 1371 طرح جامع آن را تهیه و بر اساس آن شروع به عملیات عمرانی آن نمود از جمله این فعالیتها: تسطیح تپه ها، ایجاد فضای سبز، محوطه سازی،پارکینگ، نصب اسباب بازی، احداث سرویس بهداشتی ،لوله کشی محوطه، ساخت غسالخانه ، سکوبندی محوطه ، تخریب ساختمان قدیمی و تجدید بنای جدید با زیر بنای حدود 400 متر مربع که مراحل پایانی آن در حال انجام است.
پیشینه هنر سنگ تراشی به ۴۵۰۰ سال پیش از میلاد می رسد و کشف این ظروف نشانگر آن است که در این ایام تراش اشیا مختلف مصرفی و تزئینی از سنگ سبز در کرمان رواج داشته که البته هنوز هم این نوع سنگ استخراج و به مشهد فرستاده می شود. به طور کلی باید گفت که سنگتراشی در ایران قدیم بیشتر به تهیه وسایل کشاورزی و آلات و ابزار شکار و کندن پوست حیوانات اختصاص داشته و لوازم سنگی به دست آمده از غار مسکونی کمربند یا غار هوتو در نزدیکی بهشهر که متعلق به ۱۱۰۰۰ تا ۸۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح است نیز دلالت بر همین امر دارد. سنگ در ساختن بناهای تاریخی و آثار باستانی هم نقش بسیار مهم و اساسی داشته است . از جمله مهمترین ابنیه تاریخی می توان از کاخ های دوران هخامنشی و حجاری های دوره ساسانی نام برد. تخت جمشید نمونه بارزی از صنعت سنگبری دوره هخامنشی است . به ط وری که از دو اتاق خزانه تخت جمشید بیش از ۶۰۰ ظرف سنگی سالم و شکسته بدست آمد. در دوره اشکانیان نیز سنگبری رایج بوده و نمونه آن در بیستون و در قسمت پائین حجاری بزرگ داریوش وجود داشته و بعدها که طاقچه ای بر روی آن کنده اند تقریبا محو شده است .
سنگتراشی دوره ساسانی را از کنده کاری و نقوش برجسته بر روی چهار سنگ می توان شناخت که بیشتر آن ها در دامنه کوه های فارس بوجود آمده است .
نمونه های متعددی از سنگتراشی که در موزه های مختلف جهان باقی مانده نشا نه هائی بارز از کنده کاری های با ارزش دوران اسلامی را به دست می دهد. از جمله می توان از سنگ قبری که در سال ۵۳۲ هجری تهیه شده و هم اکنون در موزه هنرهای زیبا بوستن موجود است و با طرح های خانه و نوشته های گوناگون تزئین شده و نیز نمونه های از سنگ مرمر که در حال حاضر در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری می شود، اشاره کرد. با وجود آنکه به نظ ر برخی از محققان و باستان شناسان ایران سرزمین سنگ است و منابع سرشاری از انواع سنگ ها همچون مرمر و سنگ گندمی و سنگ سیاه (که در تخت جمشید بکار رفته) ویش یزدی و سنگ سماق و سنگ آهکی و سنگ میکا را دارد، باید گفت که علیرغم این فراوانی سنگ در معماری و هنر ایران پایگاهی نسبتا فرعی داشته و شاید در این امر شکل پذیری گل سفال که با ذوق ایرانیان سازگارتر بوده بی تاثیر نبوده است . امروزه دو مرکز اصلی سنگتراشی در ایران، قم و مشهد است و هم اکنون در شهرهای مذکور عده ای از افراد در مراحل مختلف استخراج سنگ سنگ بری، سنگتراشی و حکاکی روی سنگ اشتغال دارند. سنگتراشان در مشهد از انواع سنگ ها نظ یر مرمر، نسوز، سیاه، زرد، قرمز و سفید استفاده می کنند که صرفنظر از سنگ سبز بقیه از معادن موجود در استان خراسان تامین می شود. مصرف سنگ سیاه مشهد بعلت ارزانی و نقش پذیری زیاد بوده و نزدیک به ۷۰ درصد سنگتراشان این نوع سنگ را مصرف می کنند ولی سنگ سبز کرمان به علت گرانی و نیاز به صرف وقت زیاد جهت تولید محصول مصرف کمتری دارد و فقط برای ساخت اشیا تزئینی بکار می رود. سنگتراشان قم از سنگ آلاباستر برای تولید محصولات استفاده می کنند و قابل ذکر است که سنگتراشان در هر دو شهر علاوه بر انواع سنگ که شرح آن گذشت از مواد دیگری نظ یر گچ ، چسب سنگ، رنگ و پولیش نیز در جریان تولید محصولات استفاده می کنند و آلات و ابزار متداول در کارگاه های سنگتراشی معمولا بسیار ساده و ابتدائی بوده و شامل وسایلی نظ یر چرخ سنگتراشی ، الماسه ، پرگار، قلم آهنی سوهان اره و غیره است. محصولات سنگی قم که سفید رنگ است شامل شمعدان، گلدان، سینی، کاسه ، بشقاب، پایه آباژور، چراغ خواب، تابلو، شکلات خوری ، گلاب پاش و مجسمه در طرحها و اندازه های گوناگون است. محصولات سنگی مشهد را از نظ یر کیفیت به سه دسته میتوان تقسیم کرد:
۱) فرآورده های سنگ سیاه مشهد عبارت است از کاسه بشقاب، شکلات خوری ، گلدان، لیوان پایه دار، لیوان ساده و فنجان که بیشتر به صورت منقوش بوده اغلب به طرحهای گل ، کاروان و غیره مزین است .
۲) فرآورده های سنگی مصرفی که شامل دیزی، هاون و غیره است
۳) اشیائی که از سنگ سبز کرمان و مرمر ساخته می شود. این مصنوعات بیشتر تزئینی بوده و قیمت بالایی دارند و انواع متداول آن شامل قلم دان، جای نوار، چسب، گلدان، پایه پرچم و... در اندازه های مختلف است .
در مشهد برای تولید فرآورده های سنگی پس از استخراج سنگ از معدن با استفاده از اره های دو سر اقدام به برش آن به قط عات کوچک کرده و پس از حمل آن به کارگاه های سنگتراشی بر اساس نقشه تقریبی می تراشند سپس توسط دستگاه تراش آنرا به شکل اصلی و موردنظ ر در می آورند.
آخرین مرحله تولید سوهان کاری است که پس از این عمل محصول به صورت مط لوب در می آید. به منظور ایجاد نقوش مختلف در فرآورده های سنگی پس از سوهان کاری آن را در اختیار قلمزن قرار می دهند و قلمزن تصویر مورد سفارش را با استفاده از قلم های آهنی روی سنگهای سیاه حکاکی می کند و به این ترتیب مراحل مختلف ساخت مصنوعات سنگی شامل : استخراج سنگ از معدن، تقسیم سنگ به قط عات کوچک ، تراش سنگ به اندازه اصلی با دستگاه، سوهان کاری قلمزنی و حکاکی محصول آماده است. محصولات مشهد به ویژه محصولات زینتی آن، معمولاً به شکلی حکاکی شده عرضه می شود. در این زمینه لازم به توضیح است که هر گاه صنعتگران بخواهند بشقاب یا کاسه ای را با کنده کاری های اسگرافیت زینت دهند، روی آن را با رنگ مشکی می پوشانند و سپس به کمک قلم هایی ظریف و با دقت و مهارت کافی روی آن را به اشکال مورد نظ ر می تراشند و در نتیجه، سط ح رنگ آمیزی شده دست نخورده باقی مانده و نقش، حالت مشکی برجسته ای به خود می گیرد. سنگتراشان قم نیز به این نحو عمل می کنند که پس از تحویل سنگ در محل کارگاه و بریدن آن با اندازه تقریبی محصولی که قصد تولیدش را دارند، ابتدا با کمک تیشه شکل ابتدائی به آن می دهند و سپس بوسیله قلم های فلزی درشت داخل آن را خالی می کنند و توسط قلم های کوچکتر آنرا پرداخت کرده و در مرحله نهایی نیز برای صیقل دادن سط ح بیرونی محصول از سوهان یا سنگ سمباده استفاده کنند. در حال حاضر برخی از کارگاه های سنگتراشی تکنولوژی را برای سرعت بخشیدن به کارشان به خدمت گرفته آن و اغلب از دستگاهی که شبیه اره های چوب بری است استفاده می کنند ولی در هر حال باید گفت که سنگتراشی به کار مداوم و تلاش زیاد نیاز دارد، از این رو در قیمت تمام شده یک محصول سنگی عامل کار نقش مهمی دارد و حدود ۸۰ درصد قیمت را تشکیل می دهد. هنر سنگ تراشی در ایران
سنگتراشی در ایران قرنها قبل از میلاد مسیح، با تهیه لوازمی جهت شکار حیوانات و وسایلاولیه زندگی آغاز شده و بتدریج به اوج رونق و شکوفائی خود رسیده است. باز یافته های باستانی از جمله اشیائی که از حفاریهای تپه یحیی واقع در کرمان بدست آمده موید آن است که پیشینه این صنعت به ۴۵۰۰ سال پیش از میلاد میرسد و کشف اینظروف نشانگر آن است که در آن ایام تراش اشیا مختلف مصرفی و تزئینی از سنگ سبز درکرمان رواج داشته که البته هنوز هم این نوع سنگ استخراج و به مشهد فرستاده میشود.بطور کلی باید گفت که سنگتراشی در ایران قدیم بیشتر به تهیه وسایل کشاورزی و آلات وابزار شکار و کندن پوست حیوانات اختصاص داشته و لوازم سنگی بدست آمده از غارمسکونی کمربند یا غار هوتو در نزدیکی بهشهر که متعلق به ۱۱۰۰۰ تا ۸۰۰۰ سال قبل ازمیلاد مسیح میباشد نیز دلالت بر همین امر دارد. سنگ در ساختن بناهای تاریخی و آثارباستانی هم نقش بسیار مهم و اساسی داشته است. از جمله مهمترین ابنیه تاریخی میتواناز کاخ های دوران هخامنشی ۷ حجاریهای دوره ساسانی و... نام برد. تخت جمید نمونه بارزی از صنعت سنگبری دوره هخامنشی است. بطوریکه از دو اتاق خزانه تخت جمشید که توسطهیات علمی موسسه یکاگو کشف گردید بیش از ۶۰۰ ظرف سنگی سالم و شکسته بدستآمد. از جمله این ظروف یک جام پایه دار سنگی است که قطعاتی از طلا و سنگهای قیمتی به آن اضافه شده و نوشتهای بنام آشوربانیپال دارد.همچنین یک جام پایه دار از سنگ با کتیبهای بنام خشایار شاه جزو ظروف اخیر است. رویلبه این جام دوازده قو مجسم گردیده که داخل جام را نگاه میکنند. در دوره اشکانیان نیزسنگبری رایج بوده و نمونه آن در بیستون و در قسمت پائین حجاری بزرگ داریوش وجودداشته و بعدها که طاقچهای بر روی آن کندهاند تقریبامحو شده است. در آثار این دورهصورت برجستگی مختصری دارد ولی حالت اشخاص خشک و بدون حرکت است همچنیننقش انسان سوار بر اسب مورد توجه فراوانهنرمندان این دوره و نقوشی دیگر از این جمله موبد در حال نیایش و سوزاندن عود در آتشدان در میان آثار این عصر نقش مهمی دارد. سنگتراشی دوره ساسانی راازکنده کاری و نقوش برجسته بر روی ۴ سنگ میتوان شناختکه بیشتر آنها در دامنه کوههای فارس بوجود آمده است. اکثر این نقوش بمنظور نمایاندنپیروزی بر سلاطین روم ایجاد گردیده است. کلیه حجاریهای دوره ساسانی عبارتست از ۲۰حجاری که در نقش رستم، نقش رجب (۲ کیلومتری شمال تخت جمشید) فیروز آباد، سر،مشهد و شاپور واقع شده و علاوه براینها باید از یک حجاری در سلماس (شمال غربی دریاچهارومیه) و حجاری مفصل طاق بستان در نزدیکی باختران نام برد که تمام این حجاریها بجز طاقبستان در یک دوره هفتاد ساله (بین سالهای ۲۲۵ تا ۲۹۵ میلادی) ساخته شده است. هنر مجسمه سازی و هیکل تراشی طاق بستان تفاوتی کلی با سایر آثار مشابه دارد زیرا اگرچه تصاویر فرشتگان که در قسمت دیوار غار قرارگرفته با سنن اوایل دوره ساسانیان انطباق دارد ولی نقوش بزرگ قسمتهای دیگر که شکار گراز و آهو را مجسم میکند. چه از لحاظ موضوع و چه از حیث سبک با صور مورد اشاره تفاوت ، دارد. این نقوش کهبرجستگی آن چندان زیاد نیست قسمت بندیهای بسیار مشکل و غامضی را نشان میدهدبطوریکه حرکات گرازها، آهوان و فیلها را کاملا ظاهر ساخته و چنان دقیق است که حتیپارچه لباس شکارچیان نیز کاملا نمایان میباشد. این نقوش برجسته از لحاظ سبک، هماننقاشی بر روی دیوار است.
با وجود آنکه در دین مبین اسلام نقش نمودن صورت انسان بر روی سنگ، پارچه و غیر منعشده است اما نمونههای متعددی از سنگتراشی که در موزههای مختلف جهان باقی مانده نشا نه هائی بارز از کندهکاریهای با ارزش این دوران را بدست میدهد. از جمله میتوان از سنگ قبری که در سال ۵۳۲ هجری تهیه شده و هم اکنون در موزه هنرهای زیبا بوستن موجوداست و با طرحهای خانه و نوشتههای گوناگون تزئین شده و نیز نمونههای از سنگ مرمر که در حال حاضر در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری میشود و متعلق به دوره مغولها است واشکالی به شکل محراب روی آن دیده میشود، نام برد. از زمان قاجار یک نمونه در چشمهعلی قابل ذکر است. با این وجود به آنکه به نظر برخی از محققان و باستان شناسان ایرانسرزمین سنگ میباشد و منابع سرشاری از انواع سنگها همچون مرمر و سنگ گندمی و سنگ سیاه (که در تخت جمشید بکار رفته) ویش یزدی و سنگ سماق و سنگ آهکی و سنگ میکارا دارد ، باید گفت که علیرغم این فراوانی، سنگ در معماری و هنر ایران پایگاهی نسبتا فرعی داشتهو شاید در این امر شکل پذیری گل سفال که با ذوق ایرانیان سازگارتر بوده بی تاثیر نبودهاست. امروزه دو مرکز اصلی سنگتراشی در ایران، قم و مشهد است و هم اکنون درشهرهای مذکور عده ای از افراد در مراحل مختلف استخراج سنگ سنگ بری، سنگتراشی وحکاکی روی سنگ اشتغال دارند. سنگتراشان در مشهد از انواع سنگها نظیر سنگ مرمر،سنگ نسوز، سنگ سیاه، سنگ زرد، سنگ قرمزو سنگ سفید استفاده مینمایند که صرفنظراز سنگ سبز بقیه از معادن موجود در استان خراسان تامین میشود. مصرف سنگ سیاهمشهد بعلت ارزانی و نقش پذیری زیاد بوده و نزدیک به ۷۰% سنگتراشان این نوع سنگ رامصرف میکنند ولی سنگ سبز کرمان بعلت گرانی و نیاز به صرف وقت زیاد جهت تولیدمحصول مصرف کمتری دارد و فقط برای ساخت اشیا تزئینی بکار میرود. سنگتراشان قم از سنگ آلاباستر برای تولید محصولات استفاده میکنند و قابل ذکر است که سنگتراشان در هر دو شهر علاوه بر انواع سنگ که شرح آن گذشت از مواد دیگری نظیر گچ،چسب سنگ، رنگ و پولیش نیز در جریان تولید محصولات استفاده مینمایند و آلات و ابزارمتداول در کارگاههای سنگتراشی معمولا بسیار ساده و ابتدائی بوده و شامل وسایلی نظیرچرخ سنگتراشی، الماسه، پرگار، قلم آهنی سوهان اره و غیره میگردد. محصولات سنگی قمکه سفید رنگ میباشد شامل شمعدان، گلدان، سینی، کاسه، بشقاب، پایه آباژور، زیرسیگاری، چراغ خواب، تابلو، شکلات خوری، گلابپاش، مجسمه و... در طرحها و اندازههایگوناگون است و محصولات سنگی مشهد را از نظیر کیفیت به سه دسته میتوان تقسیم کرد: فرآوردههای سنگ سیاه مشهد عبارت است از کاسه بشقاب، شکلات خوری، گلدان، قدح،لیوان پایه دار، لیوان ساده و فنجان که بیشتر بصورت منقوش بوده اغلب به طرحهای گل،کاروان و غیره مزین است. فرآوردههای سنگی مصرفی که شامل دیزی، هاون و غیره است . اشیائی که ازسنگ سبز کرمان و مرمر ساخته میشود. این مصنوعات بیشتر تزئینی بوده و به قیمت گرانی به فروش میرسد و انواع متداول آن شامل زیر سیگاری، قلم دان، جاینوار، چسب، گلدان، پایه پرچم و... در اندازههای مختلف است. در مشهد برای تولید فرآوردههای سنگی پس از استخراج سنگ از معدن با استفاده ازارههای دو سر اقدام به برش آن به قطعات کوچک نموده و پس از حمل آن به کارگاههایسنگتراشی بر اساس نقشه تقریبی میتراشند سپس توسط دستگاه تراش آنرا به شکلاصلی و موردنظر در میآورند. آخرین مرحله تولید سوهان کاری است که پس از این عملمحصول بصورت مطلوب در میآید. بمنظور ایجاد نقوش مختلف در فرآوردههای سنگی پساز سوهان کاری آنرا در اختیار قلمزن قرار میدهند و قلمزن تصویر مورد سفارش را بااستفاده از قلمهای آهنی روی سنگهای سیاه حکاکی میکند و به این ترتیب مراحل مختلفساخت مصنوعات سنگی شامل: استخراج سنگ از معدن، تقسیم سنگ به قطعات کوچک،تراش سنگ بااندازه اصلی با دستگاه، سوهان کاری قلمزنی و حکاکی محصول آماده میباشد.محصولات مشهد به ویژه محصولات زینتی آن، معمولا به شکلی حکاکی شده عرضه میشود.در این زمینه لازم به توضیح است که هر گاه صنعتگران بخواهند بشقاب یا کاسه ای را باکنده کاریهای اسگرافیت زینت دهند، روی آن را با رنگ مشکی میپوشانند و سپس بهکمک قلمهایی ظریف و با دقت و مهارت کافی روی آن را به اشکال مورد نظر میتراشند و درنتیجه، سطح رنگآمیزی شده دست نخورده باقی مانده و نقش، حالت مشکی برجسته ای بهخود میگیرد . سنگتراشان قم نیز باین نحو عمل میکنند که پس از تحویل سنگ در محل کارگاه و بریدن آنبا اندازه تقریبی محصولی که قصد تولیدش را دارند، ابتدا با کمک تیشه شکل ابتدائی بهآن میدهند و سپس بوسیله قلمهای فلزی درشت داخل آن را خالی میکنند و توسط قلمهای کوچکتر آنرا پرداخت نموده و در مرحله نهایی نیز برای صیقل دادن سطح بیرونیمحصول از سوهان یا سنگ سمباده استفاده مینمایند.
قابل ذکر است که در حال حاضر در برخی از کارگاههای سنگتراشی سنگتراشان تکنولوژی رابرای سرعت بخشیدن به کارشان به خدمت گرفته آن و اکثرا از دستگاهی که شبیه ارههایچوب بری است استفاده میکنند ولی در هر حال باید گفت که سنگتراشی به کار مداوم وتلاش زیاد نیاز دارد، از اینرو در قیمت تمام شده یک محصول سنگی عامل کار نقش مهمیدارد و حدود ۸۰ درصد قیمت را تشکیل میدهد.در خاتمه باید گفت که سنگتراشی این صنعت هفت هزار ساله به توجه بیشتری نیاز دارد ولازمست به مسائل و مشکلاتش بیش از پیش پرداخته شود تا انشاا.. شاهد رونق وشکوفائی آن باشیم.
هنر سنگتراشی که خاستگاه اصلی آن ایران بوده است از قدمت چندین هزار ساله برخوردار است . سنگتراشان از قدیم با تراش سنگهای کوه ، بعضی از ابزار و اشیاء و اسباب خانه و تندیس و وسایل آئینی و زینتی را می ساختند . شهر مشهد از مراکز عمده و مهم سنگتراشی در کشور است که به قولی از هنگام ورود امام رضا (ع) به توس این هنر در مشهد پدید آمده است .
اولین هنر بشر، تراش سنگ بوده است. قبل از اختراع خط و با شروع غارنشینی، انسانها برای انتقام پیام و رساندن منظور خود شکلهایی روی سنگ حک میکردند و اینگونه با هم ارتباط برقرار میکردند. به مرور با اختراع خط تراش سنگ برای تهیه وسایل مورد احتیاج به کار گرفته شد. اوج هنر سنگتراشی دوره رنسانس بود که در ایتالیا و یونان پیشرفت قابل توجهی داشت تا آنجا که در یونان افرادی مانند میکلانژ و لئوناردو سهم بسزایی در رشد این هنر ایفا کردند. خراطی سنگ با رشد تکنولوژی و ورود دستگاههای تراش پیشینهای حدود 50سال را به خود اختصاص داده است.
فیروزهکوبی هنر نابودشدهای بود که ابتدا خاص خراسان بود. بهطوری که فیروزهها در نیشابور استخراج میشد و بعد در مشهد در کارگاههای مخصوص مورد تراش قرار میگرفت. در زمانهای قدیم ظرفهای مسی را با قلمزنی طلاکوبی میکردند و بعد یک لایه فیروزه را آغشته به چسب گیاهی مخصوص کرده و روی جاهای خالی گود شده قرار میدادند. آخرین فردی که در ایران به این هنر اشراف داشت 60سال پیش به علت اینکه فرزندانش تمایلی به فراگرفتن این پیشه نداشتند. به یکی از اقلیتهای دینی این هنر را آموزش داد. بعد از آن، این تخصص در انحصار این مرد درآمده و او این هنر را به اصفهان منتقل میکند. آقای رضازاده یکی از هنرمندان پرتوان کشور برای بازگرداندن این هنر حدود پنج سال تحقیق انجام داد و بعد از تلاش فراوان توانست در زمینه تولید داخلی و صادرات، این پیشه به کار گیرد. هنر طلاکوبی به خراسان، سمرقند و افغانستان اختصاص دارد که در این میان تعداد انگشتشماری از استادان ایرانی در این زمینه فعالیت دارند. در ایران به این هنر کمتر پرداخته شده و بیشتر استادان این رشته اهل افغانستان هستند. طلاکوبی در دو سبک ایرانی و افغانی است که تفاوت میان این دو در تذهیب و مینیاتور بهکار گرفته شده در طلاکوبی ایران است.
بریدن، کنار هم چیدن و چسباندن سنگهای رنگارنگ لایه شده برای ایجاد طرح و نقش با ابزار برش و سایش را معرقکاری سنگ میگویند. از معرق سنگ برای تزئینات بنا مانند اندازه و کف و همچنین انواع سطوح مانند صفحه میز استفاده میشود. معرق سنگ بیشتر بر سطوح تخت و گسترده اجرا میشود. در این هنر میتوان از تسمههای برنجی و نوارهای سنگی پهن و باریک به منظور ایجاد قاب به دور نقش اصلی معرق (شبیه جدولکشی در تذهیب و نگارگری) نیز استفاده کرد. نقوش مورد استفاده در معرق سنگ شامل طرحها، نقوس سنتی (اسلیمی و ختایی، گرهها و خط نگارهها) و طرحهای متنوع دیگر است قبل از ماشینهاى سنگین، خرده سنگها منابع با ارزشى محسوب مىشدند که به عنوان یک ماده خام براى پوشش کف اتاقها، پیادهروها و جادهها از آنها استفاده مىشد در جایى که این مواد وجود نداشت کارگران زیادى لازم بود تا با حمل، قطع و برش دادن به تختهى سنگهاى عظیم آنها را براى این منظور آماده کنند. اما به هر حال این کار زیبا با رنگهاى متنوع، زمینهساز ساخت یک پدیده جالب را مهیا کرد که بعدها هنر موزاییک نام گرفت. یونانىهاى باستان اولین کسانى بودند که کار ساخت موزاییک با قلوه سنگ را آغاز کردند، هر چند در این زمینه چینىها، اعراب ساکن اسپانیا و همچنین باغبانهاى اسپانیایى نیز سابقه کار داشتند و بدین ترتیب ساخت موزاییک از شمال اروپا و از طریق آتلانتیک به آمریکا رسید. سنگهاى رایج در معرق سنگ , سنگ چینى، مرمریتهاى سبز و صورتى، تراورتنهاى قرمز و زرد و قهوهاى و کرم استخوانى و سفید، گرانیت و مرمرهاى او نپکس سبز و سفید و نارنجى و ...
از اساتید این رشته مىتوان از استاد على رخسارـ استاد علىاکبر صنعتى و بالاخره استاد غیاث که متولد اصفهان مىباشد و قبلاً در معرق چوب کار مىکرد نام برد ولى غیاثراد بیش از 20 سال است که که به معرق سنگ رو آورده و غالباً طرحهایش را خود طراحى مىنماید
سنگتراشی در ایران قرنها قبل از میلاد مسیح، با تهیه لوازمی جهت شکار حیوانات و وسایلاولیه زندگی آغاز شده و بتدریج به اوج رونق و شکوفائی خود رسیده است.
باز یافته های باستانی از جمله اشیائی که از حفاریهای تپه یحیی واقع در کرمان بدست آمده موید آن است که پیشینه این صنعت به ۴۵۰۰ سال پیش از میلاد میرسد و کشف اینظروف نشانگر آن است که در آن ایام تراش اشیا مختلف مصرفی و تزئینی از سنگ سبز درکرمان رواج داشته که البته هنوز هم این نوع سنگ استخراج و به مشهد فرستاده میشود.بطور کلی باید گفت که سنگتراشی در ایران قدیم بیشتر به تهیه وسایل کشاورزی و آلات وابزار شکار و کندن پوست حیوانات اختصاص داشته و لوازم سنگی بدست آمده از غارمسکونی کمربند یا غار هوتو در نزدیکی بهشهر که متعلق به ۱۱۰۰۰ تا ۸۰۰۰ سال قبل ازمیلاد مسیح میباشد نیز دلالت بر همین امر دارد. سنگ در ساختن بناهای تاریخی و آثارباستانی هم نقش بسیار مهم و اساسی داشته است. از جمله مهمترین ابنیه تاریخی میتواناز کاخ های دوران هخامنشی ۷ حجاریهای دوره ساسانی و... نام برد. تخت جمید نمونه بارزی از صنعت سنگبری دوره هخامنشی است. بطوریکه از دو اتاق خزانه تخت جمشید که توسطهیات علمی موسسه یکاگو کشف گردید بیش از ۶۰۰ ظرف سنگی سالم و شکسته بدستآمد. از جمله این ظروف یک جام پایه دار سنگی است که قطعاتی از طلا و سنگهای قیمتی به آن اضافه شده و نوشتهای بنام آشوربانیپال دارد.همچنین یک جام پایه دار از سنگ با کتیبهای بنام خشایار شاه جزو ظروف اخیر است. رویلبه این جام دوازده قو مجسم گردیده که داخل جام را نگاه میکنند. در دوره اشکانیان نیزسنگبری رایج بوده و نمونه آن در بیستون و در قسمت پائین حجاری بزرگ داریوش وجودداشته و بعدها که طاقچهای بر روی آن کندهاند تقریبامحو شده است. در آثار این دورهصورت برجستگی مختصری دارد ولی حالت اشخاص خشک و بدون حرکت است همچنیننقش انسان سوار بر اسب مورد توجه فراوانهنرمندان این دوره و نقوشی دیگر از این جمله موبد در حال نیایش و سوزاندن عود در آتشدان در میان آثار این عصر نقش مهمی دارد.
سنگتراشی دوره ساسانی راازکنده کاری و نقوش برجسته بر روی ۴ سنگ میتوان شناختکه بیشتر آنها در دامنه کوههای فارس بوجود آمده است. اکثر این نقوش بمنظور نمایاندنپیروزی بر سلاطین روم ایجاد گردیده است. کلیه حجاریهای دوره ساسانی عبارتست از ۲۰حجاری که در نقش رستم، نقش رجب (۲ کیلومتری شمال تخت جمشید) فیروز آباد، سر،مشهد و شاپور واقع شده و علاوه براینها باید از یک حجاری در سلماس (شمال غربی دریاچهارومیه) و حجاری مفصل طاق بستان در نزدیکی باختران نام برد که تمام این حجاریها بجز طاقبستان در یک دوره هفتاد ساله (بین سالهای ۲۲۵ تا ۲۹۵ میلادی) ساخته شده است.
هنر مجسمه سازی و هیکل تراشی طاق بستان تفاوتی کلی با سایر آثار مشابه دارد زیرا اگرچه تصاویر فرشتگان که در قسمت دیوار غار قرارگرفته با سنن اوایل دوره ساسانیان انطباق دارد ولی نقوش بزرگ قسمتهای دیگر که شکار گراز و آهو را مجسم میکند.
چه از لحاظ موضوع و چه از حیث سبک با صور مورد اشاره تفاوت ، دارد. این نقوش کهبرجستگی آن چندان زیاد نیست قسمت بندیهای بسیار مشکل و غامضی را نشان میدهدبطوریکه حرکات گرازها، آهوان و فیلها را کاملا ظاهر ساخته و چنان دقیق است که حتیپارچه لباس شکارچیان نیز کاملا نمایان میباشد. این نقوش برجسته از لحاظ سبک، هماننقاشی بر روی دیوار است. با وجود آنکه در دین مبین اسلام نقش نمودن صورت انسان بر روی سنگ، پارچه و غیر منعشده است اما نمونههای متعددی از سنگتراشی که در موزههای مختلف جهان باقی مانده نشا نه هائی بارز از کندهکاریهای با ارزش این دوران را بدست میدهد. از جمله میتوان از سنگ قبری که در سال ۵۳۲ هجری تهیه شده و هم اکنون در موزه هنرهای زیبا بوستن موجوداست و با طرحهای خانه و نوشتههای گوناگون تزئین شده و نیز نمونههای از سنگ مرمر که در حال حاضر در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری میشود و متعلق به دوره مغولها است واشکالی به شکل محراب روی آن دیده میشود، نام برد. از زمان قاجار یک نمونه در چشمهعلی قابل ذکر است. با این وجود به آنکه به نظر برخی از محققان و باستان شناسان ایرانسرزمین سنگ میباشد و منابع سرشاری از انواع سنگها همچون مرمر و سنگ گندمی و سنگ سیاه (که در تخت جمشید بکار رفته) ویش یزدی و سنگ سماق و سنگ آهکی و سنگ میکارا دارد ، باید گفت که علیرغم این فراوانی، سنگ در معماری و هنر ایران پایگاهی نسبتا فرعی داشتهو شاید در این امر شکل پذیری گل سفال که با ذوق ایرانیان سازگارتر بوده بی تاثیر نبودهاست. امروزه دو مرکز اصلی سنگتراشی در ایران، قم و مشهد است و هم اکنون درشهرهای مذکور عده ای از افراد در مراحل مختلف استخراج سنگ سنگ بری، سنگتراشی وحکاکی روی سنگ اشتغال دارند. سنگتراشان در مشهد از انواع سنگها نظیر سنگ مرمر،سنگ نسوز، سنگ سیاه، سنگ زرد، سنگ قرمزو سنگ سفید استفاده مینمایند که صرفنظراز سنگ سبز بقیه از معادن موجود در استان خراسان تامین میشود. مصرف سنگ سیاهمشهد بعلت ارزانی و نقش پذیری زیاد بوده و نزدیک به ۷۰% سنگتراشان این نوع سنگ رامصرف میکنند ولی سنگ سبز کرمان بعلت گرانی و نیاز به صرف وقت زیاد جهت تولیدمحصول مصرف کمتری دارد و فقط برای ساخت اشیا تزئینی بکار میرود.
سنگتراشان قم از سنگ آلاباستر برای تولید محصولات استفاده میکنند و قابل ذکر است که سنگتراشان در هر دو شهر علاوه بر انواع سنگ که شرح آن گذشت از مواد دیگری نظیر گچ،چسب سنگ، رنگ و پولیش نیز در جریان تولید محصولات استفاده مینمایند و آلات و ابزارمتداول در کارگاههای سنگتراشی معمولا بسیار ساده و ابتدائی بوده و شامل وسایلی نظیرچرخ سنگتراشی، الماسه، پرگار، قلم آهنی سوهان اره و غیره میگردد. محصولات سنگی قمکه سفید رنگ میباشد شامل شمعدان، گلدان، سینی، کاسه، بشقاب، پایه آباژور، زیرسیگاری، چراغ خواب، تابلو، شکلات خوری، گلابپاش، مجسمه و... در طرحها و اندازههایگوناگون است و محصولات سنگی مشهد را از نظیر کیفیت به سه دسته میتوان تقسیم کرد:
۱) فرآوردههای سنگ سیاه مشهد عبارت است از کاسه بشقاب، شکلات خوری، گلدان، قدح،لیوان پایه دار، لیوان ساده و فنجان که بیشتر بصورت منقوش بوده اغلب به طرحهای گل،کاروان و غیره مزین است.
0) فرآوردههای سنگی مصرفی که شامل دیزی، هاون و غیره است۳) اشیائی که ازسنگ سبز کرمان و مرمر ساخته میشود. این مصنوعات بیشتر تزئینی بوده و به قیمت گرانی به فروش میرسد و انواع متداول آن شامل زیر سیگاری، قلم دان، جاینوار، چسب، گلدان، پایه پرچم و... در اندازههای مختلف است.
در مشهد برای تولید فرآوردههای سنگی پس از استخراج سنگ از معدن با استفاده ازارههای دو سر اقدام به برش آن به قطعات کوچک نموده و پس از حمل آن به کارگاههایسنگتراشی بر اساس نقشه تقریبی میتراشند سپس توسط دستگاه تراش آنرا به شکلاصلی و موردنظر در میآورند. آخرین مرحله تولید سوهان کاری است که پس از این عملمحصول بصورت مطلوب در میآید. بمنظور ایجاد نقوش مختلف در فرآوردههای سنگی پساز سوهان کاری آنرا در اختیار قلمزن قرار میدهند و قلمزن تصویر مورد سفارش را بااستفاده از قلمهای آهنی روی سنگهای سیاه حکاکی میکند و به این ترتیب مراحل مختلفساخت مصنوعات سنگی شامل: استخراج سنگ از معدن، تقسیم سنگ به قطعات کوچک،تراش سنگ بااندازه اصلی با دستگاه، سوهان کاری قلمزنی و حکاکی محصول آماده میباشد.محصولات مشهد به ویژه محصولات زینتی آن، معمولا به شکلی حکاکی شده عرضه میشود.در این زمینه لازم به توضیح است که هر گاه صنعتگران بخواهند بشقاب یا کاسه ای را باکنده کاریهای اسگرافیت زینت دهند، روی آن را با رنگ مشکی میپوشانند و سپس بهکمک قلمهایی ظریف و با دقت و مهارت کافی روی آن را به اشکال مورد نظر میتراشند و درنتیجه، سطح رنگآمیزی شده دست نخورده باقی مانده و نقش، حالت مشکی برجسته ای بهخود میگیرد .
1) سنگتراشان قم نیز باین نحو عمل میکنند که پس از تحویل سنگ در محل کارگاه و بریدن آنبا اندازه تقریبی محصولی که قصد تولیدش را دارند، ابتدا با کمک تیشه شکل ابتدائی بهآن میدهند و سپس بوسیله قلمهای فلزی درشت داخل آن را خالی میکنند و توسط قلمهای کوچکتر آنرا پرداخت نموده و در مرحله نهایی نیز برای صیقل دادن سطح بیرونیمحصول از سوهان یا سنگ سمباده استفاده مینمایند.
قابل ذکر است که در حال حاضر در برخی از کارگاههای سنگتراشی سنگتراشان تکنولوژی رابرای سرعت بخشیدن به کارشان به خدمت گرفته آن و اکثرا از دستگاهی که شبیه ارههایچوب بری است استفاده میکنند ولی در هر حال باید گفت که سنگتراشی به کار مداوم وتلاش زیاد نیاز دارد، از اینرو در قیمت تمام شده یک محصول سنگی عامل کار نقش مهمیدارد و حدود ۸۰ درصد قیمت را تشکیل میدهد.در خاتمه باید گفت که سنگتراشی این صنعت هفت هزار ساله به توجه بیشتری نیاز دارد ولازمست به مسائل و مشکلاتش بیش از پیش پرداخته شود تا انشاا.. شاهد رونق وشکوفائی آن باشیم.
فیروزه سنگ آبی خوش رنگی است که خاص ایران است و در مشهد بدلیل نزدیکی به معدن آن در نیشابور از قدیم الایام تراش و استفاده از آن رواج داشته است... فیروزه سنگ آبی خوش رنگی است که خاص ایران است و در مشهد بدلیل نزدیکی به معدن آن در نیشابور از قدیم الایام تراش و استفاده از آن رواج داشته است . فیروزه نیشابور در جهان از شهرت زیادی برخوردار است و از انواع مرغوب فیروزه می باشد . فیروزه های تراش داده در مشهد ، در کشورهای خارجی نظر طرفداران زیادی را به خود جلب نموده است .
انواع مشهور فیروزه خراسان عبارتند از : شجری – عجمی – باب – کربلا – طوفان و غاله است .
این هنر شامل کنده کاری روی عقیق یا برجسته کاری روی آن و تولید اشیاء کوچک و هنری و تزئینی از آن است . پیشینه این هنر در ایران به عهد سومر بر می گردد . روش کار در این صنعت به این شکل است که پس از برش سنگ ، آن را بوسیله چرخ تراش داده و سپس جلا می دهند و پس از آن طرح مورد نظر را روی آن بوسیله قلمهای مخصوص تراش می دهند . مرکز این هنر در استان خراسان شهر مشهد می باشد .
شنبه هفته گذشته افتتاح نمایشگاهی با عنوان چشم اندازهای صنایع دستی ری با همت اداره میراث فرهنگی در شهرداری برگزار شد. این نمایشگاه که در نوع خود منحصر به فرد است، آثار هنرمندانی را جای داده که در کشورمان صاحب نام محسوب می شوند، مردان و زنانی با دستان هنرمند از خطه ری خالق آثاری شده اند که شاید چگونگی تولیدشان در انظار کمرنگ شده باشد. نمایش توانمندی های هنرمندان ری هر ساله در نقاط مختلف کشور نمایشگاه ها و بازارچه هایی تحت عنوان صنایع دستی برگزار می شود اما برپایی چنین نمایشگاهی با هدفی والاتر از عرضه صنایع آغاز شده است و تفاوت عمده آن با سایر برگزاری ها در به نمایش گذاشتن نحوه تولید صنایع می باشد. شهر ری با وجود داشتن بیش از ۳۰۰ کارگاه تولیدی در زمینه صنایع دستی به خاطر نبود آگاهی مردم نسبت به قابلیت تولید صنایع دستی و آشنا نبودن آنها نسبت به صاحب سبکان و اساتید برجسته این کارگاه ها تنها در حد یک شهر زیارتی برای خود بین مردم جایگاه دارد و به خاطر همین ویژگی یک ماه پیش به عنوان هشتمین شهر نمونه گردشگری شناخته شد. از آنجا که صنایع دستی مکمل گردشگری است، مسوولان اداره میراث فرهنگی و اساتید صاحب فن برای نشان دادن توانمندی های هنرمندان شهر در فکر برپایی نمایشگاه هایی شدند که در آن مردم علاوه بر آشنایی با صنایع دستی با نحوه تولید آن نیز از نزدیک آشنا بشوند تا از این طریق بتوانند تعریفی از جایگاه مناسب صنایع دستی داشته باشد. به گفته رئیس اداره میراث فرهنگی و گردشگری شهر ری، تعریف مناسب جز این نیست که مسوولان سازمان و شهرستان با واقعیت های صنایع آشنا بشوند. ظاهر و تزئینات این نمایشگاه به صورت کاملا سنتی طراحی شده است؛ از بدو ورود با مجسمه های سنگی روبه رو می شوید که در دو طرف سالن وجود دارد. دیوارها تماما با تابلوهای معرق، منبت و مشبک هنرمندان تزئین شده است. در وسط سالن اول هم آثار سنگی و هم چوبی به نمایش در آمده. یکی از این آثار که طرح اولیه آن برای اولین بار خلق شده کاری است که استاد علائی با مشبک کاری به آن حجم داده است. در تمامی تولیدات مشبک پس از برش، تکه های چوب روی ظرف یا سطح از پیش تعیین شده چسبانده می شود اما این بار با این هنرمند توانسته است بدون هیچ زمینه ای با برش چوب ها و قرار دادن آنها حجمی به شکل گلدان ایجاد کند. در وسط سالن، ویترینی شیشه ای قرار دارد که در آن قفسه های گردان با سنگ های قیمتی و زینتی تراش داده شده تزئین شده است. در روبه روی این دکور و در انتهای سالن که مشرف به حیاط می شود، حوضچه ای با فواره های سنگی که گویی گردان آب را به اطراف آن می ریزد، منظره ای زیبا به محیط بخشیده است. سمت راست کنار سالن با دو پله به قسمت دیگری منتهی می شود که آنجا هم با شومینه و میز سنگی در سمت راست و آثار مشبک، معرق، منبت، قلم زنی و طلاکوبی در وسط و سمت چپ تزئین شده است. در همین قسمت جایگاهی برای مهمانان قرار داده شده است و با پخش آهنگی ملایم، از آنها پذیرایی می شود. بیرون و انتهای سالن اولیه مشرف به حیاط مربع شکل می شود. در سه گوشه حیاط کارگاه ها قرار گرفته اند، اولین قسمت کارگاه شیشه گری سنتی است که برادران بختیاری که از نامداران شیشه گری در ایران به شمار می روند به همراه استاد وفایی آنجا را اداره می کنند. در این کارگاه، سه کوره وجود دارد که کوره اول با ۱۳۰۰درجه دما خمیر را در درونش قرار می دهند. این کوره سه دهنه دارد که هر کدام خمیر را به یک رنگ درمی آورند. پس از آماده شدن خمیر را در قاشقکی که آب دستگاه است قرار می دهند تا یکنواخت شود. سپس پس از شکل دادن و به حالت دلخواه درآوردن، آن را درون کوره دوم که گرمخانه یا تنش زدایی نام دارد ۲۴ساعت می گذارند تا با دمای آن که حدود ۵۰۰درجه است، شیشه به آرامی سرد شود و ترک بر ندارد. بعد از سرد شدن محصولات آنها به قسمت نقاشی و طراحی شیشه منتقل می شوند تا تزئینی روی آنها انجام گیرد. کوره سوم این کارگاه برای تولید محصولی است که فیوز نام دارد. در تولید این محصول شیشه های میز درب و پنجره به اندازه دلخواه بریده می شود و بعد خرده شیشه های رنگی که از قبل بریده و تهیه شده است را روی آن می چسبانند و طرح دلخواه خود را به اجرا می گذارند. سپس شیشه تزئین شده را در قالب مناسب داخل کوره پخت سوم قرار می دهند که دمایی بین ۶۰۰-۳۵۰درجه دارد. در قسمت کناری کارگاه معرق و منبت است که توسط استاد زنگنه مدیریت می شود. ساخت سازهای سنتی در مجاورت کارگاه معرق قرار گرفته است. هنرمندان در این قسمت داخل چوب ها را خالی می کنند و بعد با تراشیدن آن، ساز را تهیه می کنند. قلم زنی و طلاکوبی، کارگاه دیگری است که با مدیریت آقای رضازاده یکی از صاحب سبکان این رشته در کنار غرفه سفالگری جای گرفته است. کارگاه حجاری و خراطی سنگ آخرین غرفه داخل حیاط است که داخل و روبه روی آن با صندلی های سنگی زیبا به همراه پیکره هایی زینت یافته است. حوضچه ای که در انتهای سالن اولیه قرار دارد با آبراهی به درون حیاط ادامه یافته و راه وسط فضای باز با این آبراه پوشش داده شده است. وسط این آبراه باز هم حوضچه ای دیگر با فواره ای بزرگ تر قرار گرفته است. اثر شاخص این نمایشگاه حوضچه ای بزرگ سنگی است که گرداگردش فواره هایی جای داده شده است که آب را به صورت مایل به اطراف مجسمه داخل می ریزد. مجسمه وسط این حوضچه پیکره مردی گلف باز است که چوب گلف را به بالا برده و آماده زدن ضربه است، این اثر به سفارش شرکتی اسپانیایی توسط استاد حسن زاده ساخته شده است و بعد از اختتامیه به اسپانیا فرستاده می شود.
● تاریخچه اولیه صنایع دستی
هرکدام از این قسمت ها تاریخچه ای دارند که بنای شکل گیری شان در درون آنها جای گرفته است.
● شیشه گری سنتی
این هنر، تاریخی چند هزار ساله دارد. به نقل از روایات تاریخی اصل شیشه گری در زمان حضرت سلیمان شکل گرفته است. در آن زمان برای ساخت کاخی دیوها به دستور حضرت سلیمان کوره های شیشه گری را برپا کرده اند و قسمت هایی از آن را با این هنر تزئین کرده اند. بعضی از روایات منبع انتقال این هنر به دنیا را یونان در و بعضی دیگر ایران دانسته اند. شیشه گری در ایران از نیشابور آغاز شد و بعد به ری انتقال یافت و حدود دو هزار سال است که در این شهر قدمت دارد. در دوره های بعد شیشه گری منسوخ شد و پس از آن در سده اخیر توسط ایتالیایی ها به ایران آورده شد. پیشرفت این رشته در ۳۰سال اخیر در ایران غیرقابل باور است؛ چراکه از شیشه گری صنعتی هم پیشرفت بالاتری داشته است. شیشه گری سنتی موسوم به بلورسازی است که از ابتدا شامل احتیاجات عمومی جامعه بوده و افراد با ساخت آنها کسب درآمد می کرده اند. از ۶۹سال پیش هنرمندان این رشته به فکر افتادند تا کارگاه زنده شیشه سازی را به نمایش بگذارند که اولین بار همان ۶۹سال قبل در نمایشگاه بین المللی دایر و بعد از آن در نمایشگاه های تخصصی ارائه شده است.
● حجاری و خراطی سنگ
اولین هنر بشر، تراش سنگ بوده است. قبل از اختراع خط و با شروع غارنشینی، انسان ها برای انتقام پیام و رساندن منظور خود شکل هایی روی سنگ حک می کردند و اینگونه با هم ارتباط برقرار می کردند. به مرور با اختراع خط تراش سنگ برای تهیه وسایل مورد احتیاج به کار گرفته شد. اوج هنر سنگ تراشی دوره رنسانس بود که در ایتالیا و یونان پیشرفت قابل توجهی داشت تا آنجا که در یونان افرادی مانند میکلانژ و لئوناردو سهم بسزایی در رشد این هنر ایفا کردند. خراطی سنگ با رشد تکنولوژی و ورود دستگاه های تراش پیشینه ای حدود ۵۰سال را به خود اختصاص داده است.
● طلاکوبی و فیروزه کوبی
فیروزه کوبی هنر نابود شده ای بود که ابتدا خاص خراسان بود. به طوری که فیروزه ها در نیشابور استخراج می شد و بعد در مشهد در کارگاه های مخصوص مورد تراش قرار می گرفت. در زمان های قدیم ظرف های مسی را با قلم زنی طلاکوبی می کردند و بعد یک لایه فیروزه را آغشته به چسب گیاهی مخصوص کرده و روی جاهای خالی گود شده قرار می دادند. آخرین فردی که در ایران به این هنر اشراف داشت ۶۰سال پیش به علت اینکه فرزندانش تمایلی به فراگرفتن این پیشه نداشتند. به یکی از اقلیت های دینی این هنر را آموزش داد. بعد از آن، این تخصص در انحصار این مرد درآمده و او این هنر را به اصفهان منتقل می کند. آقای رضازاده یکی از هنرمندان پرتوان کشور برای بازگرداندن این هنر حدود پنج سال تحقیق انجام داد و بعد از تلاش فراوان توانست در زمینه تولید داخلی و صادرات، این پیشه به کار گیرد. هنر طلاکوبی به خراسان، سمرقند و افغانستان اختصاص دارد که در این میان تعداد انگشت شماری از استادان ایرانی در این زمینه فعالیت دارند. در ایران به این هنر کمتر پرداخته شده و بیشتر استادان این رشته اهل افغانستان هستند. طلاکوبی در دو سبک ایرانی و افغانی است که تفاوت میان این دو در تذهیب و مینیاتور به کار گرفته شده در طلاکوبی ایران است. اون ، چراغ خواب و ... از تولیدات قلمزنی شده سنگ مشهد می باشند .
در پاییز سال 1922(1301 ش.)، سردار سپه در سفر خود به بوشهر برای اولین بار از تختجمشید بازدید کرد و از وضعیت حفاظتی بسیار بد آن آن متأثر شد. (موسوی،51، 1381) ارنست هرتسفلد باستانشناس شهیر آلمانی پس از بازدید رضا خان از محل[؟]، بنا به درخواست دولت و تمایل شخصی خود و با حمایت فیزوزمیزا نصرت الدوله، حکمران وقت فارس، موفق به بررسی در تختجمشید گشت. این تحقیق که به منظور شناسائی و برآورد وضع حفاظتی محوطه در سالهای 1923،1924 (پاییز و زمستان 1302ش) به مدت شش هفته انجام شد، مبنای طرح بزرگ او برای کاوش در تخت جمشید و مرمت آن بود. (موسوی، 51:1381) هرتسفلد گزارش این تحقیق را به همراه عکسهای قابل توجهی در سال 1328 به چاپ رسانید.(Herzfeld,1928)
آغاز به کار هرتسفلد
در 3 نوامبر 1930 برابر با 13 آبان 1309، قانون عتیقات به تصویب مجلس رسید. و پس از آن هیأت وزیران اجازه کاوش در تخت جمشید را به مؤسسه دانشگاه شیکاگو داد و بدین ترتیب هرتسفلد کلنگ حفاری در تخت جمشید را در سال 1310 به زمین زد. (موسوی، 53:1381)
ترتیب کارگاه های حفاری و انجام خاکبرداری به وسیلة هیأت علمی تخت جمشید در بهار سال 1310(1931م) به وسیلة ارنست هرتسفلد پی ریزی گشت. آنچه از ظاهر امر بر می آید هرتسفلد نخستین فصل کاوش را تقریباً یکجا صرف خاکبرداری جناح اصلی حرم خشایارشا کرد و ضمناً دست بکار تعمیر و تجدید بنای قسمتهائی از آن زد.در زمان او تجدید بنای ساختمان، به منظور استفاده از آن جهت مرکز عملیات هیأت به وسیله فریدریشکرفتر(Friedrich Krefter) معمار هیأت انجام گرفت.
خاکبرداری از دروازة خشایارشا، فعالیت در شبکة وسیع آب روهای زیر زمینی کاوش قسمتی از کاخ G. پلکان جنوبی کاخ شوری (کاخ مرکزی یا سه دروازه) از جمله اولین اقدامات هرتسفلد بود. در آبان ماه 1311(نوامبر 1932م) هرتسفلد پلکان سنگی بزرگ جبهه شرقی آپادانا و پلکان شمالی کاخ سه دروازه را که هر دو آنها دارای نقوش برجسته و حجاریهای ممتاز است، کشف کرد.
در سال 1312 مجمسه عظیم گاو که متعلق به پایه های سنگی طرفین ایوان ورودی تالار تختگاه بود ظاهر گشت. در قسمت شرقی همان کاخ هیأت علمی موفق به کشف پلکان سنگی که به آب روهای زیر زمینی منتهی می شد، گردید. در هنگام احداث راه به منظور عبور واگن در گوشة شمال شرقی تختگاه، هرتسفلد تعداد زیادی الواح گلی کشف نمود. (اشمیت، 1342)
در سال 1313 هیأت به خاکبرداری قسمتی از تختگاه تخت جمشید ادامه داد. عملیات لایروبی در آب روهای زیر زمینی نیز ادامه یافت. ولی هیچگاه به نتیجهای رضایت بخش نرسید. پس از ان هرتسفلد در محوطة جنوبی تختگاه تختجمشید که امروزه به برزن جنوبی موسوم است، قسمتهائی از ساختمانها و حیاط های زمان هخامنشیان را مورد خاکبرداری و تجسسات علمی قرار داد و در محوطه شمالی (برزن شمالی) آثار فرا هخامنشی بدست آمد. هرتسفلد هرگز گزارش جامعی از کاوشهای خود در تخت جمشید چاپ نکرد، تنها یادگار او کتاب «ایران در شرق باستان» (هرتسفلد، 1381) و مقالات گوناگون اوست، سرانجام در اواخر سال 1313، هرتسفلد از کار برکنار شد و به جای او اریک اشمیت سرپرستی هیأت باستانشناسی را به عهده گرفت. در سال 1314 کاوش در گوشة جنوب شرقی تختگاه تختجمشید آغاز گردید. در محل مزبور قسمتی از باروی شرقی تختگاه تختجمشید که در شرق صفّه و پای کوه رحمت قرار دارد، خاکبرداری گردید و اسناد مهم سنگ نبشته بنا که متن معروف دائوا (Daiva) نیز درمیان آنها بود در یکی از اطاقهای قسمت پادگان بدست آمد. در ضمن توسعه عملیات به جانب غرب، قسمتهای اولیة خزانة بزرگ تختجمشید آشکار شد. درهمان سال آب انباری در دامنة سنگی کوه رحمت مورد کاوش قرار گرفت و تا عمق بیست و چهار متری خاکبرداری گردید.
در بهار سال 1315 سایر بخشهای خزانة تخت جمشید ادامه کاویده شد. از جمله کشفیات مهم این فصل نقش برجسته بارعام داریوش اول بود. در اطاقهای نزدیگ نقش مزبور صد لوح گلی به خط میخی بدست آمد . در سال 1316 یکی از تالارهای وسیع خزانه، ایوان صد ستون. و جبهة شمالیکاخ آپادانا از انبوه خاک پاک گردید.
در سال 1317 کاوشهای علمی در تختگاه تختجمشید منحصر به خاکبرداری خزانة تختجمشید شد. در سال 1318 قسمت جنوبی آپادانا و در گوشة جنوبغربی تختگاه، جناح غربی حرم سرا کاوش شد..(اشمیت،1340)
اشمیت نتایج کاوشهای خود را در سه مجلد ارزشمند در سالهای 1957،1953و 1970 منتشر کرد. (Schmidt,1953,1957,1970)
پس از عزیمت هیأت علمی آمریکائی به آمریکا، وزارت فرهنگ وقت و اداره کل باستان شناسی مستقیماً امور حفاری و خاکبرداری آثار بوسیلة بنگاه علمی تخت جشمید را زیر نظر گرفت. (سامی، 393:1348) در سال 1318، ابتدا به مدت چهار ماه، حسین روانبد روی تختگاه تختجمشید کاوش کرد. پس از آن از اوائل دیماه 1318تا اواسط تیرماه 1319 حدود شش ماه عیسیبهنام ادامة کار را پیگیری نمود. در اواخر سال 1319 تا اوسط1321 محمود راد بازرس فنی اداره کل باستان شناسی کاوش تخت جمشید را دنبال نمود.(سامی،22:1330) . و پس از آن تا سال 1340 سر پرستی کاوشها به عهده علی سامی، مدیر بنگاه علمی تخت جمشید بود.(سامی،1348 . 394).
برنامه کار بنگاه علمی تختجمشید در نیمه دوم سال 1318 یعنی بلافاصله پس از عزیمت هیأت علمی آمریکائی برداشتن خاکهای در شمال خزانه و کوتاه کردن دیوارهای خشتی آن بود که تا بهار سال 1319 ادامه داشت و در سال 1319 پاک کردن خاکهای صد ستون و کوتاه کردن دیوار اطاقهای جلو موزه و برداشتن خاکهای ایوان شرقی آپادانا در برنامه کار بود،که این کار تا آخر بهار 1320 ادامه داشت. (سامی،1130 : 25)
از اواخر بهار سال 1320 برنامه خاکبرداری از درب بزرگ ورودی و پلکانهای بزرگ شروع شد و تا حدود 6 متر مانده به دیوار شرقی فضای نامبرده در همان سال پاک گردید و در فروردین هیمن سال بود که سر ستون عظیم دو سر شیر سنگی که نسبتاً سالم بود کشف گردید. خاکبرداری حیاط شمالی کاخ صد ستون در این سال آغاز شد. (سامی، 1330 : 25-26)
در بین سالهای 1323 تا 1327 خاکبرداری حیاط شمالی و اطاقهای شرقی صد ستون انجام گرفت. در سال 1328 اطاقهای اندرون و حرمسرا در جنوب کاخ هدیش، و اطاقهای شمالی سالن 32 ستون صورت گرفت و بناهای موسوم به کاخ اردشیر سوم در غرب کاخ هدیش خاکبرداری شد.
در سال 1329 و 1330 حفاری در تپه مرکزی و ساختمانهای پائین و شرقی هدیش انجام گرفت . (سامی، 1330 : 26 -27 )
بنگاه علمی تخت جمشید تا سال 1340 که سرپرستی آن به عهده علی سامی بود موفق شد علاوه بر موارد یاد شده کاوشهائی در خیابان پهن بین دو مدخل (مدخل ورودی آپادانا و مدخل نیمه تمام کاخ صد ستون)، ساختمانهای جنوبی کاخ آپادنا، بناهای دامنه کوه رحمت، همچنین ساختمانهای خارج از تختگاه تختجمشید، استخر بزرگ سنگی و ساختمانهای مقابل آرامگاه اردشیر دوم و سوم انجام دهد. (سامی، 1348 : 394)
تأسیس موزه و کتابخانه تخت جمشید و ماکت نمونه تخت جمشید و بنا و آثار، از دیگر فعالیتهای بنگاه علمی تختجمشید به سرپرستی علی سامی بود. (سامی ، 1348 : 395) پس از وقفهای چند ساله در حفریات و کاوشهای علمی در تخت جمشید، از سال 1347 تا 1352 هیأتی از طرف اداره کل باستان شناسی و فرهنگ عامه وزارت فرهنگ و هنر به سرپرستی اکبر تجویدی به مدت پنج فصل در باروی شرقی تختجمشید بر بالای کوه رحمت، شمال غربی حیاط سنگی واقع در دشت جنوبی پائین دست تختگاه و قسمت جنوبی تختگاه موسوم به برزن جنوبی کاوش کرد (تجویدی، 1355) تجویدی گزارش این کاوشها را در سال 1355 به چاپ رسانید. (تجویدی،1355)
پس از وقفه ای بسیار طولانی از سال 1352 به بعد در کار بررسی و حفاری در تخت جمشید و محوطه های پیرامون آن در سال 1381 با تشکیل بنیاد پژوهشی پارسه ـ پاسارگاد توجه خاصی به بررسی های باستان شناختی تختگاه تخت جمشید و حفاظت و مرمت آثار موجود دران مبذول شد. در این راستا بنیاد پژوهشی پارسه ـ پاسارگاد اقدام به تشکیل گروه های علمی در تخت جمشید کرد تا فعالیتهای علمی در شاخه های مختلف و مجزا از هم دنبال شود. گروه باستان شناسی: فعالیتهای انجام گرفته در این گروه از سال 81 تاکنون عبارتست از بررسی های باستان ژئوفیزیکی (آرکئوژئوفیزیک) در پیرامون تختگاه تخت جمشید (بابک امین پور ؟ و کورش محمدخانی 1383)، بررسی باروی تخت جمشید (عطائی 1383)، بررسی معادن سنگ تخت جمشید (امان الهی 1383)، کاوشهای باستان شناختی تل بشی با همکاری گروه بنیاد و دانشگاه میشیگان به سرپرستی دکتر کامیار عبدی در سال 1382، کاوشهای باستان شناختی در تپه های پیش از تاریخی مرودشت(تل جری، تل موشکی و تل باکون) در سال 1383 با همکاری گروه باستا شناسی بنیاد و دانشگاه شیکاگو به سرپرستی دکتر عباس علیزاده، لایروبی آبراهای بخش جنوب غربی تختگاه ( عسگری چاوردی و زارع؟)، معرفی بنای منسوب به کاخ دروازه در برزن جنوبی 0نصیر زاده در حال انجام و بررسی شواهد استقرار دوران تاریخی شهر استخر (اسدی در حال انجام) و تأسیس پایگاه پژوهشی شهر استخر.
منابع و مأخذ
تجویدی، اکبر. 1355،"دانستنیهای نوین درباره هنر و باستان شناسی عصر هخامنشی، بر پایه کاوشهای پنج ساله تخت جمشید"، تهران، انتشارات مرکز باستان شناسی ایران، چاپ اول
سامی، علی. 1330، "کاوشهای دوازه ساله بنگاه علمی تخت جمشید و نقاط مختلف تاریخی"، شیراز، چاپخانه مصطفوی، جلد دوم
سامی، علی. 1348، " پایتخت های شاهنشاهان هخامنشی، شوش- هگمتانه- تخت جمشید، شیراز، انتشارات دانشگاه پهلوی، چاپ اول
اشمیت، اریک. 1342،تخت جمشید، بناها، نقشها و نبشته ها، ترجمه عبدالله فریاد، انتشارات فرانکلین ـ امیرکبیر، چاپ اول
عطائی، محمدتقی. 1383، معرفی سفال هخامنشی خوزه فارس: بررسی روشمند طبقه بندی شده باروی تخت جمشید، دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم انسانی، اردیبهشت 1383.
موسوی، علی. 1381، "ارنست هرتسفلد و تحول باستان شناسی در ایران: 1314- 1304" مجله باستان شناسی و تاریخ، سال هفدهم، شماره اول، شماره پیاپی 33، تهران مرکز نشر دانشگاهی، ص 45 تا 56
Schmidt, Erich.f.1953, Perrsepolis I, Structures, Reliefs.Inscriptions, The
University of Chicago Press Chicago, I llinois
محمد خانی، کورش. 1383، "کاربرد روشهای ژئوفیزیک اکتشافی در باستان شناسی(آرکئوژئوفیزیک) مطالعه موردی: بررسی مغناطیس سنجی در تخت جمشید و پاسارگاد" پایان نامه کارشناسی ارشد
باستا شناسی دانشگاه تربیت مدرس، منتشر نشده
Schmidt, Erich. F, 1957, ‘Persepolis III Contents of the Treasury and others Dis Coveries, The University of Chicago Prees Chicago I LLionis
هرتسفلد، ارنست. 1381، "ایران در شرق باستان"،ترجمه همایون صنعتی زاده، تهران،انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و دانشگاه شهید باهنر کرمان، چاپ اول
هرتسفلد، ارنست . [سال=؟] راپورت درباره اوضاع کنونی اطلال شهر پارسه (پرسپولیس) معروف به تخت جمشید، ترجمه مجتبی مینوی طهرانی، فارسی – فرانسه
Herzfeld, Ernest. 1928, “Rapport Sur ľ Etat Actuel Actuel Des Ruines De Persepolis” Dietrich Reimer