تخت جمشید ( پارسه )

تخت جمشید ( پارسه )

پارسه سکوت نیست ُ حقیقتی است که بر سنگ نوشته اند .
تخت جمشید ( پارسه )

تخت جمشید ( پارسه )

پارسه سکوت نیست ُ حقیقتی است که بر سنگ نوشته اند .

مرمتهای تیلیا در تخت جمشید قبل از انقلاب اسلامی ایران

مرمت دروازه ملل (خشایارشا)

مرمتهای انجام پذیرفته در دروازه ملل شامل مرمت و بازسازی ستون ، سکوی سنگی ، سنگ سر در و تقویت و استحکام بخشی سنگ سر در می باشد .

این تعمیرات در سال 1965 شروع شد . دو تا از چها ستونی که زمانی تالار چهار گوشی را برپا میداشت فرو ریخته و قطعات قلمه ستونها و همینطور سرستونها روی زمین پراکنده بود .

از قطعات باقی مانده سنگهای فروریخته بر روی زمین و همینطور بقایای دیگری که پس از ویران کردن دیوار جدید اطراف بنای دروازه پدیدار گشت امکان یافت تا سه قطعه از میله یک ستون کامل و چهار عنصر یک سر ستون مرکب بازسازی گردد .

در دوره‌های مرمتی پیشین برای ساخت دیوارهای اطراف کاخهای مجموعه تخت جمشید از سنگهای موجود که متعلق به عناصر سنگی بوده استفاده می گردید . بعضی از سنگهای بکار رفته در دیوارها دراای نقوش بوده و متعلق به عناصر مختلف سنگی مجموعه بوده است .

از آنجا که حدس زده شد جای اصلی قلمه های ستون باید بر روی پایه ستون شرقی باشد .

بنابراین پایه ستون شرقی با چسبانیدن قطعات کوچک بسیاری که در دیوار جدید و باروی زمین پیدا شد مرمت گردید . سپس شالی ستون بجای شال مفقود برای پایه ستون فراهم شد . . این شالی ستون از قطعه سنگی بریده شد که به همین منظور از معدن جدید جدا گردیده بود .

کار وصالی قطعات میله ستون با دقت فراوان صورت گرفت . تکه سنگهای کوچکتر با چسب چسبانیده شد و قطعات بزرگتر با روش فولاد گذاری که شامل عبور فولاد از سوراخهای ایجاد شده در سنگ و تزریق سیمان می باشد به هم متصل شد همه قسمتهای مفقود با الحاق سنگهای جدید مرمت شد . چون این کار برای استوار ساختن قطعات سنگی ضرورت داشت .

به همین ترتیب تقیه عناصر فولادی سر ستون با متصل کردن قسمتهای شکسته مرمت گردید . در حالیکه سنگهای جدیدی جانشین قسمتهای مفقود می شد .

این کار در جایی صورت می گرفت که دلائل ساختمانی ضرورت آنرا ایجاب می کرد و نیز به خاطر اینکه به سر ستون یک پارچگی بیشتری داده شود .

شکل دادن به قطعات سنگی جدید به همان نحو صورت گرفت که در مورد همه عناصر حجاری در نظر گرفته شده بدون اینکه برای ایجاد جزئیات کار اقدام گردد . نخستین قطعه قلمه های ستون که روی شال جدید در بالای پایه تعمیر شد گذاشته شد بوسیله دو میله فولادی 28 میلیمتری که عموداً داخل میله ستون کار گذارده و از ته ستون نیز عبور داده شد وارد شالوده ستون گرده اند تثبیت گردیده است . دو قطعه دیگر میله ستون به همین طریق با میله ای فولادی به همان قطر به میله زیرین و همچنین عنصر سر ستون اتصال یافته است . وقتیکه میله های ستونها روی یکدیگر قرار گرفت در شیارهای قاشقی ناهمانگی ها مشاهده گردید . که توسط حجار متخصص این تفاوتهای کوچک هنگام تراش شیارها یا ابزارهای قاشقی در قسمتهای الحاقی به میله ستون تراز گردید .

سپس سنگها الحاقی تازه را با قلمه کاری مخص.ص که برای تمام سنگهای الحاق جدید در نظر گرفته شده حجاری شد . برای برافراشتن قسمتهای سر ستون دار بستهایی با ارتفاع 20 متر بر پا گردید . ابتدا اجزا میله ستون بر روی هم نصب گردید و با توجه به مطالعاتی در رابطه با جهت قرار گیری سر گاو این نتیجه حاصل گردید که سرهای گاوها به دو سمت جنوب و شمال باشد . ستون مرمت شده در دروازه خشایارشا که تنها ستونی است که روی صفه تخت جمشید گاوهای پشت به هم داده را بر فراز خود دارد تقریباً 5/16 سانیتمتر بلندی دارد . تخت جمشید دارای ستونهایی با اندازه ای مختلف می باشد . ارتفاع تقریبی ستون مرمت شده در کاخ دروازه ملل 5/16 سانتیمتر می باشد . از آنجا که قسمتهایی از بدنه سر ستون مذکور مفقود شده است اندازه دقیق آن مشخص نمی باشد .

برای الحاق همه سنگهای جدید 1 سال وقت نیاز بود . در تالار ورودی نیز در سکوها سنگ اطراف دیوار داخل بنا و در کرسی یا سنگ معبدی که در وسط دیوار شالی قرار دارد مرمتهایی انجام گرفت . تعداد زیادی قطعات کوچک سنگی که روی زمین و یا از داخل دیوارهایی که در دوره مرمتی پیشین احداث و پس از آن برداشته شد پیدا شد که با چسب و میخهای ظریف فولادی به محل اصلی خود اتصال یافت . بقایای سنگهای پاسنه در مزین به گلهای دوازده برگ که در اصل مربوط به درهای سمت داخل راه رو شرقی بوده ظاهر گردید . و لوحه سنگی باریک آستانه در این سمت با قطعاتی که در درون بنا روی زمین پیدا شد مرمت گردید و به جای اصلی خود نهاده شد . قسمتی از سنگ سر در متعلق به طرف شرق راهرو شرقی که از چهار تکه سنگ بزرگ ترکیب ییفاه بود رد آن حوالی در زیر راهرو پیدا شد . دو قطعه این سنگ سر در در جای اصلی باقی بود با یکیک از این دو از یک طرف شکسته و در بالای جرز جنوبی درگاه باقی مانده بود اینقطعه شکسته شده پائین آورده و به بدنه اصلی سنگ سر در متصل شد . قطعه سنگی که در انتهای راهرو این دورازه قرار می گرفت پیدا نشد . بنابراین لازم بود تکه سنگ جدیدی به جای آن قرار گیرد . اندازه سر در مورد مرمت در اصل 08/8 طول و 75/1 متر عرض و 80/0 متر ضخامت داشته است . برای مرمت سنگ سر در دو تیر آهن ساختمانی به شکل T مضاعف به طول 25/6 متر و ارتفاع 36/0 متر و بالی به بلندی 14/0 متر که در کنار هر یک دو میله فولاد 30 میلیمتری گذارده شده در جهت طول در  قسمت  سنگ کار گذاشته شد.

چهار تکه‌ایی که سنگ سر در از آن تشکیل یافته و قطعه ایی که از بالای جرز جنوبی درگاه پایین آورده شد به حالت عمودی با هم در گذرگاه راهرو قرار داده شد .

تا به وسیله مته برقی که تنها قادر است در حالت عمود کار کند سوراخ شود . سنگ سر در هجده بار با سوراخهایی به قطر 9 سانتیمتر که جمع طول آنها تقریباً به 120 متر می رسید سوراخ گردید که فضایی برای قرار دادن تیرهای آهنی و میله های فولادی فراهم شود نظر به اینکه کارمته ای که از آن استفاده می شد به کندی انجام می گیرد مراحل کار 1 سال به طور انجامید . پس از اتمام کار سوراخ کردن تیرهای آهنی را که با رنگ ضد زنگ پوشانده شده بود و چهار میله فولای در جوف سنگ قرار گرفت . این میله های فولادی را در خارج از دو سرف با پیچ و مهره محکم بستند . دو صفحه آهنی متصل ساخته سپس فضای بین سنگ و تیرها و میله های تقویتی با ملات سیمان پر گردید . بدین طریق پنج قطعه سنگ سر در به یکدیگر چسبانده شد تا سنگ بزرگ یک پارچه ای را تشکیل دهد . سپس سیمانها را از خارج با نصب سنگهای الحاقی مخفی ساختند . در ضمن اینکه کارتعمیر سنگ سردر ادامه داشت . در سمت شرق برای مرمت و استحکام دو جرز درگاه داربستهایی برپا گردید . تا بتواند وزن سنگ سر در سنگین را که نزدیک 25 تن وزن دارد و قسمتی از سنگ کیلویی را که باید بر روی آن قرار داد تحمل کند . یک قطعه سنگ جدید با ابعاد 50/0 * 2 * 90/0 متر آماده گردید و روی جرز شمالی در جائی که سنگ اصلی از میان رفته بود نصب شد  و آن قسمت از تنها قطعه سنگ سر در که هنوز در محل خود باقی مانده بود به علت آسیب فراوان استحکام بخشی شد . برای تقویت دو جرز درگاه با همان مته عمود بر که سنگ سر در سوراخ شده بود چهار سوراخ عمودی در جرزها ایجاد نموده و سپس چهار میله فولادی به طول 6 متر و قطر 7 سانتیمتر درسوراخهای مذکور داخل کرده و برای پر کردن حفرههای اطراف آنها و ترکها و شکافهای داخل سنگها از تزریق سیمان استفاده شد . سپس بر سر چهار میله فولادی که در جوف هر جرز داخل شده بود یک صفحه آهنی (02/ * 43/1 * 83/0 متر) جوش دادند . سپس داربستی با ارتفاع 15 متر جلو درگاه برپا گردید و سنگ سر در که در پائین در مقابل درگاه در وضع خود قرار داده شده بود به وسیله پنج جرثقیل دستی با           ظرفیتهای 10 و 15 تن بالا کشیده و به جای اصلی خود گذاشته شد . برای چسبندگی بهتر روی جرزها در زیر سنگ سر در ورقه های سرب گذاشته شد . وقتیکه سنگ سر در بر فراز راهرو گذاشته شد ارتفاع درگاه 60/10 متر گردید . به اندازه 71/1 متر کوتاه تر از ارتفاعی که در کتاب اشمیت محاسبه شده است .) از تعداد زیادی قطعات کوچک و بزرگ سنگ که در زیر درگاه و اطراف بنای دروازه به صورت پراکنده قرار داشت و همچنین از قطعاتی که از داخل دیوارهای جدید پیدا شد ممکن گردید تا قسمتهایی از سنگهای کیلویی اطراف داخلی و خارجی درگاه شرقی دوباره فراهم شود . یکی از این قسمتهای دوباره ترکیب یافته که پیوستگی و استحکام آن بیشتر از همه بود و عنصر انتهایی سمت راست را تشکیل می داد برای گذاشتن روی سنگ سر در انتخاب گردید .

قسمت دیگری از همان گیلویی که با ترکیب چند قطعه درست شده پس از مرمت دروازه خشایارشا به هیچ وجه کامل نیست . استوار ساختن سرستونهای جنوب و شمال غربی که هنوز در محل خود با وضع بدی قرار دارد باقی مانده است . این سر ستون باید با میخهای فولادی و تزریق سیمان مستحکم ساخت . همچنین گاوهای محافظ مدخل غربی و گاوهای مدخل شرقی که سر انسان دارند و نیز دیوارهای خشتی اطراف کاخ دروازه نیازمند مرمت است .

مرمت دروازه ناتمام

بنای دروازه ناتمام که تا دروازه ملل 120 متر فاصله دارد دروازه باش کوه دیگری است که تقریباً دارای همان طرح و نقشه دروزاه ملل است منتها با ابعاد بزرگتر . شایان ذکر است بنای دروازه ناتمام هیچ وقت به اتمام نرسید و شاید آخرین ساختمان است که در زمان هخامنشیان بر روی صفه بنا گردیده است . کار فقط با برپا داشتن درگاه جنوبی که احتمالاً می بایستی همان شکل مدخل غربی دروازه خشایارشا (ملل) را برداشته باشد آغاز شده بود . بر روی یکی از چها پایه ستون در تالار چهار گوشی سه قلمه یا میله ستون که فقط زیرکاری شده و دو قسمت از یک سر ستون مرکب برپا گردیده بود . قسمت میله دوم و سوم ستون از وضعی که در محل بر روی زمین دارند می توان قضاوت نمود که در زمانی دیرتر فرو ریخته و هنگام سقوط شکسته شده بود و دو قسمت پائینی سر ستون نیز به چنین وضعی دچار گردیده بود . قسمت فوقانی سر ستون یعی گاوهای پشت به هم داده احتمالاً  هیچگاه بر فراز ستون قرار نگرفته بود . سایر میله های ستون که محققاً برای دروازه ناتمام بوده است در مسیر انتقالشان از محل استخراج سنگ در شمال دروازه خشایارشا در گذرگاه در و بنای دروازه بجای گذاشته شده بود . هنگامیکه در اکتبر سال 1965 مرمت این بنا آغاز گردید بیشتر سنگها برزق جرزهای درگاه جنوبی فرو افتاده بود و بر روی زمین در زیر چند قطعه سنگی که نوز در جای اصلی خود قرار داشت انباشته شده بود . نظر به اینکه سنگهای بکار برده شده در بنا فقط تراش زیر داشت و بسیاری از آنهاشکسته و تغییر شکل داده بود پیدا کردن جای اصلی هر سنگ کار بسیار دشواری بود . فقط سنگهائی را که به قسمت مقدم دو گاو محافظ تعلق دارد پس از نصب در محل به شکل تقریبی حجاری کرده بودند . عمل دم گیری که در سطوح تماس سنگها بکار رفته و حفره هایی که برای نصب بستهای آهنی و اتصال سنگها در اطراف قسمت فوقانی آنها ایجاد شده بود تعمیرکاران را به یافته محل اصلی هر سنگ راهنمایی کرد . سطح فوقانی فرسوده بعضی سنگها که در محل اصلیشان باقی مانده بود با سیمان مرمت گردید تا برای سنگهایی که قرار است روی آنها نصب گردد سطح اتکا مستحکمی ایجاد شود . پاره ای از سنگهای موجود بر روی زمین که هنگام سقوط شکسته شده بود به وسیله میله های فولادی اتصالی و سیمان و چسب مرمت یافت . سر گاو بزرگ غربی را که در حدود شش تن وزن دارد در وضع قائم از جای خود بلند شد تا بتوان پیش از استقرار آن به جای اصلی تعمیرات لازمه را رد آن به عمل آورند . برای استوار ساختن گاو محافظ شرقی که بخش پیشین آن آسیب فراوان دیده بود و بیم فرو ریختن می‌رفت در چند جا سنگهای تازه ای الحاق گردید . هنگامیکه همه کارهای مقدماتی انجام گرفت میسر شد سنگها را بلند کرده آنها را یکی پس از دیگری به جای اصلیشان نصب کنند . جهت تامین تکیه گاه مستحکمی برای سنگهای فوقانی که جای دقیق آنها مشخص بود لازم شد به جای بعضی قطعات مفقود سنگهای جدیدی الحاق گردد. مثلاً سنگ کوچکی الحاق گردید تا ثبات بیشتری به سنگی که آنرا بکند کرده بر فراز جرز غربی نهاده بودند بدهد . سطح فوقانی بالاترین سنگهایی که به جای خود نصب شده است نا تمام و نا منظم است . این سطح فوقانی هرگز برای دریافت یک رگ سنگ چین دیگری برفراز آن آماده نگردیده بود . اما تردیدی نیست که در اصل قصه این بوده است که مانند جرزهای دروازه خشایارشا این جرزها را نیز بسیار بلندتر از حد فعلی بسازند . جایگزین کردن سر گاو غربی مشکلات بخصوصی را پیش آورد چون فقط یک قطعه کوچک از سنگ بزرگی که زیر آن قرار داشت یعنی آن قسمتی که سینه گاو را تشکیل می داد و بر فراز آن سر گاو می بایستی قرار گیرد پیدا شده بود بعلاوه سنگ بزرگی که در زیر این سنگ قرار داشت و هنوز در محل خود بود و پای گاو را تشکیل می داد در قسمت بالای آن آسیب دیده بود . از این قطعه و همچنین قسمت باقی مانده سنگ زیر سر گاو می باید با الحاق سنگ جدیدی هم در قسمت بالا و هم در قسمت تحتانی مرمت گردد . همزمان با ترکیب مجدد و دوباره برپا کردن دو جرز درگاه جنوبی نسبت به تعمیر عنصر فوقانی یکی از ستونهای بنای دروازه که در غرب تالار چهار گوشی قرار دارد و یک میله ستون که در گذرگاه واقع شده اقدام گردید . سر ستون گاو دو سر و اتصال مجدد آن بوسیله میله های فولادی متصل کننده و تزریق سیمان تعمییر شد . میله ستون که به دو قسمت شده بود مانند روش مذکور در پیش مرمت گردید .

در ماه اوت 1971 تعمیرات ضروری گاو محافظ غربی خاتمه یافت و سر گاو بر جای اصلی آن قرار گرفت . بدین طریق مرمت درگاه جنوبی به پایان رسید .

مرمتهای تالار آپادانا

این تالار بزرگ بار عام واقع در مرکز صفه رو به سوی غرب در میان تمام بناهای تخت جمشید بزرگترین محوطه را اشغال کرده است . از سی و شش ستونی که بام تالار چهار گوش مرکزی را نگاه می داشت تنها سه ستون پا بر جا مانده است . در تابستان 1965 تعمیراتی در ایوان شرقی آاز شده بود . میله ای شکسته ستون و عناصر سر ستون هنگام شروع کار محوطه ایوان و همچنین سر سرای راه جلو آنرا پوشانده بودند . از این قطعات پراکنده در قسمت شمالی ایوان توانستند سه قطعه میله ستون را با هم ترکیب کنند . که با قضاوت از روی محل تکه سنگهای مختلف محقق گردید که این میله به اولین ستون شالی از دریف خارجی تعلق داشته است . مدتی بعد میله چهارم این ستون از تکه سنگها ترکیب یافت . بعداً معلوم گردید که سنگ تراشان عهد هخامنشی در سطح زیرنی قطعات دوم و سوم و چهارم میله ستون را  با علامت ضرب در مشخص کرده بودند و هیمن امر در دسامبر سال 1971 منجر به کشف پنجمین یعنی آخرین قسمت میله ستون گردید . یک قطعه شکسته متعلق به فوقانی ترین بخش میله ستون که در قسمت جنوبی ایوان پیدا شد در سطح زیرنی همان علامت ضربدر را در بر داشت و همین موضوع ثابت کرد که این قطعه قسمتی از دو تکه سنگ دیگر بود که پیش از این نزدیک دیگر قطعات ستون پیدا شده بود . بسیاری از میله ستونهای آپادانا در سطوح زیرن علائم حجاری دیگری را نشان می دهد . بنابراین روشن می شود که تمام ستونها به طریقی مخصوص علامت گذاری می شده است . کار مرمت میله ای ستون به همان روشی که پیش این در موزه ستون جنوب شرقی دروازه خشایارشا شرح داده شد صورت گرفت . . برای میله ستون سوم که قطعه بزرگی از آن مفقود و از میان رفته بود سنگ جدیدی جایگزین شد . پیش از گذاردن میله های ستون بر روی ته ستون لازم بود به دو مسئله مهم توجه شود . نخست آنکه اندازه های دقیق و شکل صحیح شال ستونی که از میان رفته بود به دست آید دیگر آنکه به مرمت ته ستون که به آسیب دیده بود و پرداخت . برای ساخت شالی از تکه کوچکی از یک سنگ شالی که در ایوان غربی تالار آپادانا پیدا شد قالبی از آن تهیه شد و شال ستون مورد نظر بازسازی گردید . برای بازسازی سنگ شالی از معدن سنگ جدید کوه رحمت سنگ مورد استفاده استخراج گردید . همانطور که گفته شد ته ستونی که شکال برروی آن قرار می گرفت می بایست مرمت شود . ته ستون یاد شده بر اثر زمین لرزه شدید به اندازه 35 سانتیمتر از محور خود به سوی جنوب حرکت کرده بود . که پس از یافتن علامت قبلی محور ستون به سوی جنوب حرکت کرده بود . که پس از یافتن علامت قبلی محور ستون بر روی سنگ چها گوش زیر ته ستون آنرا به جای اصلیش برگردانده شد . برای مرمت و استحکام بخشی سنگ زیر ستون که در سه بخش شکسته شده بود دو تیر آهنی به شکل H را با هم جوش داده برای تقویت ضعیفترین قسمت ته ستون ، عمودی در میان بزرگترین قطعه جدا شده و بدن اصلی ته ستون وارد ساختند .

تعدادی میله بست افقی دو عدد در جهت شمال و جنوب و دو عدد عمود بر آنها داخل کرده قسمتهای شکسته را به هم  و پس از انجام این کار تمام ته ستون را با سیمانی که همه خلل و فرج داخل آنرا پر کرد تقویت نمودند . سپس برای اطمینان از اینکه به پی های ته ستون آسیبی نرسیده است اطراف سنگ چهار گوش زیر ته ستون گمانه زنی شد . در این هنگام شال را روی ته ستون قرار داده آنرا به وسیله هشت میله فولادی که در داخل سوراخهای تعبیه شده در شال و ته ستون قرار می گرفت ثابت نگهداشته شد و سپس سرهای این میله های فولادی را با صفحه مدور آهنی که قبلاً برای آن در سطح فوقانی شال جاسازی شده بود جوش دادند . ته ستونی که بدین طریق فراهم شد برای تحمل وزن قطعه ستونهای بسیار سنگین که باید روی آن قرار گیرد آماده گردید.

سه تا از پنج قطعه میله ستون از روی زمین برداشته شده و بر روی ته ستون جایگزین گردید . در گزارشات تیلیا تنها به قرار گیری سه قلمه ستون اشاره شده و ذکر شده است نصب دو قلمه ستون دیگر در دست اجراست . ظاهراً در هنگام نوشتن گزارشات هنوز دو قلمه ستون (قطعه چهارم و پنجم) بالا گذاشته نشده بود . و با قرار گیری قلمه ستونهای چهارم و پنجم میله ستون تکمیل گردید . نصب مجدد سر ستون مرکب از شیرهای پشت به هم داده در بالای این ستون در برنامه کار قرار گرفت . قسمتهایی از این سر ستون که تا کنون بجای مانده در شمال و شرق تالار آپادانا پیدا شده است . در ضمن بر روی سنگهای الحاقی سه قطعه میله ستون زیرین که در محل خود نصب گردیده شیارهای قاشقی را کنده و سطوح داخلی آنها را همانطور که در مورد ستون دوازده خشایارشا عمل شده با تیشه دندانه دار تراش داده شد . کار مرمت سایر ستونهای تالار آپادانا مطابق برنامه ای که در گزارشات مقدماتی درباره تعمیر کار طرح ریزی شده است دنبال شد .

لازم به ذکر است هنگام آماده ساختن محوطه مقابل دیوار صفه برای برگزاری جشنهای دو هزار و پانصد ساله تعداد زیادی تکه بزرگ و کوچک میله ستون و سر ستون در پای دیوار صفه زیر ایوان غربی تالار آپادانا پیدا شد . یکی از این قطعات که قسمتی از یک سر ستون دو گاو پشت به هم داده بود معلوم شد که به قسمتی از همین سر ستون که هنوز بر فراز یکی از ستونهای ایوان غربی در جای خود باقی است ارتباط دارد . چون آخرین قطعه میله این ستون با وضع خطرناکی از جای خود قرار دارد . که آنرا به جای اصلیش باز گردانده شد و آن قسمت از سر ستون را که در جای خود قرار دارد پیاده کرده با آن قطعه بزرگ مشکوف در زیر دیوار سفه متصل شد و پس از مرمت مجدداً بر فراز ستونی نصب شد .

مرمت و حفاظت نقشهای برجسته نمای راه پله شرقی آپادانا نسبت به مرمت عناصر دیگر از پیچیدگی خاصی برخوردار است . در اینجا نقشهای برجسته علاوه بر اینکه از زمان های پیش به تدریج در نتیجه تغییرات جوی و اختلاف درجه حرارت آسیب دیده بود بلکه روطبت موجود در خاکهای پشت سنگهای نقش دار به آنها صدمه زده است .

به همین دلیل کانالهائی درپشت تخته سنگهای نمای جناحهای شمالی و جنوبی را پله کنده شد و تمام خاکهای انباشته در پشت برداشته شد . و فضاهای هواکش که بدین طریق به وجود آمد با سکوهایی از جنس سیمان که بر روی ستونهای بتونی متکی هست پوشیده گردید .

در پشت نمای فعلی راه پله در فاصله دو متری این نما و به موازات آن دیواری پیدا شد که ظاهراً متعلق به یک پیش آمدگی قدیمیترین برای صفه تالار آپادانا به همین سبب در طرح ساختمان سکوهای سیمانی و ستونهای حامل آنها که به وسیله مهندس گالدیری فراهم شده بود تغییراتی به وجود آمد . زیرا به سبب وجود دیوار در دو انتهای کانال فضاهای هوا کش تنگ تر از آنچچه در اصل پیش بینی شده بود گردید . موضوع پیدا شدن دیوار قدیمی در مقاله ای به صورت جداگانه در کتاب تیلیا در بررسی و مرمت در تخت جمشید آمده است . در ضلع جنوبی کانال شمالی و در سمت شمال کانال جنوبی برای جلوگیری از ریزش خاک دیواری با سنگ ساخته شده بر روی هر سکوئی سه دهانه مربع شکل ایجاد شد و برای مسدود کردن این دهانه ها در پوش لوحه مانند مرکب از شفته سیمان و خرده آجر همرنگ اجرهای قدیمی ساخته شد . این آجرهای قدیمی سابقاً سرسرای راه پله را پوشانده بود . در زمان فعالیت اعشا گروه مرمتی تیلیا آنها را برای مفروش کردن روی سکوها بکار برده اند . سرپوشها برای سهولت جریان هوا دارای سوراخ هایی هستند که آنها را می توان به آسانی برداشت تا بازدیدکنندگان بتوانند پایین رفته دیوار مکشوف پشت راه پله را مشاهده کنند .فاصله ای به اندازه دو سانتیمتر بین سنگهای حامل نقوش برجسته و سکوهای بتونی برای انبساط سیمان در نظر گرفته شد که آنرا به وسیله  بوستیک و یک ماده ترکیبی قابل ارتجاع کردند .

تیلیا در گزارشات خود ذکر می کند که پس از مدت پنج سال که از احداث کانال یا ترانشه شمال و مدت دو سال از ایجاد کانال جنوبی می گذرد خرابی نقشهای تزئینی متوقف شده است . لکه های بزرگ تیره رنگی که در نتیجه رطوبت خاکهای انباشته در پشت سنگ در سطح سنگ ایجاد شده از میان رفته و سنگ رنگ خاکستری روش طبیعی خود را بازیافته است . و قسمتهائی که قبلاً به آسانی پوسته می کرد اکنون سخت و مقام شده است .

پر کردن اکثر ترکها و شکافهای سنگ با چسب (ماتیک) و گردی از جنس همان سنگ از دیگر اقدامات گروه تیلیا در نقوش برجسته قسمت یاد شده می باشد . در مورد وضع خرابی تدریجی نقشهای برجسته راه پله شرقی تالار آپادانا که از مدتها پیش نگرانی زیادی وجود داشته و امکان دور شش آنها به طریقی مورد بحث واقع شده پس از احداث کانال (ترانشه) شمالی مقایسه بین نقشهای برجسته و عکسهای تفصیلی که از آنها در حدود سی سال پیش بلافاصله پس از زیر خاک بیرون آمدن آنها گرفته شده است . معلوم شد که سطح نقوش تقریباً همان خرابی سابق را نشان می دهد جز اینکه در جناح جنوب نما بعضی از نواحی خراب تا حدی زیادتر شده است . به هر حال افزایش خرابی بسیار کم است و در نتیجه نباید از امکان نجات نقوش از خرابی بیشتر نا امید شد و احتیاج فوری به پوشاندن آنها نیست .

بررسی و مرمت در تخت جمشید

گروه تیلیا پس از اتمام کانالهای یاد شده به مرمت قسمت فوقانی نمای دو جناح راه پله که سر سرا را تشکیل می دهد پرداخت . در این مرمتها تغیرات سیمانی سابق برداشته شد و تکه های شکسته به وسیله میله های اتصالی و سیمان و چسب دوباره چسبانده شد . و شکافهای وسیعتر با سیمان و ترکهای کوچکتر با چسب و گرد همان سنگ پر شد . کنگره های شکسته که به طور پراکنده در سرسرای راه پله و دیگر نقاط صفه و در موزه پیدا می شد پس از اینکه جای آنها معین گردید دوباره به جای خود متصل گردید . مرمت راه پله شمالی آپادانا از دیگر اقدامات تیلیا می باشد . وضع نقوش این راه پله به علت اینکه مانند نمای پله شرقی هیچگاه با خاک پوشیده نبود و پیوسته در معرض آسیبهای جوی قرار داشته بسیار بدتر است . چون این نما رو به سمت شمال است و فقط تابستانها در بعد از ظهر چند ساعتی در معرض تابش آفتاب قرار می گیرد بنابراین رطوبت حاصله از باران زمستان هیچگاه کاملاً خشک نمی شود و محیط مساعدی برای نمو مواد آلی ریز در سطح سنگ به وجود می آورد . گروه تیلیا برای آگاهی یافتن از اینکه آیا خاکی در پشت تخته سنگهای نقش دار انباشته شده که احیاناً به خرابی نقشها کمک کرده باشد در یک محل پشت دو تخته سنگی که از جای خود حرکت کرد بود گمانه ایی زد . و مشاهده نمود سنگهای مزین به نقوش برجسته مستقیماً در برابر سنگ صخره کوه که در اینجا برای احداث صفه تالار آپادانا و حیاط مقابل عمودی تراشیده اند نهاده شده است . در نتیجه ایجاد نضای نم گیر آنچنان که در پشت راه پله شرقی درست شده در اینجا امکان ندارد . تنها در میان دو قطعه سنگ که به اندازه 20سانتیمتر به سمت جلو پیش آمده بود خاک و تکه های سنگ جمع شده بود . این مواد را برداشته سنگها را به جای اصلی خود  از با بقیه نما باز گرداندند .

تالار صد ستون

مرمتهای کاخ صد ستون با بررسی دقیق همه سنگها بزرگ و کوچکی که در روی زمین در ایوان و نواحی شمال آن پراکنده است در سبتامبر 1965 آغاز گردید . قسمتهایی از میله ستون و عناصر دیگر معماری تا آنجا که امکان داشت به هم ترکیب شد . این کار بسیار دشوار بود . چون تکه های بزرگ و کوچک سنگ را پس از بیرون آمدن از زیر خاک به اطراف حرکت داده بودند . تکه های کوچک را که می شد به قطعات دیگر متصل نمود فوراً به هم وصل شد و در حالیکه جستجو برای یافتن قطعات و تکه های دیگر که می توانست مرمت کامل را میسر سازد ادامه می یافت . قسمتهای به هم پیوسته روی زمین قرار گرفت . در بخش غربی ایوان قسمت زیرین نخستین میله ستون در جای خود بر روی اولین ته ستون سمت غرب ردیف داخلی پیدا شد . وقتیکه میله ستون را برداشتند  تا به وسیله میله آهنی و سرب به ته ستون متصل سازند شال ستون که تقریباً به طور کامل حفظ شده بود پیدا گردید . میله آهنی فوق العاده سنگین قدیمی که دیگر مصرفی نداشت به موزه انتقال یافت . ته ستون را استوار ساخته و میله ستون را دوباره بجای اصلیش گذاشته شد . در این محوطه ایوان نیز سه قطعه میله ستون دیگر را که بعضی کامل و برخی ناقص و هنگی قسمت زیرنی تنه ستون را تشکیل می داد ترکیب کرده بجای اصلی خود بازگردانده شد . فقط قطعه کوچک از شال ستون دیگری پیدا شد . این شال ستون را با الحاق سنگی تازه تکمیل کرده و روی آخرین ته ستون سمت غرب ردیف خارجی قرار داده سپس میله ستون تعمیر شده را روی آن گذاشتند . برای دو ته ستون دیگر در انتهای غربی ایوان بجای شالهای مفقود از روی اندازه اولین شالی که در محل وجود داشت شالهای جدیدی ساخته شد تا بتوان دو قطعه میله ستون دیگر را روی تنه ستونهای خود قرار داد .

با توجه به اینکه قطعه سنگهای بسیاری که مربوط به ستونهای ایوان می باشد گم شده است با وجود چندین سال کار (حدود 6 سال) هیات مذکور میسر نگردید که یک ستون کامل باز سازی گردد . بلندترین قلمه ستون که در محل یاد شده برپا گردید 22/4 متر ارتفاع دارد .مرمت قستهای سنگی در ایوان به نحو بهتری انجام شد . درگاه واقع در دیوار غربی ایوان که به اطاق نگهبان در این سمت منتهی می شد با سنگهای سر در گیلوئیها هم درطرف داخل و هم در سمت بیزون تکمیل گردید . قبلاً جرزها را در قسمت فوقانی مرمت کرده و سنگهایمفقود را با سنگهای جدید الحاقی کامل شد تا برای تحمل وزن سنگهای سر در و گیلوئی توانایی داشته باشد . قطعه سنگی که میان دو سنگ سر درقرار می گرفت و پوشش درگاه را تشکیل می داد از وسط شکسته بود بو باید مرمت می شد . سنگ سر درطف خارج در زیر درگاه به صورت دو تکه برروی زمین افتاده بود که پیش از نصب آن بر روی درگاه دو قطعه به هم متصل کرده چسبانده شد . به همین نحو سنگ گیلوئی فوقانی آن که به قطعات کوچک و بزرگ شکسته شده بود مرمت و به جای اصلیشان نصب گردید . برای اینکه سنگهای سر در فرو افتاده دو طرف درگاه واقع در دیوار شرقی ایوان را بجای اصلی خود قرار گیرد قسمت فوقانی جرزهای درگاه که به سختی آسیب دیده بود مرمت گردید . تکه سنگهای کوچک و بزرگ که روی زمین پیدا شد دوباره به جای اصلی آنها متصل گردید و قسمتهای مفقود را با الحاق سنگهای تازه ترمیم گردید . سنگهای سرد آنکه مربوط به سمت داخلی بود به سه قطعه و آنکه با سمت خارج ارتباط داشت به سه پارچه شکسته شده بود . همه آنها را تعمیر و به جای خود نصب گردید . سنگهای گیلویویی مربوط به این سر در پیدا نشد . از هفت دریچه دیوار خلفی ایوان تنها یکی یعنی دریچه مرکزی در این سال مرمت شد و بقیه به بعد موکول شد . عناصر معماری دو درگاه بزرگی که از ایوان به تالار می رود بر روی زمین درپای درگاهها جمع آوری شد . این دو درگاه از همه درگاههای عمارت دیگر بلند تر است و تنها درگاه هایی هستند که از سنگهای سیاه آهکی ساخته شده است . یک تکه سنگ کوچکی پیدا شد که می توانست به یکی از سنگهای گیلویی متعلق به درگاه غربی متصل گردد. این قطعه سنگها منتهی الیه فوقانی سمت راست گیلویی است  . این سنگ ارتفاع تمام درگاه را که 97/11 متر است به دست داد . همزمان با مرمت درگاه های غربی و شرقی ایوان و ترکیب مجدد و باز پیرائی میله ستونها کار مرمت گاو محافظ جرز غربی اجرا می شد . چند قطعه بزرگ و کوچک سنگ که در زیر گاو پیدا شده بود قبلاً به تن حیوان متصل ساخته بودند . یک قطعه سنگ بزرگ که قسمتی از پشت و سینه گاو را تشکیل می داد با چند تکه سنگ دیگر بدن حیوان را کامل کرد . هنگامیکه یکی از این قطعه سنگها ار روی زمین برداشته می شد نیمی از یک دهنه برنزی اسب مانند دهنه هایی که در سالهیا 1930 توسط حفاران کشف گردیده بود در زیر پیدا شد . این شی اکنون در موزه تخت جمشید است .

در ماه مه 1967 سر گاو محافظ جرز غربی ایوان از زمین بلند کرده بجای اصلی آن گذاشته شد . قسمتهای پشت سر گاو با دقت مرمت شده بود و قسمت مفقود سینه و پاهای حیوان با الحاق سنگ تازه تکمیل گردید . تا قادر به تحمل وزن سر باشد . در اصل سر گاو قسمتی از سنگ بلندی بود که قسمت بزرگتر پشت و گردن را تشکیل می داده اما هنگام سقوط شکسته به چهار پاره تقسیم شده بود . اکنون مسئله این بود که چگونه سر را به سایر قسمتها لچسبانند بدون اینکه وزن آن سر را سرنگون سازد . یک میله فولادی به طول 50/4 متر در بخش فوقانی جلو بدن حیوان داخل کرده آنرا با ملایمت به سمت پایین تا نقطه در عقب تا روی فوقانی ترین قطعه سنگ زیرنی پیش بردند . انتهای دیگر میله را داخل سر گاو کرده با میله فولادی کوتاه تر دیگری که از گوش تا گوش حیوان گذرانده بودند قلاب کردند . سپس انتهای عقبی میله فولادی عمودی را با پیچ و مهره  استوار ساختند . بدین طریق سر گاو در موضع خود استوار گشت . دو میله فولادی دیگر هر یک به طول 3 متر نیز عمودی در قسمت مقدم بدن گاو فرو برده شد به طوریکه در داخل سنگ الحاقی که در آنجا قرار داده اند ختم شد . پس از ترمیم مجسمه گاو تعداد زیادی سنگ بزرگ و کوچک که بر روی زمین در اطراف جرز پراکنده بود  از نزدیک مورد بررسی قرار گرفت . هنگام بررسی توجه مخصوصی به جاهای خالی بستهای آهنی مفقود معطوف گردید و در نتیجه این امکان حاصل شد تا 5 قطعه سنگ بزرگ l شکل را دوباره ترکیب کنند . تنها دو قطعه از این سنگها یک پارچه بود در صورتیکه بقیه هر یک از دو تکه درست شده بود که در اصل بستهای آهنی آنها را بهم پیوسته بود .

همه این سنگها به یک صورت تراش یافته بود . بعلاوه به لبه های فوقانی تحتانی هر کدام از قطعات جهت جفت شدن روی هم تراش ظریفی داده بودند . همچنین مشاهده گردید که ضخامت این سنگها متفاوت است . از روی مشاهده فوق گروه تیلیا متوجه این امر شد که در هنگام آبادانی بنا این قطعات روی یکدیگر چیده شده بود و ستون چهار گوش را به بلندی 7_8 متر بوجود می آورده است . در نتیجه بررسی ها ترکیب دو سنگ اولی ستون مشخص گردید . با توجه به اینکه در اطراف سنگهای فرو افتاده بنای دیگری وجود نداشت بنابراین این سنگهای به جرز غربی متعلق بوده است . مشاهدات دقیقی که از سنگها به عمل آمد پاسخ نهایی را به دست داد . بر روی یکی از این قطعات یعنی نخستین سنگی که مورد بازسازی قرار گرفته و متاسفانه بسیار آسیب دیده است علامت محو شده ای از یک دم گیری به شکل نیمدایره روی یکی از اظلاع صاف تراشیده نزدیک زاویه محدب و ضلعی که می باید ته سنگ باشد دیده می شود . مشاهداتی که بر روی مجسمه گاو صورت گرفت منجر به پیدا شدن دم گیری آن در پشت گردن گاو گردید . همچنین در نتیجه بررسیهایی که درباره سنگهای پراکنده در اطراف جرز شرقی مقابل به عمل آمده بر روی یک قطعه سنگ نظیر آن که بهتر محفوظ مانده بود .دم گیری دیگری به همان شکل و در محلی نظیر ان ولی در اطراف مخالف قطعه سنگ اولی پیدا شد . دیگر هیچ شکلی باقی نماند که جای این قطعه سنگ روی پشت گاو درست در عقب گردن قرار داشته و سنگهای دیگر روی این سنگ گذاشته شده بوده است . با توجه به مطالعات و یافته های یاد شده در بالا امکان تصور بازسازی جرز در نظر حاصل شد که به ستون بلند چهار گوشی منتهی می گشته است . در هر حال نظر به فقدان بخش علیای ستون تعیین ارتفاع آن میسر نگردید .

برای مرمت گاو محافظ (جرز گاو دار) نخست لازم بود پشت گاو را برای دریافت وزن سنگهای سنگین آماده ساخت . باید سنگ جدیدی به پشت گاو و قطعه دیگری در طرف چسب سر گاو الحاق کرد تا تکیه گاهی برای سنگ ستون فراهم شود . نخستین قطعه از پنج سنگ شکل چون آسیب دیده بود . پیش از اینکه به جای اصلیش نهاده شود می بایست با الحاق چند سنگ تازه مرمت شود . حتی لازم بود قطعه سنگ دومی نیز در یک طرف با الحاق سنگ جدید مرمت گردد . چون قسمت اعظم سنگهایکه بدن گاو را تشکیل می داد از میان رفته و سرگاو و را نیز به موزه موسسه شرقی در شیکاگو منتقل کرده و به نمایش گذاشته اند بازسازی گاو محافظ شرقی و نصب سنگهای ستون بر فراز آن امکان ندارد . فقط یک قطعه سنگ مربوط به سینه گاو در دیوار خانه نگهبانی در گوشه شمال شرقی تخت جمشید که اکنون آنرا خراب کرده اند پیدا شد .

در بهار سال 1971 کار تعمیر در ضلع غربی تالار اصلی عمارت نیز شروع شد . دو درگاه کوتاهتر از درگاههای واقع در دیوارهای شمالی و جنوبی مانند درگاههای دیوار شرقی مقابل در این سمت به دهلیزهای باریکی باز می شود و نه طاقچه سنگی این دوارها را به خشهائی تقسیم می کند . سه طاقچه دیگر در هر طرف بین درگاه ها و دیوارهای شمالی و جنوبی قرار گرفته است . سنگهای گیلویی سمت داخلی و خارجی هر دو درگاه و همچنین سنگهای سر در درگاه شمالی رو ریخته بود .ابتدا باید جرزهای درگاه ها مخصوصاً جرز شمالی درگاه شمالی که سخت آسیب دیده بود مرمت شود . سنگ سر در این درگاه در سمت داخل که در چهار تکه شکسته شده بود بر روی زمین پیدا شد .

این سنگ تقریباً به طور کامل مرمت شد در حالیکه سنگ گیلوئی به صورت تکه سنگ زیادی خرد شده بود و بسیاری از قطعات مفقود آن با سنگ جدید مرمت گردید . پس از مرمت کامل این دو قطعه سنگ از زمین برداشته بر جای اصلی آن روی درگاه قرار گرفت . سنگ سر در سمت خارج سه تکه شده بود و روی زمین قرار داشت . دو قطعه سنگ مربوط به جرز شمالی درگاه که روی زمین افتاده بود به جای اصلیشان بر روی یکدیگر نصب گردید . سنگ گیلوئی را که تقریباً به طور کامل بر روی زمین افتاده بود در بالای سنگ سر دری که مرمت شده بود قرار گرفت . چون تخته سنگ بزرگی که درگاه جنوبی واقع در همین دیوار را می پوشاند در دو قسمت شکسته بود و در گذشته آنرا با اسکلت آهنی مرمت کرده بودند این تعمیر قدیمی برداشته شد و پوشش سنگی و دو سنگ سر در پائین آورده شد . و روی زمین مرمت گردید و سپس دوباره آنها را به جای اصلیشان نصب گردید . چون از سنگ گیلوئی داخلی فقط چند تکه کوچک به جای مانده بود مرمت و نصب مجدد آن امکان نداشت . از نه طاقچه واقع در دیوار غربی سومین آنها از سوی شمال تعمیر شد و سنگ گیلوئی آن از جمع آوری تکه های زیادی بازسازی گردید ولی چون سنگ سر در که باید زیر آن قرار گیرد پیدا نشد آنرا بر روی زمین قرار دادند . سنگ سر در طاقچه دیگر یعنی پنجمین طاقچه از طرف شمال که در مرکز دیوار واقع شده بسیار زیان دیده بود .فقط سه تکه تغییر شکل یافته آن به هم پیوسته و روی طاقچه قرار گرفت .

تنها قسمتی از سنگ سر در طاقچه بعدی یعنی ششمین طاقچه از سوی شمال و قسمت کوچکی از سنگ گیلوئی آن مرمت شد . آخرین قسمت آن در زیر طاقچه روی زمین افتاده است .

طاقچه هفتم تقریباً به طور کامل محفوظ مانده بود . فقط تکه ای از سنگ گیلوئی آنار بالا برده دوباره به سنگ اصلی متصل شد . سنگ گیلوئی طاقچه هشتم شکسته شده بود و به صورت شش تکه درآمده . این شش قطعه به هم متصل و پس از مرمت بر جای اصلی قرار گرفت . جرز شمال طاقچه که آسیب دیده بود آنرا قبلاً استوار ساخته بودند .

در دیوار شمالی فقط یک طاقچه یعنی سومین طاقچه از سوی غرب مرمت یافت . در این طاقچه سنگ گیلوئی را که به چهار قطعه تقسیم و شکسته شده بود با الحاق سنگهای تازه تعمیر و سپس آنرا بلند کرده روی طاقچه گذاشته شد .در دیوار جنوبی کار جمع آوری عناصر معماری که از درگاه های بزرگ فرو افتاده بود انجام یافت . در زمان انتشار جلد 1 کتاب تیلیا کار هنوز ادامه داشته است . قسمتی از جرزهایی در که قسمت داخلی آن با سایه بانهای روی نقوش تخت حجاری شده و هنوز در جای خود باقی است . و قطعه سنگهایی که علائم بزرگ اهورامزدا را نشان می دهد و صحنه های زیرین را با بالهای خود می پوشاند سنگهای سر در و گیلوئی دیگر همچنین تخته سنگهای بزرگی که بالای درگاه را تکمیل و در جای اصلی خود قرار گرفت . تعمیر طاقچه های دیگر واقع در دیوار جنوبی و تعمیر درگاه ها وطاقچه های دیوار شرقی نیز در برنامه مرمتی گروه تیلیا قرار گرفت .

تا آنجا که ممکن بود قطعات فرو ریخته ستون و سر ستونهای تالار چهار گوش نیز ترکیب و مرمت شد . چون قسمت اعظم میله های ستون ناپدید شده و آنچه از قسمتهای دیگر ستون بجای مانده تکه های بسیار کوچک است . این کار با دشواری بسیار انجام می گرفت . بسیاری از این تکه سنگها در دیوارهای جدیدی که بین طاقچه ها و درگاه های ساخته اند بکار رفته است . برای به دست آوردند این سنگها باید دیوارهای جدید خراب گردد . هزاران تکه از این سنگها از تالار بیرون برده شده و به صورت پراکنده بر روی صفه وجود داشت . این مصالح مورد بررسی قرار گرفت اما به دلیل وجود قطعات بسیار زیاد و پراکنده ترکیب عناصر معماری کامل بسیار دشوار و یا غیر ممکن بود .لازم به ذکر است تعدادی قطعه سنگهای منقوش از این بنا به موزه های مختلف جهان برده شده است .

کاخ تچر داریوش

این کاخ کوچک که در ناحیه به اصطلاح مسکونی واقع در جنوب غربی صفه قرار دارد به احتمال قوی نخستین عمارتی است که در تخت جمشید ساخته شده است . این کاخ برروی سکویی به بلندی 40/2 متر نهاده شده و توسط ایوانی به سوی جنوب باز می شود و راه پله ای از این سوی از حیاط جنوبی به ایوان می‌رود . این حیاط از سوی شرق به راه پله کاخر خشایارشا و از سوی جنوب به نمای راه پله اردشیر سوم که در شمال کاخ معروف به H قرار دارد محدود می شود . زمان ستون بام تالار چهار گوش اصلی و اطاقهای نگهبانی جانبی تالار و ایوانهای شرقی و غربی را بر پا می داشته است . بعدها راه پله ای به ضلع غربی کاخ افزوده گردید . قسمت شمالی این کاخ را دو اطاق قرینه اشغال کرده است . این کاخ نخستین بنای روی صفه است که به مرمت آن پرداخته اند . شرح کارهای انجام یافته در طی دو سال نخستین در اولین گزارش مقدماتی آورده شده است . ستون چهار گوش تعمیر شده‌ای که متها الیه جرز شرقی ایوان را تشکیل می‌دهد به جای تعمیرات قبلی که با سیمان انجام گرفته بود با الحاق چند سنگ تازه تکمیل شده است تاقچه واقع در دیوار شرقی ایوان درسمت چپ این ستون  بر اثر یک شکاف عمودی در پشت دیوار تاقچه به دو قسمت تقسیم شده بود . خاک جمع شده در این شکاف را بیرون آورده سپس دو قسمت سنگ را به هم نزدیک کرده و با گذاردن بست فلزی به طور افقی از وسط دو قطعه شکسته دیوار پشت تاقچه مرمت شد . با پیدا شدن سه قطعه بزرگ سنگ سر در مدفون در کف تالار درگاه شمالی واقع در دیوار غربی تالار اصلی که در محور راه پله غربی قرار گرفته به طور کامل مرمت یافت . اندود قرمز رنگ کف اصلی که اثرات آن در بعضی جاها در کنار پایه های سنگی دیوارهای خشتی مشاهده می‌شد احتمالاً در طی یکی از حفاریهای قبلی بکلی برداشته شده بود و قطعات فرو ریخته سنگ سر در در دل خاک فرو رفته بود . حتی سنگ گیلویی سمت داخل این درگاه که به صورت دو قطعه شکسته پیدا شد به همان وضع در زیر زمین درگاه مدفون گشته بود . هئات تیلیا توانست سه قطعه سنگ سر در را با پنج تکه دیگر 1 و 10 و 18 و 21 و 25 که قبلاً در زیر راه پله غربی کاخ پیدا شده بود به هم متصل سازند . این سنگ سر در دوباره از این هشت قطعه ترکیب یافت و قسمتهای مفقود آن با سنگهای تازه تکمیل گردید . یک قسمت کوچکی از سنگ گیلویی طرف خارج از سه قطعه 30 و 31 و 35 که قبلاً در اطاق نگهبانی سمت غرب تالار اصلی پیدا شده بود تعمیر و به جای اصلیش نصب شد . جرز درگاه جنوبی واقع در دیوار غربی تالار اصلی که از طرف خارج به آن آسیب رسیده بود جهت تکیه گاه بهتر برای سنگ سردری که قبلاً روی سر در قرار داشته با الحاق سنگهای تازه مرمت یافت . قطعه ای از سنگ گیلویی 26 را که قبلاً آنرا در اطاق مدخل راه پله غربی پیدا کرده بودند از زمین برداشته بر فراز سنگ سر در قرار گرفته شد . درگاه غربی در دیوار شمالی در طرف شمال با قطعه سنگ گیلویی که قبلاً در اطاق شمال شرقی کاخ پیدا شده بود تکمیل گردید .

دیوارهای جدید طرفین این درگاه خراب گردید و در میان مصالح آنها تعداد زیادی قطعات معماری و حجاری شده پیدا شد . در میان قطعات سنگی به دست آمده یک نماینده لیبی متعلق به نمای راه پله ویران شده اردشیر نیز وجود داشت . علاوه بر تعمیر درگاه‌های تالار اصلی سنگ سر در اولین پنجره از سمت غرب در دیوار جنوبی که در چند جا صدمه دیده بود با بستهای فلزی استوار گشت و یک تکه از سنگ گیلویی در ایوان پیدا شد بر فراز آن قرار گرفت . سنگ گیلویی کامل متعلق به نخستین طاقچه از سمت شرق در دیوار شمال که در زیر زمین پای طاقچه مدفون شده بود به دست آمد و آنرا برداشته به جای خود روی سنگ سر در سمت داخل قرار گرفت . نزدیک سنگ گیلویی یاد شده قطعه سنگی نیزمدفون در زمین پیدا شد . که متعلق به طاقچه دوم از سمت شمال در طرف چپ دیوار شرقی بود که به تنها بقایای این طاقچه از سوی جنوب مانند طاقچه دیوار شرقی که در چند جا آسیب دیده بود به وسیله بستهای فلزی که به طور افقی در داخل سنگ قرار داده شد استحکام یافت .در سمت شرق تالار اصلی سنگ سر در درگاه بین اطاقهای نگهبانی این سمت مفقود بود و سنگ آستانه در طرف غرب در زمین فرو رفته بود سنگ آستانه را در جهت افقی بالا آورده و پی های آنرا مستحکم ساختند و سنگ سر در جدیدی جانشین سنگ مفقود کرده آنرا روی پایه های درگاه که قبلاً با الحاق سنگهای نو مرمت یافته بود قرار گرفت . سنگ گیلویی که قبلاً در اطاق نگهبانی سمت شرق ایوان پیدا شده بود به جای اصلیش روی این سنگ سر در جدید قرار گرفت . سنگ گیلویی مربوط به درگاه نظیر آن در طرف مقابل تالار اصلی که در دو قطعه شکسته شده بود و تعمیر گردید . قطعه نخستین را قبلاً در حیاط جنوب راه پله غربی و دومی را در اطاق نگهبانی جنوب درگاهی که سنگ گیلویی متعلق به آن بود پیدا شده بود . به علت اینکه یکی از پایه های این درگاه به شدت صدمه دیده بود و پایه دیگر به سبب فقدان سنگ سر در به موزه ایران باستان در تهران برده بودند نصب این سنگ گیلویی به جای اصلی ممکن نشد . از درگاه های اطاقهای شمالی کاخ فقط دو پایه جرز درگاه در دیوار شرقی اطاق شمال شرقی و یک پایه جرز درگاه مقابل در دیوار غربی و سنگهای آستانه در جای اصلی خود باقی مانده بودند . همه عناصر معماری دیگر شش درگاه این قسمت از کاخ مفقود بود . پیش از این دو پایه جرز درگاه تغییر یافته و یک سنگ سر در جدید به جای سنگ سر در مفقود گذاشته شده بود . سنگ گیلویی را که قبلاً در پایین صفه کاخ در گوشه شمال شرقی به صورت چند تکه پیدا کرده بودند بعداً تعمیر و دوباره روی سنگ سر در جدید نصب شد . در نخستین گزارش مقدمات راجع به کارهای تعمیراتی تخت جمشید شرح مختصری در نخستین گزارش مقدماتی راجع به کارهای تعمیراتی تخت جمشید شرح مختصری درباره بررسی که از محل در 6 کیلومتری جنوب شیراز به عمل آمده آورده شد . در این محل تعدادی عناصر معماری مربوط به ساختمانهای هخامنشی در بنایی از آثار دوره ساسانی دوباره به کار رفته بود . نخستین مطالعاتی که درباره دسامبر 1964 بوسیله مهندسی سی کاربونه و جی تیلیا از بازمانده های معماری قصر ابونصر به عمل آمد و نیز بررسیهای مفصل بعدی تیلیا هر گونه تردیدی را نسبت به جای اصلی این بقایای سنگی بر طرف کرد وروشن شد که قسمت اعظم آنها متعلق به اطاقهای شمالی کاخ داریوش است . گزارشی مشتمل بر توصیف دقیق توام با رسمها و عکسهایی از همه سنگ های موجود در محل که بسیاری از آنها در دیوارهای خانه روستایی جدیدی به کار رفته بود . به اداره کل باستان شناسی ایران سلیم گردید . در اوایل سال 1969 مقامات مربوطه اجازه لازم را برای انتقال این آثار سنگی به تخت جمشید صادر نمودند . در ماه آوریل همان سال درگاهی که هنوز برپا بود و همچنین سایر قطعاتی که در حیاط دهکده قرار داشت و در وستا پراکنده بود به تخت جمشید برده شد . این قطعات عبارت بود از یک قطعه بزرگ از سک گیلویی سک سنگ سر در 3 پایه جرز در یک سنگ آستانه و دو سنگ زیر بنا و تعدادی قطعات کوچک حجاری شده . در فصل زمستان بعد در نتیجه همکاری صمیمانه اداره باستان شناسی شیراز این امکان حاصل شد تا قطعه بعد در نتیجه همکاری صمیمانه اداره باستان شناسی شیراز این امکان حاصل شد تا قطعه سنگهایی که در دیوارهای خانه روستایی به کار رفته بود برداشته شود و انها عبارت بود از یک پایه جرز کامل دو پایه جرز که در پنج قطعه شکسته شده بود . یک سنگ سر در و یک سنگ آستانه در که سه پاره شده بود . ده قطعه بزرگ از حجاریهای تزئینی گیلویی از جنس سنگ سیاه و بالاخره دو ته ستون کوچک . پس از انتقال به تخت جمشید همه سنگها را به کاخ داریوش برده در پای ضلع شمالی صفه کاخ قرار دادند به جز ده قطعه حجاریهای تزیینی گیلویی از جنس سنگ سیاه بالاخره دو ته ستون کوچک پس از انتقال به تخت جمشید همه سنگها را به کاخ داریوش برده در پای ضلع شمالی صفه کاخ قرار گرفت . به جز ده  قطعه بزرگ از حجاریهای تزیینی گیلویی از جنس سنگ سیاه و بالاخره دو ته ستون کوچک . پس از انتقال به تخت جمشید همه سنگها را به کاخ داریوش برده در پای ضلع شمالی صفه کاخ قرار گرفت . به جز ده قطعه حجاریهای گیلویی که چون معلوم شد آنها به کاخ H تعلق دارند آنها را نزدیک آن محل بردند . پاره‌ایی از این عناصر معماری نیاز به تعمیرات داشت . چون چند باری برای مقاصد مختلف در دهکده به مصرف رسیده بود به سختی آسیب دیده بودند و بعضی از آنها در اثر آتش کاملاً سیاه شده بودند . مقارن با تعمیر این سنگ بررسیهایی برای تعیین جای اصلی آنها انجام گرفت . نخستین قطعاتی که در کاخ داریوش به کار رفت عبارت بود از دو سنگ آستانه دره یکی از این آستانه ها که سه قسمت شده بود معلوم گردید که متعلق به درگاهی است که به یک اطاق کوچک در گوشه شمال شرقی کاخ را می یابد . این سنگ درست در فضای بین دو انتهای سنگهای زیربنای دو طرف جای گرفت  . چون سنگ آستانه دیگر بزرگتر بود فقط یک محل برای آن امکان داشت . چون فقط یک سنگ آستانه یعنی آستانه درگاه دیوار شرقی اطاق شمال غربی مفقود بود . درگاه که از آن فقط یک پایه جرز به جای مانده با یکی از پایه جرزها که در حیاط روستای قصر ابونصر به طور قائم برپا ایستاده و درگاهی را تشکیل داده بود تکمیل یافت . یکی از این پایه جرزها به کمک یک پایه جرزی که از دیوارهای خانه روستایی بیرون آورده شده بود درگاه را به وجود آورد . دم گیری که در سطح بحتانی که در سطح زیرین هر یک از این پایه جرزها به عمل آمده بود درست با دم گیریهایی که روی سنگهای آستانه های مربوط به آنها صورت گرفته بود مطابقت داشت و همین امر بود که جای اصلی این پایه جرزها را مشخص ساخت . در صورتیکه عناصر معماری نامبرده در بالا بدون کمترنی تردید به جای خود نصب شده بود ولی یافتن محل دقیق سایر عناصر هر چند که شکی نبود که به این قسمت از کاخ تعلق دارد بسیار دشوار می نمود . برای سهولت در تعیین جای عناصر مختلف بجای مانده لازم بود تا در گاه دیگری را که در دره شمالی صفه تخت جمشید قرار داشت و بدون شک به یکی از قصور مسکونی روی تخت متعلق بود و قبلاً هرتسفلد و اشمیت خاطر نشان ساخته بودند که به احتمال قوی مربوط به کاخ داریوش است از محل خود برداشته شود .

در تابستان 1971 اجازه انتقال این درگاه از جانب جناب وزیر فرهنگ و هنر صادر شد و سپس آنرا بر روی صفه تخت جمشید منتقل ساختند . دیگر شکی نمانده بود که این درگاه در دوره ای بعد از عصر هخامنشی در یک ساختمان واقع در دره دوباره بکار رفته بود زیرا سنگ آستانه آنرا سنگ سر دری تشکیل می داد . و پس از برداشتن آن هیچ نوع زیر بنا و شالوده ای در زیر مشاهده نشد . سنگ سر دری که در اینجا به جای سنگ آستانه بکار گرفته شده بود درست بر روی دو پایه جرزی که از قصر ابونصر آورده بودند جور شد که با سنگ سر دری که از آنجا آورده شده بود قسمتی از درگاه را در اطاق شمال غربی کاخ تشکیل دادند . سپس سنگ گیلوئی را که از درگاه واقع در دره به دست آورده بودند بر فراز این درگاه قرار دادند . دو پایه جرز این درگاه اخیر بعداً در گوشه جنوب غربی همان اطاق نصب شد و بدین طریق درگاه به وجود آمد . در اینجا نیز آن دم گیری که در هر پایه جرز اجرا شده بود با دم گیری روی سنگ آستانه تطبیق می آمد . با بررسیهایی که بر روی سه پایه جرز و دو سنگ سر در بکار رفته در قصر ابونصر مشخص شد که این پایه جرزها از دیگر پایه ها پهن تر و سنگهای سر در کوتاهتر بودند . از طرفی با بررسی مکان دو درگاه مفقود که در اطاقهای شمال کاخ و که به اطاقهای کوچک گوشه های شمال شرقی و شمال غربی بنا راه می یافت خطوط محوی روی سنگهای آستانه مشاهده شد که نشان می داد این درگاهها قدری تنگتر از درگاههای دیگر بوده است . همین امر محل اصلی پایه جرزها و همچنین سنگهای سر در کوتاهتر را مشخص می ساخت . که طور سنگهای سر در برای قرار دادن روی این درگاهها تنگ تر به اندازه کافی می بود . نمای راه پله جنوبی کاخ داریوش که تعمیرات آن قبلاً شروع شده بود. با نصب عده‌ای از سنگها که روی زمین افتاده بود و یا در جاهای دیگر روی صفه اند جمله یکی از آنها در مقبره تخت جمشید پیدا شد تکمیل گردید همه قسمتهای مفقود که وجود آنها برای ترکیب و تکمیل نما ضرورت داشت با الحاق قطعات و لوحه های سنگی جدید جبران شد و سطح آنها با روش هاشور زنی حجاری گردید . شکافهای وسیع تر با سیمان پر شد و ترکهای کوچکتر با چسب (ماتیک) و گرد همان سنگ مرمت یافت . نمای راه پله غربی تعمیر شده و قطعه سنگی مربوط به جتن پناه که در ایوان کاخ پیدا شد به وسیله قطعه سنگ الحاقی جدیدی در محل اصلی خود استوار گردید . این نقش برجسته حاجتی پارسی را در راس هیاتی نشان می دهد که در اصل در طرف راست قسمت فوقانی صفحه مرکزی نما قرار داشته است . تعدادی قطعات سنگهای نقش‌دار مربوط به همان نما که در زیر زمین مقابل راه پله مدفون گشته پیدا شد . سه تکه از این قطعات قسمتی از یک هیات نمایندگی دیگری را از جان پناه شمالی راه پله نشان می دهد که بدون شک اهالی لیبی هستند . در شمال راه پله غربی پایین دیوار صفه کاخ یک لوحه سنگی مستطیل شکل روی زمین نمایان است که بالای آن گود شده است و از این لوحه سنگ جدولی جدا شده که آنرا در یک جهت غربی در سنگ کنده اند . این جدول که 75/2 متر به سمت جنوب متوجه می گردد . هنگام پاک کردن محوطه زیر راه پله غربی پیدا شده است . معلوم شد که این جدول در تمام طور نمای راه پله غربی و به موازات گروه تیلیا   آنرا تا آنطرف گوشه دیوار جنوب غربی صفه کاخ و درست در مرکز حیاط واقع در جلو کاخ دنبال کرده اما در هنگام کار به انتهای آن رسیده است . تیلیا در مورد راه پله غربی کاخ داریوش اعتقاد دارد این راه پله قسمتی از طرح اولیه کاخ را تشکیل نمی داده لیکن بعدها بر آن افزوده شده است .

کاخ خشایارشا یا هدیش

تعمیر دو دستگاه راه پله ای که از سمت مغرب و مشرق منتهی به حیاط بین کاخ خشایارشا و تپه مرکزی کاخ به اصطلاح G واقع شده مانند راه پله های جنوبی و غربی کاخ داریوش ادامه و تکمیل یافته است . اما در مورد راه پله غربی با بسیاری از قطعات بزرگ سنگ که در حیاط نمای راه پله و در بالای پله ها پیدا شد بجای اصلی آنها نصب گردید .

بسیاری از قطعات منقوش و صفحات کتیبه دار نما و جان پناه دو راه پله هر کجا که برای بازسازی قسمتهای قدیمی ضرورت داشت با الحاق لوحه های و سنگهای تازه ترسیم گردید همچنین پله های راه پله هر جا که تصور می رفت لازم باشد مرمت شده است . پا گرد وسطی راه پله شرقی در طرف شمال که بسیار صدمه دیده و قسمت اعظم آن از بین رفته بود نیز با تخته سنگهای جدید مرمت یافت . تعمیر و حفظ بقایای کاخ اصلی که دارای ته رنگی شبیه ته رنگ کاخ داریوش است اما با مقیاس بزرگتر یکی از دشوارترین مسائل تخت جمشید را تکمیل می دهد در سال 351 هجری شمسی کار مرمت و بازسازی جان پناه در اطراف بالکن ضلع جنوبی کاخ همچنین تعمیر و نصب مجدد دو راه پله که از جناح غربی حرم سرا به این بالکن منتهی می شد و مرمت جان پناههای آنها در برنامه کار هیات تیلیا قرار گرفت قبل از آن قسمت اعظم جان پناه در راستای بالکن و دو راه پله و همچنین سنگهای بزرگ راه پله شرقی فرو افتاده در محوطه این جناح حرمسرا قرار داشت . در ابتدا کار تمیز کردن محوطه و امتحان قطعات سنگ انجام گردید و ده ها متر از جان پناه بر راستای بالکن جمع آوری گردید. لازم به ذکر است چون سنگهای جان پناه و راه پله در محلی که فرو افتاده بود به جای مانده و شاید به علت وزن زیاد از تخت جمشید نقل مکان نکرده است امکان یک تعمیر کامل در محل یاد شده وجود نداشت . مرمتهای کاخ خشایارشا توسط تیلیا بررسی و نوشته شود .

کاخ ملکه ، حرمسرای خشایارشا جناح اصلی

حرم سرای خشایارشا در پائین ترنی سطح صفه تخت جمشید و در بخش جنوب و جنوب غربی در سمت غرب خزانه جای گرفته است . این عمارت شامل چندین اطاق مستطیل شکل است که با دهلیز هایی به یکدیگر پیوسته می شود . جناح اصلی این مجموعه که در یک جهت شمالی و جنوبی ادامه دارد هنگامیکه هیات باستانشناسی آمریکا وابسته به موسسه شرقی شیکاگو حفریات خود را در تخت جمشید آغاز کرد مرمت و بازسازی گردید . این قسمت اکنون موزه تخت جمشید و ادارات و انبارهای آنرا تشکیل می دهد .

تعمیر قسمت مرکزی جناح اصلی حرم سرا که تقریباً همان ته رنگ کاخ داریوش را دارد در تابستان سال 1971 شروع و کار مرمت قسمتهای قدیمی زیر نظر تکنسین های ایتالیایی اجرا شد . در حالیکه اداره کل باستان شناسی ایران مسئولیت تعمیر و بازسازی قسمتهای خشتی و چوبی و تجدید فرش و تزینات داخلی و روشنایی جدید را به عهده داشت  پس از اینکه مجموعه اشیا از موزه برداشته شد و در اطاقهای بخش جنوبی جناح اصلی انبار گردید . کف فرش موزه برداشته شد و در اطاقهای بخش جنوبی جناح اصلی انبار گردید . کف فرش موزه که هنگام بازسازی عمارت ساخته شده بود برچیده شد . در زیر این کف پوش هزاران قطعه منقوش و عناصر معماری که اغلب متعلق به تالار صد ستون بود آشکار گردید که آنها را در آنجا به صورت سنگ شالوده و زیر بنا بکار برده بودند . سنگهیا مزبور را به بنایی که به آن تعلق داشت منتقل ساختند و در اطاقهای ضلع شرقی آن ضبط کردند معلوم شد که سنگهای زیر بنای عمارت مورد تعمیر در راستای طرف و  به جای سنگ آستانه در ایوان به کار برده شده بود همه این سنگها را بیرون آورده در اطراف حیاط شمالی ایوان قرار گرفت . در خود ایوان دو پنجره سمت غرب درگاه واقع در دیوار خلفی ایوان تعمیر یافت ابتدا تعمیر پیشین که با سیمان صورت گرفته بود برداشته شد . سنگ سر در که قسمتی از آن باقی مانده و متعلق به پنجره نزدیک درگاه بود با الحاق سنگی تازه تکیمل گردید و سنگ سر در جدیدی جانشین سنگ سر در مفقود پنجره واقع در سمت  غرب اول شد در سمت غرب ایوان در کف جدید که از سیمان درست و با لایه قرمز رنگی پوشیده شده   چهار گوش با قاب و روکش شیشه ای تعبیه گردید تا کف قرمز رنگ باستانی را که از زمان داریوش به جای مانده و به اندازه 25 سانتیمتر در زیر کف فعلی قرار دارد نشان می دهد . درگاه واقع در دیوار غربی ایوان در سمت غرب با یک سنگ گیلویی که در حیاط شمالی پیدا شد تکیمل گردید و در بالای درگاه واقع در دیوار شرقی ایوان در سمت شرق نیمه سنگ گیلویی که به سختی آسیب دیده و مانند سنگ اولی در حیاط شمالی پیدا شده بود مرمت و به جای اصلیش نصب شد . دو قطعه از سنگ گیلویی که در باغ جنوبی جناح اصلی حرم پیدا شده بود به هم جفت گردید و قمست زیرنی آن که از بین رفته بود با الحاق سنگی تازه مرمت یافت . سپس آنرا در بالای سنگ سر در جدیدی روی نخستین پنجره از سمت غرب واقع در دیوار شمالی تالار مرکزی قرار دارد . یک سنگ گیلویی تقریباً کامل که در حیاط شمالی پیدا شد بر روی سنگ سر در مرمت یافته . دومین پنجره سمت غرب همان دیوار نصب گردید . یک سنگ گیلویی که کاملاً محفوظ مانده و به عنوان سنگ نجاری در اطاق سمت شرق تالار اصلی بکار رفته به جای خود بر فراز سنگ سر در پنجره سمت شرقی درگاه واقع در دیوار شمالی که به ایوان باز می شود نصب شد . قسمتی از سنگ گیلویی یعنی نیمه چپ آن را که در باغ حرم سرا پیدا شده بود به جای اصلیش روی نخستین پنجره از سمت شرق قرار دادند . دو طاقچه واقع در جنوب درگاه دیوار شرقی تالار اصلی با قسمتی از دو سنگ گیلویی یعنی نیمه های چپ آنها که یکی را در حیاط شمالی و دیگری را در جنوب عمارت پیدا کرده بودند تکمیل گردید . بالاخره درگاه در دیوار جنوبی با دو سنگ گیلویی هم در طرف شمال و هم در طرف جنوب تکمیل یافت . این دو سنگ گیلویی را قبلاً روی زمین در کنار دیوارهای شرقی و غربی حیاط کوچکی که در پشت تالار مرکزی واقع شده قرار داده بودند . چنانچه در بالا ذکر شد همزمان با تعمیر قسمتهای قدیمی مرمت قسمتهای بازسازی شده نیز اجرا گردید . چون قسمتهای چوبی سقف تالار (ایوان پوسیده بود و بیم فرو ریختن آن می رفت مخصوصاً تیرهای حامل ایوان مجدداً ساخته شد . بخشهای دیگر این مجموعه که از خشت خام درست شده نیز بازپیرایی گردیده و دیوارهای آن را با کاه گل اندود کردند و در داخل تغییراتی داده شد و اضافات بعدی که به بازسازی اولیه افزوده شده بود برای اینکه تا حد امکان به بنا شکل خود را داده باشد برداشته شد .

مجموعه‌های موزه

هنگامیکه تعمیر بنای موزه آغاز شد سر ستون گاو دوسر بزرگ که مربوط به تالار آپادانا بود از جای خود در تالار اصلی برداشته شد و به داخل حیاط جلو ایوان منتقل گردید. دو سر گاو که به سختی آسیب دیده بود مرمت شد. قسمتهای متلاشی شده این دو سر به یکدیگر متصل و برای استوار ساختن آنها میله‌های فولادی در داخل آنها بکار رفت. یک ته ستون مدور از سنگ همان قطر ته‌ستونهای آپادانا تهیه گردید و در ضلع غربی حیاط سرستون نامبرده را روی آن گذاشته شد. برای بعضی از حجاری‌های موزه پایه‌های مستطیل‌گونه‌ایی ساخته شد تا پس از تکمیل تعمیرات موزه و تنظیم مجدد مجموعه‌ها حجاری‌ها را روی آنها قرار دهند. بعضی از اشیاء سنگی موزه قبلاً تعمیر شده بود. بسیاری از قطعات سنگهای منقوش تزئینی با چسباندن تکه‌هایی که به آنها تعلق داشت کامل گردید. تمام قطعات و تکه سنگهای موجود در موزه مخصوصاً سنگهای منقوش مورد بررسی و مطالعه قرار گرفت و محل واقعی بسیاری از آنها معین شد و تعدادی از آنها به جای اصلیشان نصب گردید . در این بررسی معلوم شد که در حدود سی عدد آنها متعلق به نمای راه پله ویران اردشیر اول است . بازسازی این قطعات در آخرین فصل این مجله آورده شده است . بررسی شود .

کاخ H

آنطور که در گزارشات تیلیا آمده است مطالعه کاخ H که در گوشه جنوب غربی صفه و مغرب کاخ خشایارشا و جنوب حیاط مقابل کاخ داریوش واعق شده به صورتیکی از جالبترین کارهای گروه مذکور بوده است . در زمستان 1970 1971 گروه تیلیا توانست جان پناهی را مرکب از قطعات سنگی که یک سال پیش از آن در زیر دیوار صفه تخت جمشید در جنوب و مغرب کاخ H پیدا شد در راستای لبه دیوار صفه در سمت جنوب و اطراف گوشه جنوب غربی دیوار بازسازی کند . در آن زمان در زیر دیوار صفه بیش از یک صد قطعه و قطعات بزرگتری که به جان پناه تعلق داشت پیدا شده بود که بسیاری از آنها به صورت تکه های زیادی شکسته و از هم گسیخته بود که می بایست نخست آنها را به هم پیوست و مرمت کرد . این کار را یک گروه هشت تا ده نفری مرکب از کار گران جوان انجام دادند . این جان پناه بر خلاف سایر جان پناه های روی صفه تخت جمشید از جان پناه های ویژه تشکیل شده است . جان پناهای یاد شده شامل عناصر مرکب بلند و کئتاه متناوبی است که عناصر کوتاه میانه ای آنها را به یک دیگر اتصال داده و نیم مخروطهای شاخ مانندی بر فراز آنها تعبیه شده است . دم گیری و جاسازیهایی که روی تخته سنگهای لبه صفه انجام گرفته به طور وضوح جای هر جان پناه و امتداد آنها را نشان می دهد . از روی جای فرو افتادن سنگهای جان پناه به جای اصلیش میسر گردید . بعلاوه شکل و اندازه سوراخهای مادگی در سطوح فوقانی عناصر کوتاه تر و سطوح تحتانی عناصر فوقانی روی عناصر تحتانی گذاشته شد . در تعدادی از موارد علائم حجاری روی دو طرف مانند هم بودند . تنها عناصر شاخ مانند فوقانی چون به علت سبکی وزن هنگام سقوط از بالای صفه به محل دورتری پرتاب شده بود تعیین محل حقیقی آنها بر روی جان پناه‌های مرکب دشوار بود . بسیاری از شاخها چون هنگام سقوط به سنگهای دیگر برخورد کرده بود به تکه های زیادی شکسته شده بود . دو عنصر بزرگ مرکب کناری به طور دقیق در یکدیگر جفت شد . حتی قسمتهای دو شاخ را که روی این دو جان پناه قرار می گرفته پیدا کرده و به جای خودشان نصب گردید . در بازسازی عناصر فوقانی را به وسیله زبانه‌های کوچکی به عناصر زیرین سیمان چسبانده و مستحکم گردید . شاخهای فوقانی پس از مطالعات لازم به عناصر فوقانی اتصال یافت .عناصر مرکب جان پناه به لبه صفه چسبانیده نشده زیرا در قدیم این کار صورت نگرفته است . به هر حال چون عناصر فوقانی به عناصر زیرین اتصال یافته است خطر زیادی برای سقوط مجدد آنها وجود ندارد . مطالعه درباره بازسازی بعضی از عناصر در راستای ضلع غربی دیوار صفه نیز آغاز گردید. اما کار گروه تیلیا در این قسمت موفقیت زیادی نداشت چون بسیاری از قطعه سنگها که جان پناه واقع بر روی این ضلع را تشکیل می داده به سختی آسیب دیده و بسیاری از آنها نابود شده است . از روی ضلع غربی دیوار قطعات فرو ریخته به اندازه قطعات موجود روی زمین نبوده است و تیلیا احتمال می دهد اکثر آنها را پیدا کرده از تخت جمشید بیرون برده‌اند .

مطالعه محل باستانی کاخ H تا سال 1972 ادامه داشته و قطعات و تکه سنگهای پراکنده در محل و بکار رفته در ساختمان بعد از هخامنشی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت .

آرامگاه اردشیر سوم

مرمت آرامگاه شمالی از دو آرامگاه شاهی که در دامنه کوه رحمت بر فراز صفه تخت جمشید در سنگ کوه کنده شده به نام اردشی سوم معرفی شده . از سال 1969 آغاز گردید یک قطعه سنگ عظیمی که از دیوار کوه در سمت غرب نمای آرامگاه جدا شده و روی سکوی مقابل مقبره افتاده بود . ابتدا پشت این سنگ را بریده آنرا به صورت یک تخته سنگ بزرگ در آوردند . این تخته سنگ را در چهار تکه بریدند تا اینکه بتوانند آنرا به آسانی بلند کرده به جای خود نصب نمایند . و بدین طریق حفره ای را که در دیوار کوه ایجاد شده بود پر کردند . ابتدا پله هایی در این قسمت کوه کنده شد تا تکیه گاه بهتری برای بتون مسلحی که می باید فاصله تخته سنگها و بدنه کوه را پر کند حاصل شود . سپس هفت سنگ بزرگی که از همان دیوار کوه همراه با سنگ بزرگ فرو ریخته و نزدیک همان سنگ روی سکو پیدا شده بود جهت اتکا تخته سنگ هنگام اتصال به کوه با کمک میله های فولادی قوی 28 میلیمتری به جای اصلیشان وصل گردید . پیش از اینکه چهار قسمت سنگ بزرگ یکی یکی از زمین برداشته شود و به وسیله میله های فولادین که دارای همان استحکام بکار رفته در قطعات زیرین بود به جای خود استوار گردد محل دقیق آنها با قالبهای گچی مورد مطالعه قرار گرفت . میله های فولادی را در سوراخهایی که قبلاً در دیوار کوه و پشت تخته سنگه ایجاد شده بود وارد ساختند . قسمت خالی بین دیوار کوه و تخته سنگها را با بتون مسلح پر گردید . کار سبک ساختن سنگ فرو افتاده و تقسیم و نصب مجدد آن تقریباً 3 سال به طول انجامید . تعداد زیادی از قطعات کوچک و بزرگ سنگ که روی سکوی مقابل نمای مقبره و حوالی آن پیدا شد ممکن گردید تا آنها را روی دیوارهای جانبی سمت چپ و راست نمای آرامگاه به جای خود نصب گردید . بعضی از این قطعات سنگ در پله جدیدی که برای وصول به سکوی مقابل آرامگاه درست شده بود بکار رفته بود که بعد از خراب کردن آن به دست آمد . سه قطعه سنگی که بدین طریق به دست آمد معلوم شد که متعلق به قسمت درب مقبره است که گم شده بود . یک قطعه سنگ بزرگ مربوط به بام آرامگاه که فرو افتاده بود از زمین برداشته شد . و در یک ارتفاع 16 متری در بالای سکو در جای خود نزدیک گوشه فوقانی سمت چپ نما نصب گردید .

سرپوشهای بزرگ که در قدیم روی دو صندوقه مجوف آرامگاه قرار داشته با قطعات بزرگ و کوچکی که درون حفره صندوقه ها و روی زمین در داخل و خارج آرامگاه افتاده بود مرمت شد . این سرپوشهای سنگی 3 متر درازا و 35/1 متر پهنا دارند . قسمتهای مفقود با الحاق سنگ  های تازه ترمیم یافت و پس از مرمت سرپوشها را بر روی دو حفره قرار دادند . هنگام بیرون آوردن قسمت هایی از این سرپوشها که داخل یکی از دو صندوقه افتاده بود یک سنجاق موری نقره پیدا شد . سنجاق مو پیدا شده 5/8 سانتیمتر طول دارد و یک حلقه کوچک به سر آن وصل است . برای بیرون راندن آب باران که هنگام زمستان از بام آرامگاه نشت کرده و داخل نمای آرامگاه شده و به نقشهای برجسته زیان وارد می ساخت می بایست کارهایی در بالای مقبره انجام داد . ابتدا خاکهای انباشته شده در ترکها و شکافهایی که 2-3 متر عمق داشت بیرون آورده و سپس بقایای خاک را که در عمق شکافها بود با آب شسته شد . بعداً این شکافها و ترکها را نخست با سنگ ریزه و سیمان و ماسه پر کردند به طوریکه این مواد تا پائین ترین حد ممکن نفوذ کند و پس از آن خرده سنگ و سیمان و ماسه افزوده شد . تا اینکه شکافها تا چند سانتیمتر مانده به سطح بام آرامگاه پر شد . در حدود 200 متر مربع از سطح کوه که در بالای مقبره قرار دارد بدین طریق مورد عمل قرار گرفت . علاوه بر این کار دو جدول در کوه با شیب در دو جهت مخالف حفر گردید تا جدولهای قدیمی موجود برای بیرون بردن آب مورد استفاده قرار گیرد . لوحه های سنگی که از کوه نزدیک با مجدا شده بود توسط 30 میله 28 میلیمتری فولادی که در سوراخهایی به عمق 5/2-5/3 متر داخل شد مستحکم گردید تا از لغزش آنها به سمت پائین جلوگیری شود . گذشته از تعمیر خود آرامگاه در بازسازی چهار صفه که از سنگ نیم تراش درست شده و در زیر ساختمان پائین مقبره قرار دارد کارهایی صورت گرفت . این صفه‌ها فرو ریخته و سنگهای آنها در دامنه کوه پراکنده شده بود . برخی از آنها که تا بر روی صفه تخت جمشید غلطیده بود در محوطه ای واقع در شرق تالار صد ستون به دست آمد . بسیاری از این سنگها مخصوصاً درسمت شمال در زیر خاک به ویژه خاکهای حاصله از حفاری آرامگاه و ساختمان پایین آن مدفون گردیده بود .

ابتدا خاکها به ویژه خاکهای حاصله از حفاری آرامگاه و ساختمان پائین آن مدفون گردیده بود . ابتدا خاکها از طرف جنوب برداشته شد و سنگهای فرو افتاده را برداشته به جای خود نصب نمودند . چون این سنگها را فقط به شکل تقریبی تراش داده بودند یافتن جای دقیق آنها تقریباً غیر ممکن بود . از تمام سنگهایی که گرد آوردی و نصب شده بود علامت گذاری شد تا از آنهایی که در جای خود باقی مانده بود تشخیص داده شود . نخست گوشه های جنوب غربی و اضلاع جنوبی چهار صفه پا گردید . سپس گوشه های شمال غربی و اضلاع غربی و در آخر کار اضلاع شمالی که خاک در آنجا بیشتر جمع شده بود ساخته شد .

در زیر قطعه سنگ عظیمی مربوط به صفه دوم در سمت غرب که آنرا برداشته تا با راستای سایر سنها میزان کنند دو قلم سنگ تراش نوک تیز آهنی پیدا شد که بدون شک توسط یکی از حجاران هخامنشی در آنجا به جای گذاشته شده بود . در میان خاکهای انباشته میان دو قطعه سنگ از صفه سوم در طرف شمال نیز سناق فلزی کشف گردید این سنجاق مو 5/10 سانتیمتر طور دارد .  چون از زنگ پوشیده مشاهده نقش آن دشوار است . برای پاک کردن ضلع شمالی ضلع شمالی و قسمت طولانی لازم بود . با این حال تا پس از مدت پنج سال در تابستان سال 1969 کار مرمت این قسمت خاتمه یافت و می توان مرمت مجوعه آرامگاه را تمام شده تلق کرد .

 

 

 

 

 

 

توصیف آرامگاه صخره ای نیمه تمام هخامنشی ( چاشتخوار) :


                این آرامگاه که در نوع خود یکی از با ارزشترین اثر تاریخی می باشد در فاصله تقریبی 50 کیلومتری شرق
تخت جمشید ودر منتهی الیه شرقی کوه مهر ( رحمت ) حد فاصل روستای چاشتخوار و  خان آباد واقع شده و به سبب قرابت یا روستای مذکور به مقبره چاشتخوار معروف می باشد .

فرم و هیئت این آرامگاه شباهت زیادی با آرامگاههای اردشیر دوم و سوم در تخت جمشید دارد . با این تفاوت که قسمت جلویی این اثر دارای دو سکوی پله ای شکل پلکان دار است ولی آرامگاه های موجود در تخت جمشید دارای یک سکوی فاقد پلکان . ارتفاع خیز سکوی اول و دوم در مقبره چاشتخوار به ترتیب 30/3 و 30/4 متر و طول و عرض سطح افق هر دو سکو برابر و تقریباً 13*21 متر می باشد در طرفین سکوی دوم آرامگاه دو پلکان سنگی یکپارچه و متصل به کوه وجود دارد که هر کدام دارای 18 پله می باشند .

با توجه به ابعاد و ارتفاع آرامگاه و نوع ابزار بکار گرفته شده جهت تراش بدنه صخره ها این اثر مربوط به دوره هخامنشی می باشد که شاید بدلیل مرغوب نبودن جنسیت سنگ کار آن به اتمام نرسیده و نیمه تمام رها شده . با مشاهده عینی قسمت پیشانی این آرامگاه برفراز سکوی دوم بنظر می آید که بجای در آوردن اطاقی با ستون نماهای جانبی و درب دار بخش اعظمی از فضا را بطور منظم و یکنواخت شبکه بندی و در دو ردیف فضاهایی مشابه استودان درآن ایجاد نموده اند که فضاهای پائین تری دارای ابعاد و اندازه های بیشتری نسبت به فضاهای بالاتری هستند و هر فضا با کادری سنگی محصور گردیده در خصوص این اثر تاریخی و کاربرد آن که به تاریخ 10/9/54 تحت شماره 1219 در فهرست آثار ملی ثبت گردیده نظریات متفاوتی مطرح هست . یک گروه معتقدند که این اثر به هدف ساخت یک مقبره جهت یکی از شاهان هخامنشی ایجاد شده  و برخی دیگر معتقدند که این اثر یک معبد هخامنشی است و برای اثبات این مدعا به وجود چشمه آب پائین اثر استناد می کنند عده ای آنرا ترکیبی از معبد و آرامگاه ساخته شده در دوره هخامنشی می دانند و                                                                                                                                  پاره ای هم آنرا قدمگاه حضرت علی می دانند . تقریباً در فاصله 70 متری غرب این آرامگاه گورستانی وجود دارد                                                     
می توان آنرا کلکسیونی از مقابر از ادوار پیش از اسلام تا زمان حال دانست که دارای دو ساختمان غسالخانه و بنای کوچک گنبددار امامزاده سیدالدین می باشد .

درست درمقابل آرامگاه در فاصله تقریبی 100 متری آن آثار تپه تاریخی دیگری بنام تل گچی با دوره تاریخی اسلامی نمایان است که مدارک تاریخی سطح الارضی قابل ملاحظه ای از جمله سفال در اطراف آن بچشم می خورد و علاوه بر اینها در پای آرامگاه و مقابل آن چشمه آبی از دل زمین و زیر صخره کوه به بیرون می جوشد و به سمت دشت جنوبی اثر جاری می گردد که بسیار با صفا و زیبایی خاصی را به اثر بخشیده این چشمه به چشمه شیرین یا قدمگاه معرف است از آنجا که اداره راه و ترابری ارسنجان قصد دارد که پروژه جاده سازی خان آباد به چاشتخوار را که درست در محدوده عرصه این اثر عبور کرده بهسازی و توسعه دهد لازم دانسته که هر چه سریعتر حریم این اثر تهیه و تصویب گردد و بهمین خاطر در نقشه حریم سعی شده که سه اثر تاریخی فوق الذکر ( مقبره نیمه تمام ـ گورستان ـ تپه گچی ) که نزدیک بهم هستند در یک عرصه مشترک قرار گیرند تا هم کار حفاظت آنها آسانتر باشد و هم به سبب قرابت با هم دارای حریم واحدی باشند .

علاوه بر محدوده عرصه در اطراف مقبره و خصوصاً روی بلندای کوه آثار قبور متعدد سنگی ( خرف خانه ها) و آثار معماری سنگی دوره اسلامی وجود دارد که سعی شده آنها درون محدوده حریم یک قرار گیرند ضمناً جهت رسم خطوط حریم یک که دقیقاً با دوربین نقشه برداری گردیده در جهات چهار گانه نیاز به شاخص بود که برای سمت شمالی خط الرأس کوه و قسمت جنوبی کانال زه کش و اثر جاده خاکی و قسمت شرقی جاده آسفالته و قسمت غربی هم انتهای قبرستان بعنوان شاخص کار در نظر گرفته شده . 

پیشینه کتیبه نگاری


پیشینه کتیبه نگاری در جهان

    تقریبا قطعی است که نخستین آثار خطی بشر نوشتن بر روی مواد سخت مانند خشت ، عاج و در دوره های بعدی بر روی سنگ بوده است ؛ چه این مواد تا مدت درازی باقی می مانند و گذشت زمان و عوامل طبیعی به سادگی آن ها را از میان نمی برد. بعدها که موادی مانند پاپیروس و کاغذ کشف شد، نگارش بر سنگ و مواد سخت تدریجاً منسوخ شد. پس سنگ نبشته ها یا آنچه در حکم سنگ نبشته است ، یعنی نگارش بر روی اشیاء سخت را باید کهن ترین شکل کتیبه نگاری دانست. نگارش بر روی مواد سخت و سنگی در میان همه ملت هایی که پیشینه تاریخی کهنی دارند، به گونه های متفاوت دیده می شود و در سراسر جهان نمونه هایی از رواج آنها را می توان دید.

 

در چین

    نوشته های کهن چینی بیشتر بر روی برنز بوده است و قدمت آن ها به حدود یک هزار و پانصد سال پیش از میلاد می رسد . نوشته هایی جدیدتر از این تاریخ بر روی استخوان نیز از شمال چین بدست آمده است. همچنین قصیده هایی بر روی سنگ از حدود سده دوم میلادی در دست است. اختراع کاغذ در یکصد سال پیش از میلاد به سنّت کتیبه نگاری در چین پایان داد.

 

در هند

    هندی ها در آغاز تاریخ خود ، از برگ نخل برای نوشتن بهره گرفتند و مهمترین نوشته های آن ها نوشته های «آشوکا»، امپراتور بزرگ هند، به زبان «پراکریت» (= زبان های هندی میانه که در نمایشنامه های سانسکریت برای گفتار طبقات عامه به کار می رفت ) است که مربوط به سده سوم پیش از میلاد است .

در بین النهرین

    در بین النهرین آثار هم کهن تر است و هم متنوع تر. آثار سومری به هزاره چهارم پیش از میلاد مربوط می شوند که غالباً بر روی خشت هایی نوشته شده که با دوام اما سبک بوده اند و برای نوشتن و حمل و نقل مناسب، این خشت ها را پس از نوشتن در آفتاب می گذاردند تا خشک شود.

 

پیشینه کتیبه نگاری در ایران

    سنت کتیبه نگاری در ایران پیش از اسلام محدوده ای گسترده دارد و مطابق روش معمول زبان شناسی تاریخی این محدوده تاریخی به دوره باستان و میانه تقسیم شده است. دوره باستانی محدوده ی زمانی پادشاهی هخامنشیان و دوره ی میانه عمدتاً دورۀ اشکانیان و ساسانیان را در برمی گیرد، هر چند سنت نگارش کتیبه به خط های میانه تا قرن های چهارم و گاه بعدتر نیز در میان ایرانیان رواج داشته است. از دورۀ پیش از هخامنشیان نیز کتیبه هایی به خطوط غیر ایرانی مانند سومری ، ایلامی و خط میخی  بین النهرینی و کتیبه های اوراتو و حتی اخیراً کتیبه هایی در جنوب خراسان (= لاخ مزار، بیرجند) بدست آمده است که برخی وجود خط تصویری را در آن ها نیز احتمال می دهند.

 

معرفی آثار تاریخی نقش رستم و نقش رجب

نقش رستم :

نقش رستم یکی از مهمترین و زیبا ترین آثار باستانی سرزمین همیشه جاوید پارس می باشد که آثار مهمی را از دوران عیلامی ، هخامنشی و ساسانی در خود جای داده است . بر سینه این کوه مقبره های بسیار عظیمی به جای مانده ، که شهریاران هخامنشی در آنجا آرمیده بوده اند و از راست به چپ ، این قبور منسوب به خشایارشا ، داریوش کبیر ، اردشیر اول و داریوش دوم می باشد. در پائین کوه هم آثار بسیار زیبایی از دوران ساسانی حجاری شده که به ترتیب از راست به چپ عبارتند از :

نقش اول تاجگذاری نرسی ( 304-294 م) پسر شاپور یکم شاه ساسانی می باشد که حلقه شهریاری را از آناهیتا خدای آب ( شاپور دختک ، همسر نرسی ) دریافت می کند. نقش دوم که در زیر آرامگاه داریوش کبیر قرار دارد مشتمل بر دو نقش است که نشان دهنده پیروزی بهرام دوم ( 294-273 م ) بر دشمن خویش می باشد. نقش سوم که زیبا ترین ، مجلل ترین و پر افتخار ترین نقش دوران ساسانی است نشانگر شکوه و بزرگی شاپور اول ( 270-239 م ) شاه ایران می باشد که والرین امپراطور روم در مقابل او زانوی تسلیم بر زمین زده است . نقش چهارم نشانگر پیروزی هرمز دوم ( 309-302 م ) بر دشمن خویش می باشد در بالای این نقش حجاری دیگری دیده می شود . نقش پنجم احتمالا تصویر شاپور دوم ( 379 309 م ) می باشد. نقش ششم ، که مربوط به زمان عیلامیان (700 قبل از میلاد‌) است که نقش بهرام دوم ( 294-274 م ) همراه با خاصان و نزدیکانش بر روی نقش عیلامی حجاری شده است . در هر دو طرف نقش بهرام هنوز آثاری از نقوش عیلامی دیده می شود.

آخرین نقش متعلق به تاجگذاری اردشیر بابکان ( 239 224 م ) اولین پادشاه ساسانی است که حلقه شهریاری را از اهورامزدا دریافت می دارد. از دیگر آثار موجود در نقش رستم بنای سنگی موزون و استواری است که کعبه زرتشت نامیده می شود و از مهمترین آثار منحصر به فرد عهد هخامنشی به شمار می آید. درباره این بنا نظرهای مختلفی وجود دارد. در نقش رستم ، آثار دیگری همچون چاه آب و دو آتشدان سنگی نیز مربوط به عصر ساسانیان به چشم می خورد.

کعبه زرتشت :

این ساختمان بسیار زیبا و مکعب شکل روبروی کوهستان که نظر شما بینندگان را به خود جلب می نماید در این دو قرن اخیر به نام « کعبه زرتشت » نامیده شده است زیرا خیال کرده اند که با آئین زرتشت پیامبر ایران باستان رابطه داشته است . مهارت و دقتی که در برش و حجاری سنگهای حجیم سفید و مشکی این بنا به کار رفته ،‌استادی هنرمندان و سبک معماری دوران هخامنشی را به خوبی می نماید. این بنا توسط مهاجمین نا آگاه به سختی آسیب دیده ولی در عین حال به عنوان یکی از مهمترین آثار تاریخی ایران مورد توجه می باشد. قسمت زیرین بنا تو پر ساخته شده اما در بالای ساختمان اطاقی با اندازه 5/2 * 5/2 متر وجود دارد که کاربرد آن مایه بحث بسیار شده است . عده ای آن را آتشکده می دانند اما محل آن و بی نفوذ بودنش این فرضیه را مردود می سازد. گروهی آن را محل نگهداری اسناد و یا حتی جای نگهداری جسد مومیائی شده شاهان می دانند که پیش از ساختن آرامگاهشان آنجا به امانت گذاشته می شدند. اما پلکان بلند و سخت این بنا و محل تنگ آن این فرضیه را هم مردود می کند. بهترین تعبیر آن است که این بنا را برای آرامگاه ساخته بودند ،‌ولی بعد که داریوش بزرگ نوع آرامگاه شاهی را از بنای ساختمانی به مقبره درون کوه در آورده شده تغییر داد ، این بنا را هم برای کار دیگری گذارده بوده اند.

یک پلکان سی پله ای برای این ساختمان ساخته بوده اند که قسمت فوقانی آن توسط عده ای نا آگاه در طول دوران تاریخی آن نابود گردیده است . کتیبه طولانی که در اطراف دیوار پائینی این بنا نقش شده است یکی از شاپور یکم ساسانی است که به سه زبان پهلوی ساسانی ( پارسی میانه ) ، پهلوی اشکانی و یونانی حک گردیده است و موضوع اصلی آن شرح حوادث تاریخی دوران شاپور اول و به خصوص جنگ ایران و روم است که در آن جنگ سه امپراتور رومی گردیانوس ، فیلیپ عرب و والرین به سختی شکست خوردند و این آخری پس از اسارت در بیشاپور زندانی گشت ( 262 . م ) کتیبه دیگر در زیر کتیبه شاپور اول است و به زبان پهلوی اشکانی و در 19 سطر است که به دستور کرتیر موبد موبدان نقش شده است . کریتر ضمن معرفی خود و القابش به شرح خدماتی که در راه دین زرتشت انجام داده می پردازد و از رسیدنش به جایگاه موبد بزرگ و دادور ( قاضی ) تمام کشور و سرپرستی معبد آناهیتا سخن می راند .

 

 

 

 

 

 

 

 

اولین نقش :

این فضای خالی بزرگ حجاری نشده ای که به چشم می خورد شاید به منظور حجاری حوادث تاریخی اواخر دوران ساسانی تهیه گردیده بوده ، اما فرصت اتمام آن به دست نیامده است . طول این مجلس 10 متر و ارتفاع آن 5 متر می باشد و حدود 2 متر بالاتر از سطح زمین در مرکز این قسمت حجاری نشده کتیبه بیست سطری به زبان فارس حک گردیده است که بسیار جدید است و راجع به تقسیم آب مصرفی برای زمینهای مزروعی کنار نقش رستم می باشد و اهمیت تاریخی ندارد.

دومین نقش :

تاجگذاری نرسی ( 294 تا 304 میلادی )  نرسی پسر شاپور یکم و فرمانروای ارمنستان در سال 294 . م بر بهرام سوم پسر بهرام دوم و نوره بهرام اول ( یعنی پسر برادر زاده خود ) شورید و تاج و تخت ایران را به دست آورد. این نقش صخره ای بسیار مشهور ، تاجگذاری نرسی را نشان می دهد. حلقه دیهیم دار شاهی میان او و نقش زنی تاجدار قرار دارد و مانند آن است که نرسی آن را از دست آن بانو می گیرد. بانوی مذکور در سمت راست ایستاده است . موهای مجعدش در بالای تاج کنگره داری آراسته گشته و لباس بلند و آویزانش با کمر بندی بسته شده و با دکمه ای روی سینه اش و زیر گردنبندی گوهر نشان استوار گردیده است. معمولا این نقش را تصویر آناهیتا الهه باروری و خانواده و نماد آب و آبادانی می دانسته اند اما ع . شاپور شهبازی استدلال کرده است که وی شاپور دختک همسر نرسی است زیرا از لحاظ مقام پائین تر از پادشاه نشان داده شده است و چنین امری در مورد الهه بین پادشاه و بانوی تاجدار ، مردی را با اندازه ریز تر نشان داده اند که صورت و سر او به سختی آسیب دیده است ولی احتمالاً ولیعهد نرسی یعنی هرمز ( دوم ) می باشد. پادشاه تاج گوی مانندی دارد که در سطحی بالاتر از تاج الهه حجاری شده است و این امر برتری شان او را بر بانوی تاجدار می نماید. پادشاه پیراهنی آراسته بر روی شلوار چین دار خود پوشیده است و زینت آلات و تاج و لباس و نوارهای افشان او در این شاهکار هنری جلوه گر می باشد. در پشت سر شاه بزرگ زاده ای ایستاده است که انگشت سبابه دست راست خود را به رسم آن روز به ادای احترام بالا نگاه داشته است.

سومین نقش :

پیروزی بهرام دوم ( 274 تا 294 میلادی ) را بر دو دشمن خویش نشان می دهد. این نقش در دو صحنه یکی بالای دیگری که به وسیله خط باریکی از هم جدا گشته اند حجاری شده است . بهرام سوار بر اسب چهار نعل به سوی دشمنی سواره می تازد و نیزه بلند خود را چنان بر او زده که نیزه دشمن شکسته شده است . در پشت سر بهرام سواری آراسته درفشی را به دست گرفته است که میله ای افقی مزین به سه گوی بر فراز آن است و دو طره پارچه ای از آن آویخته است . شاید این همان درفشی باشد که آمیانوس مورخ رومی می گوید ساسانیان به هنگام حمله برمی افراشتند و رنگ آن سرخ همچون شعله آتش می بوده . از زیبائی های این نقش یکی روکش پارچه ای منگوله دار اسب است و دهانه و لگام آراسته آن و دیگری تیردان بلندی که بر ران راست پادشاه آویخته شده . در این صحنه نقش یک سرباز رومی هم حجاری کرده اند که بر زمین افتاده و زیر اسب بهرام لگد کوب گشته است .

چهارمین نقش :

پیروزی شاپور اول ( 239 تا 270 میلادی ) بر والرین امپراطور روم را نشان می دهد. در زمان شاپور یکم سه امپراطور رومی به ایران حمله ور شدند. یکی گردیانوس جوان بود که در 242 . م کشته شد . دیگری فیلیپ عرب بود که در برابر شاپور ناچار به عجز شد و قبول کرد باج سالیانه بپردازد و سوم والرین بود که در 262 میلادی با هفتاد هزار سرباز و امیر و سناتور رومی به دست ایرانیان اسیر گشت . شاپور پیروزی خود را در چند نقش ( در نقش رستم و بیشاپور ) حجاری کرد و همچنین در کتیبه سه زبانی خود بر دیوار کعبه زرتشت در نقش رستم توصیف نمود. شاپور در این کتیبه می گوید : « والرین با سپاهی که مشتمل بر 29 گروه اروپائی بود ( وی یکی یکی آنها را نام می برد ) و به هفتاد هزار نفر بالغ می شد به جنگ ما آمد . در اطراف الرها و ادسا جنگ بزرگی بین ما و امپراطور والرین در گرفت . ما امپراطور والرین را با دستهای خویش اسیر کردیم ! فرماندهان نیروی نظامی ، استانداران ،‌سناتورها و افسران عالی رتبه او را به اسارت گرفتیم و همگی آنها را به ایالات ایران انتقال دادیم .

این صحنه پیروزی شاپور از زیبا ترین نقش برجسته های تاریخی نقش رستم است و از حادثه ای حکایت دارد که مایه سرفرازی ایرانیان می باشد. شاپور با تاج کنگره ای و جامه آراسته سوار بر اسب رو به سمت چپ نقش شده است و در پیش او فیلیپ عرب امپراطور باج گذار رومی زانو خم کرده است ( اینکه عامه عقیده دارند این امپراطور زانو زده ، والرین است ، اشتباه است ) پادشاه یک دست خویش را به طرف او دراز کرده تا نشان به اهتزاز در آمده چنانکه گفتی با شتاب دویده است تا پیش پادشاه ایران به زانو درآید. وی هر دو دست خویش را به حالت بخشش به جلو دراز کرده است . بزرگی و عظمت پادشاه از لباسش ؛ زینت آلات او ( گردنبند ، دستبند و تا ) و طرز آرایش موهای چین دار و بر شانه ها افتاده اش و نیز دهنه و زین و لگام اسب مغرورش همه نشانی از عظمت او دارد. کنار شاپور امپراطور رومی دیگری ایستاده است که شاپور مچ او را به نشانه اسیر گرفتنش به دست دارد و این امپراطور اسیر والرین می باشد. چنین به نظر می رسد که افراد این نقش کاملاً زنده می باشند و این امر مهارت و استادی هنرمندان دوره ساسانی را تائید می نماید. در پشت سر اسب شاه تصویر موبد بزرگ کریتر دیده می شود که کلاهی بیضی شکل مزین به نشان قیچی به سر دارد و انگشت سبابه دست راست خویش را به نشانه احترام به سوی شاپور دراز کرده است و گردن بند مرواریدی آراسته شده به گردن دارد و بالا پوشش با سنجاقی در جلو سینه قفل شده است .

در پائین نیم تنه کریتر ، کتیبه او به زبان فارسی میانه در 48 سطر حجاری گردیده که بسیار آسیب دیده است . موضوع این کتیبه مانند سایر کتیبه های دیگر وی ،‌در قسمت اول او را معرفی می کند و القابش را باز می گوید و در قسمت دوم معراج او را شرح می دهد.

پنجمین نقش :

در زیر مقبره اردشیر اول یک مجلس حجاری با دو نقش دیده می شود. نقش بالایی متعلق به آذر نرسه (؟) یا شاپور ذوالاکتاف (؟) می باشد ( 379 تا 310 میلادی) این نقش تقریباً به طور کامل از بین رفته است . نقش پائین متعلق به هرمز دوم می باشد. ( 310 تا 302 میلادی ) هرمز دوم نوه شاپور اول ساسانی است . این نقش صحنه پیروزی هرمز را بر دشمن او نشان می دهد. پادشاه چهار نعل بر دشمن خود تاخته و اسب دشمن را سرنگون کرده است . دشمن رومی دارای ریشی است که پائین آن را بریده اند و کلاه خودش مانند خودهای رومی آرایشی تاج مانند دارد .تیردان بلندی در کنار پای راست پادشاه دیده می شود. اسب پادشاه به نحو جالبی با زینت آلات پشمی و منگوله بر روی ران اسب تزئین یافته . دم اسب به شکل گوئی گره خورده و اسب با افسار و یراق زرین تزئین شده است . در پشت سر پادشاه پرچمدار دیده می شود.

ششمین نقش :

در زیر مقبره داریوش دوم و روبروی کعبه زرتشت ،‌نقش حجاری شده ای مربوط به دوران ساسانی نظر بینندگان را به خود جلب می نماید. طول این نقش 6/7 و بلندی آن 3 متر می باشد. در این نقش یک سوار تاج داری نیزه خود را بر گردن دشمن فرو کرده است . تاریخ و شخصیت این پادشاه فاتح مشخص نیست ولی به عقیده بعضی از دانشمندان این نقش متعلق به شاپور دوم می باشد ، ( 379 309 میلادی‌) با این قرینه که تاج او شبیه تاج شاپور بر روی سکه های اوست تائیت می شود ، نیزه دشمن شکسته شده و اسب او از پشت به زمین نشسته است .

چاه آب :

این چاه آب و یا مخزن به منظور ذخیره آب به شکل یک پنج ضلعی نامنظم در پای کوه کنده شده است که بلند ترین ضلعش 20/7 متر و بقیه اضلاعش 5/5 متر طول دارد . شاید به علت قداست منطقه به خصوص در دوران ساسانی ،‌برای بازدیدکنندگانی که به زیارت آثار اینجا می آمده اند و یا برای اسبان آنها مخزن آبی لازم می بوده است و شاید هم این را برای مراسم مذهبی از کوه در آورده اند.

هشتمین اثر :

نقش بهرام دوم و خانواده اش که روی یک حجاری  قدیمی عیلامی کنده شده است . این قسمت از کوه ،‌نقشی از اوایل هزاره اول و متعلق به فرمانروایان عیلامی داشته است که بعدها با ایجاد نقش بهرام دوم صدمه شدیدی دیده اما از این نقش هنوز دو قسمت مانده است : یکی در سمت راست که مردی را با لباس بلند و کلاه لبه تیز نشان می دهد و دیگری در سمت چپ که الهه ای را بر تختی از مار می نماید. نمونه کامل این نوع حجاریها در کورنگون ممسنی به جای مانده است و از روی نمونه های باقی مانده به خوبی می توان شکل اصلی این نقش از میان رفته را بازشناخت . بهرام دوم ساسانی (274 تا 294 . م ) قسمتی از نقش عیلامی را محو نمود و بر جای ان مجلسی حجاری کرد که خودش را ایستاده و درمیان یاران و افراد خانواده اش نشان می دهد.

تاج پادشاه مزین به نقش عقاب است که پرنده مخصوص ایزد بهرام ، ایزد پیروزی بوده است . پادشاه جامه ای بسیار آراسته دارد و دسته شمشیر بلندی را به نشانه قدرت با دو دست گرفته است . در سمت چپ نقش بهرام ، نیم تنه سه شخصیت مهم در حالی که به بهرام می نگرند نقش گردیده . نزدیکترین نقش به پادشاه ، ملکه بهرام دوم « شاپور دختک» است . دو نقش دیگر که کلاه های آنان با سر گاو و پلنگ تزئین یافته ، احتمالاً شاهزادگان ساسانی می باشند. نفر چهارمی بدون ریش است و انگشت سبابه دست راست خویش را به اداری احترام به بهرام بالا برده . تصویر او با گردنبند آراسته و کلاهی که نشان قیچی بر روی آن است ، وی را به عنوان کریتر موبد بزرگ دوره بهرام مشخص می کند. نفر پنجم که با موهای پر پشت اما بدون کلاه و با ریش بلند و آراسته و کلاهی که نشان قیچی بر روی آن است ، وی را به عنوان کریتر موبد بزرگ دوره بهرام مشخص می کند. نفر پنجم که با موهای پرپشت اما بدون کلاه و با ریش بلند و آراسته نشان داده شده است ، دستش را به ادای احترام بلند نکرده « نرسی‌» عموی بهرام دوم می باشد. در سمت راست پادشاه نقش بزرگانی که انگشت های خود را به علامت احترام بالا نگاه داشته اند دیده می شود. در بالای این نقش در قله کوه ستونی استوانه ای از سنگ کوه تراشیده اند که احتمالا بر آن آتش می افروخته اند تا توسط آن پیام برسانند و یا مسافران را به محل راهنمایی کنند .

نهمین نقش :

آخرین نقش ، تاجگذاری اردشیر اول بنیاد گذار دولت ساسانی را نشان می دهد ( 224 تا 239 میلادی ) در این نقش پادشاه و اهورامزدا هر دو بر اسبهای کوچکی سوارند و اردشیر با یک دست اورنگ شاهی را از اهورامزدا دریافت می دارد و با دست دیگر بدو اداری احترام می کند. زیر پای اسب اردشیر پیکر اردوان پنجم آخرین پادشاه اشکانی نگونسار افتاده است و زیر پای اسب اهورامزدا هم به قرینه ، هیکل مردی زشت رو که موهایش همچون مار است و مظهر اهریمن ، سر چشمه خباثتها می اشد ، لگدمال شده است . بر روی سینه های اسب پادشاه و اهورامزدا دو کتیبه هر یک به سه زبان یونانی ،‌پهلوی اشکانی و ساسانی نقش شده است . ترجمه متن فارسی میانه حک شده بر سینه اسب اردشیر چنین است :

« این است پیکر مزدا پرست ، خداوند گار اردشیر ، شاهان شاه ایران که چهر از ایزدان دارد ، فرزند خدایگان پاپک شاه »

متنی که بر سینه اسب اهورامزدا حجاری شده ، به فارس چنین ترجمه می شود : « این پیکر از ایزد اهورامزدا است » در پشت سر شاه یکی از سرداران بزرگ ایران به صورت نیم رخ با نشان ویژه بر روی کلاهش ( غنچه گل ) در حالی که با دست راست مگس پرانی را بر بالای سر اردشیر گرفته است به طرز با شکوهی حجاری گشته است .

نقش دو چهار طاقی کوچک :

در این دو چهارطاقی کوچک که از سنگ کوه بر کنار راه تراشیده اند و بر فراز آنها گودی بزگری یافت می شود قبلاً آنها را آتشدان می دانسته اند اما امروز معتقدند که استودان یا جای نهادن استخوانهای پاک شده دو تن از بزرگان ساسانی بوده است .

استودانها :

در دامنه پایین این کوهستان حفره های مکعب شکلی در سینه کوهستان درآورده اند که اصلا برای نهادن استخوان مردگان پرداخته شده بوده و به همین جهت هم به نام استودان معروف می باشند. بعضی از آنها هم کتیبه دارند و همه به سده هفتم و یا هشتم میلادی تعلق دارند.

نقش رجب :

این شکفتی که در دامنه کوه مهر ( کوه رحمت ) وجود دارد نقوشی است از اردشیر بابکان و شاپور اول که در اینجا حجاری کرده اند. این محل را نقش رجب می خوانند و این نامگذاری جز شهرت محلی دلیل دیگر ندارد.

مرحوم فرصت الدوله شیرازی در کتاب آثار عجم نوشته است که آن را نقش قهرمانان هم می خوانند. آثار نقش رجب شامل چهار نقش برجسته است : سمت روبروی نقش اردشی بابکان را نشان می دهد که حلقه سلطنت را از مظهر اهورامزدا می گیرد. جلو آنها نقش بهرام نوه اردشیر و ایزد بهرام ( به صورت هرکول ) دیده می شود. پشت سر اهورا مزدا نقش دو بانو در حال احترام حجاری شده است که احتمالاً ملکه اردشیر و ندیمه اش می باشند. یکی از بزرگان ، پشت سر اردشیر با مگس پران به همراه شاهزاده شاپور ولیعهد اردشیر به حال کرنش ایستاده اند. تصویر دیگر کمی عقب تر از این نقش کنده شده و نیم تنه کریتر موبد معروف و مقتدر اوایل دوره ساسانی و کنار او یک کتیبه مفصل پهلوی از او یافت می شود.

دو نقش برجسته دیگر ،‌مربوط به شاپور اول فرزند اردشیر بابکان می باشد و نقش سمت راست مظهر اهورامزدا را سوار بر اسب نشان می دهد که حلقه شهریاری را به شاپور که او هم سواره است ، می بخشد. نقش سمت چپ ، شاپور را سوار بر اسب به همراه نه نفر از فرزندان او و بزرگان کشورش که همه پیاده و پشت سر او هستند نشان می دهد ، علامت شاهزادگان و خاندانهای بزرگ بر کلاههای چند نفرشان نمودار می باشد. آثار نقش رجب در تاریخ 24 شهریور 1310 ذیل شماره 22 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است .

 

تشکر و قدر دانی از تمام دوستان

از همه دوستانی که به وبلاگ من سر می زنند تشکر و قدر دانی می کنم و می دانم دور شده ولی سال جدید را برایشان سالی پر بار همراه با سلامتی و خوشحالی و همراه با موفقیت در کارهایشان برایشان آرزو می کنم و امیدوارم این سال همه شما به آرزوهایتان برسید و بتوانید زندگی خوبی داشته باشید و اگر کاری از دست من حقیر برای کمک به شما در کارهایتان بر می آید حتما به ایمیل من پیام بفرستید و یا با شماره من 09179284135 تماس بگیرید . من خوشحال خواهم شد بتوانم در تحقیقات ، کارآموزی و پایان نامه های شما و حتی فقط برای آشنایی با مرمت آثار تاریخی منطقه شهرستان مرودشت و استان فارس اطلاعات بخواهید در خدمت دوستان هستم . آدرس ایمیل من در زیر متن آورده شده و چندین کتاب چاپ کردم که اگر لازم داشتید در خدمت هستم .

کتاب راهنمای تخت جمشید و نقش رستم و پاسارگاد

کتاب راهنمای گردشگری استان فارس

کتاب ترجمه کتیبه های هخامنشی 

کتاب تخت جمشید ( راهنمای بازدید و مرمت سنتی سنگ در ایران ) این کتاب بیشتر تخصصی مرمت سنگ می باشد و برای مرمتکاران آثار خوب است .

آدرس پست الکترونی من :parseh2010_nazem@yahoo.com